من باب هر روزنوشتن


هر روز نوشتن برای من گاهی آسان و گاهی سخت و حتی کشنده است ولی وقتی کاری را شروع میکنی باید آن را انجام بدهی حال آنکه بدانی آنکار برای تو ثمراتی مثبت و حیاتی دارد .

نوشتن برای من که با نوشتن شعر هایم از 11سالگی شروع شده همیشه خاطره انگیزه ،شعر میگفتم و یادمه هنوز که اولین دفتر شعرم را حتی صحافی کردم .

اصلا بگزارید برایتان تعریف کنم :یادمه طرفای اول راهنمایی بودیم و تازه از محله حصارک کرج به خیابان کمالی میدان شهدا کرج آمده بودیم و من پس از مدتی خیلی با این محله و آرامشش و مردمانش ارتباط برقرار کردم . و تازه این آرامش داشت گویا به همه وجودم سرایت میکرد. داشتن یک اتاق که میتوانستم درش را ببندم و برای خودم بدانمش ،یا فکر میکنم حتی شرایط سنی آن زمان وقت شکوفا شدن استعداد هایم بود نمیدانم ولی من با نوشتن شعر خودم را شناختم و یادم می آید از آشنایان و حرفهایشان اینطور فهمیده بودم که نویسندگان و شاعران همگی در اوضاع مالی بدی بسر میبرند و من احساس میکردم این شاعری را نباید جدی بگیرم چون ممکن است دربزرگسالی بدبخت و فقیر شوم و شاعری را از دیگران مخفی میکردم و دیگران نمی دانستند که من حتی چیزی مینویسم .خوب شعر ها را مینوشتم و هر روز یک شعر جدیدتر تا اینکه یک حجم زیاد کاغذ داشتم وبه خاطر اینکه آنها گم نشود و کسی خدای نکرده آنها را نبیند به خودم گفتم باید آنها را به هم بدوزم خوب با یک سوزن لحاف دوزی و نخ شروع به دوخت کردم و اولین کتاب عمرم را در دستم گرفتم و با خودم گفتم باید قایمش کنم تا کسی نبیند و یک وقت فکر نکنند من میخواهم شاعر شوم و قرار است زندگی فقیرانه وفلاکت باری داشته باشم .

کاش می شد چند شاعر داشتیم که از فقر به ثروت از راه نویسندگی رسیده باشند ولی متاسفانه شاعران همیشه غرق در افکار خویشند و تنها .شاید همین تنهایی آنهاست که زیاد به فکر ثروتمندی نیستند وبه قولی شکمشان را با نانی سیر می کنند و سقفی اندازه جسمشان برایشان کافیست.

من نوشتن هر روزه را دوباره شروع کردم بیش از یکسال است که هر روز مینویسم و تاثیر زیادی بر زندگی من داشته .

شاید بعدها با خواندن مقاله فوق العاده شاهین کلانتری به نام صفحات صبحگاهی

حداقل تاثیر آن اینست که من هر روز خلق میکنم . هر روز مثله یک خالق خلق میکنم حتی چند کلمه ،این افکار در مغزم را به انرژی و انرژِی را به نوشتن میدهم .

دومین تاثیرش برای من نوشتن تمام ترس های ان روز است .ترس ها و غیر ممکن ها و دل مشغولی های که همه داریم . همه این افعال بالا را در نظر بگیرید که یک سگ گرسنه هستند که هر روز از صبح پاچه شما را خواهند گرفت و فکرش را بکنید این سگ از صبح تا شب پاچه شما را ول نکند ،آیا عاقلانه نیست هر روز با غذا دادن به آن او را به گوشه ببندی و آرامش کنی و به کاره خودت برسی .

سومین تاثیر نوشتن روزانه برای من جهت دهی به آن روز است واینکه میتوانم یک فوکوسی برای خودم انجام دهم .

من شاید الان نتوانم همه این تاثیر ها را بنویسم و یا حتی آنها را درک کرده باشم که باشما به اشتراک بگزارم .


شما اگر مینویسید برای من بنویسید شما از نوشتن چه تاثیراتی دیده اید؟؟؟