ویرگول
ورودثبت نام
اسّاره
اسّاره‌شاگرد، کلمه‌دوست و زنده.
اسّاره
اسّاره
خواندن ۱ دقیقه·۱ ماه پیش

این نوشته ارزشی ندارد.

ویرگول را گذاشته بودم برای وقتی که یک متن «درست‌وحسابی» دارم. حالا می‌نویسم، چون فقط همین‌جا را دارم. تنهایی و بی‌خبری دارد به مرز جنون می‌کشاندم. احساس درماندگی و انفعال می‌کنم.

مثل گرسنه‌ای که هر آشغالی می‌خورد، به اخبارِ ناصادق گوش می‌کنم؛ مضطرب‌تر می‌شوم. مفتخرانه حرف می‌زنند؛ از حال و آینده می‌ترسم. آشغال‌ها به آدم حالت تهوع می‌دهند. می‌خواهم دست بیندازم ته گلویم، کل این فلان‌قدرسال زندگی‌ام را بالا بیاورم و از اول زندگی کنم؛ بی‌اینکه زندگی‌ام حرامِ پست‌فطرتان شود و حسرت بخورم.

میان تمام نگرانی‌ها آمدم ویرگول. آمدم چون تشنۀ کلمات و ارتباط‌هایم. عنوان چند پست اول صفحه را خواندم. توی دلم قربان‌صدقۀ آدم‌ها رفتم. ممنون که می‌نویسید! ممنون!

ایرانی‌های غمگینِ خشمگینِ شجاعِ آزاده.

آزاده.

آزاده.

جدید
۱۷
۲
اسّاره
اسّاره
‌شاگرد، کلمه‌دوست و زنده.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید