اخلال در سیستم بانکداری کشور
حملات سایبری همزمان به زیرساختهای مخابراتی، برق و سامانههای مدیریت جمعیت برای ایجاد بینظمی هدفمند.
عملیات انتحاری با پوشش جمعیت عزادار که شناسایی آن در ازدحام ۲۰ میلیونی بسیار دشوار است.
نفوذ عوامل خرابکار در لباس نیروهای امدادی یا خدماتی برای مسمومسازی منابع آب و غذا.
حمله به شخصیتهای سیاسی-نظامی حاضر در مراسم که اهداف باارزشی برای ترورند.
تهدید کلاسیک تروریستی در ازدحام میلیونی که کوچکترین رخنهٔ آن علاوه بر تلفات مستقیم و فاجعهٔ استامپید میشود.
همزمان با فلج شدن کامل کشور در تهران، ممکن است حملات ترکیبی از چند جبهه مرزی (مثلاً تحریک گروهکهای تجزیهطلب در غرب، شرق و جنوبشرق) انجام شود.
راههای منتهی به تهران و معابر داخلی کاملاً قفل میشوند؛ خودروهای امدادی و آتشنشانی توان حرکت ندارند.
با ترافیک میلیونی، تماس صوتی و اینترنت قطع میشود و مدیریت بحران و گمشدگان را فلج میکند.
(فروپاشی شبکه مخابرات و اینترنت)
برای ۲۰ میلیون نفر در سه روز در صورت کمبود سرویس بهداشتی انباشت فضولات انسانی به بحران بهداشتی میانجامد
کوهی از زباله که جمعآوری نشدن آن محیط را به کانون عفونت تبدیل میکند.
فشار مضاعف بر شبکه برق، کمبود جایگاه سوخت برای خودروهای شخصی و ناوگان امدادی.
تعطیلی چندروزه تهران و مسدودیت راهها باعث کمبود دارو، شیرخشک و مواد غذایی برای ساکنان عادی میشود.
سرگردانی شبانهٔ میلیونها نفر در معابر که ضدروایتها از آن تغذیه میکنند
بار مضاعف بر سیستم تدارکات اضطراری؛ وقتی انبوه جمعیت بدون پتو، زیرانداز و لوازم شخصی میآیند، کمبود کالاهای امدادی بحرانیتر میشود.(عدم همراه آوردن تجهیزات ضروری مسافرت)
گرمازدگی یا سرمازدگی گسترده بسته به فصل، بهویژه برای سالمندان و کودکان.
لهشدگی و خفگی فشاری (crowd crush) در نقاط گلوگاهی – مشابه فاجعه منا.
فقدان دسترسی آمبولانس و پزشک به مصدومان به دلیل انسداد کامل مسیرها، زمان طلایی امداد از دست میرود.
فقدان بیمارستان صحرایی کافی برای ۲۰ میلیون نفر (طبق استاندارد بینالمللی باید دهها هزار تخت سیار پیشبینی شود).
بارش شدید، گرمای طاقتفرسا یا سرمای بیامان، بهسرعت گروههای آسیبپذیر را دچار گرمازدگی و بار اورژانس را چندبرابر میسازد.
انباشت ۲۰ میلیون نفر به مدت سه روز همراه با دفع فضولات انسانی، زبالههای پلاستیکی و مواد غذایی
در ازدحام عظیم، امکان مفقود شدن هزاران کودک و ناتوانی سیستم در یافتن خانوادهها.
نزاعهای قومی-محلی بر سر اسکان یا مباحث اختلاف برانگیز
افزایش سرقت و جیببری در تراکم جمعیتی.
آزار و اذیت در ازدحام: مانند هر تجمع بسیار بزرگ، زنان و دختران در معرض خطر بالایی قرار دارند.
مشارکت منفعلانه و فاقد کنش سیاسی معنادار، مراسم را به یک نمایش احساسیِ بدون بیعت عملی با گفتمان مقاومت تقلیل میدهد.(صرفاً تماشاگر بودن و سیاهی لشکر شدن جمعیت در راهپیمایی
عدم اتصال راهپیمایی به جبهه مقاومت:گسست روایی مراسم از میدان نبرد و پیام استمرار راه شهید، مهمترین کارکرد سیاسی تشییع را بیاثر کرده و آن را از متن تحولات منطقه جدا میکند.
کاهش مطالبه خونخواهی شهیدان بعد از تشییع و تدفین
عدم حضور اقشار، اقلیتها و قومیتهای مختلف: مخدوش شدن چهرهٔ فراگیر و ملی مراسم؛ غیبت گروههای گوناگون، ادعای اجماع ملی و فراقومی بودن راه شهید را زیر سؤال برده و شکافهای اجتماعی را برجسته میکند.
تبدیل شدن مراسم به میدان رقابت جناحی و شعارهای تفرقهانگیز که فراتر از "صداهای تشنجساز" است.
(مصادره مراسم توسط جریانهای سیاسی داخلی)
پخش تصاویر و شایعات کذب در لحظه توسط رسانههای بیگانه با هدف ایجاد وحشت (مثلاً اعلام بمبگذاری دروغین).
ساخت تصویری از جمعیت که واگرایی بین میدان و دیپلماسی را نشان دهد.
اگر مراسم صرفاً به نمایش احساسات تبدیل شود و بیعت سیاسی منسجم برای جانشینی رهبر یا استمرار راه شکل نگیرد، پیام مقاومت تضعیف میشود.(چالش بیعت)
تبدیل شدن مراسم به بستر رقابت جناحی و شعارهای تفرقهانگیز، انسجام پیام وحدتآفرین تشییع را از درون میشکند.
شکست در تولید و پخش هدفمند رسانهای، پیام شکوه میلیونی را در بازار افکار عمومی بینالمللی نادیده میگیرد و سرمایهٔ نمادین مراسم را هدر میدهد.(عدم ساخت تصویر بزرگ جهانی از راهپیمایی)
کاهش وزن دیپلماتیک مراسم و ارسال این سیگنال که تشییع یک رویداد داخلیِ فاقد حمایت بینالمللی است؛ خلأیی که ضدروایتها را تقویت میکند.(عدم حضور سفیران کشورهای مختلف بهعلت شرایط جنگی)
عملیات روانی لحظهای با هدف وارونهسازی شکوه، تحقیر مشارکت یا متهمسازی به خشونت که با سرعت در بستر قطعی نسبی اینترنت دهانبهدهان میچرخد.(ساخت ضدروایتهای رسانههای بیگانه علیه راهپیمایی)
تعطیلی بازار تهران و آسیب به معیشت میلیونها خانواده تهرانی.
سوءاستفاده محتکران از بحران و گرانفروشی آب معدنی، غذا و جای خواب.
عدم همراهی هیئت امنای مساجد و هیئتها در اسکان شرکتکنندگان
تداخل وظایف سپاه، بسیج، نیروی انتظامی، شهرداری، هلال احمر و وزارت کشور و نبود فرماندهی واحد میدانی.
(عدم هماهنگی بین نهادهای متولی)
تعداد داوطلبان آموزشندیده نسبت به حجم بحران ناچیز است و اقدامات خودجوش ممکن است اوضاع را وخیمتر کند.
فقدان برنامه خروج ایمن (Exit Strategy): بیرون بردن همزمان میلیونها نفر از تهران پس از مراسم، اگر مدبرانه طراحی نشود، خود فاجعهای دیگر (ترافیک و تصادف زنجیرهای مرگبار) خواهد ساخت.