تحصیل یا ترک تحصیل؟!

پی نوشت: اگر که مهارت مورد علاقه تون نزدیک به رشته کامپیوتر و مربوط به این نیست پیشنهاد میکنم این نوشته رو نخونید تا بیشتر عذاب نکشید و مدرسه و دانشگاه رو ادامه بدید.

آموزش رسمی شما به فقر و فلاکت می‌‌اندازند، تنها با خودآموزی است که می‌توانید به رشد خودتان امیدوار باشید. مدرسه و دانشگاه جایی که ماییم دستگاه ابتذال است. بالا تا پایین سیستم آموزشی ما مروج بی‌سوادی، طلبکاری، تنبلی و بی‌خردی‌ست.

اگر کسی هدف و اراده داشته باشد که بخواهد به خواسته اش برسد، هرکاری میکنه که بتونه به موفقیت برسه.

مدرسه جایی برای اتلاف وقت

مدرسه جایی جز وقت تلف کردن نیست اون هم داخل مدرسه من که رشته کامپیوتر هستم درس هایی مثل ریاضی و فیزیک و نصب و راه اندازی سیستم رایانه ای و .... آخر ما چرا باید این درس هارو بخوانیم درصورتی که میتونیم بیشتر یاد بگیریم.

یکی از دلایلی که میگم مدرسه وقت تلف کردن هست اینکه مدرسه همه دانش آموز هارو با هم یکی میکنه مثلا کسی که برنامه نویسی بلده چرا باید دوباره اون درس رو یاد بگیره یا اصلا چرا باید زبان عربی بلد باشیم؟ خوب میگن چون که ذهن اینطوری بیشتر فعالیت میکنه و بهتر میشه! خوب چرا چیزای جدید یاد نگیریم که اون طوری هم به دردمون بخوره و هم مغزمون هم فعالیت داشته باشه آخه چرا باید از ساعت ۸ تا ساعت ۳ بریم مدرسه.

الان راحت میشه هرچیزی که بخوای مثل ریاضی و فیزیک و برنامه نویسی و ... با بهترین استادا خیلی بیشتر و بهتر از مطالبی که داخل مدرسه میگن یادبگیریم.

اینها یکم از بدی های مدرسه و آموزش پرورش بود جایی که خلاقیات و استعداد های آدمو میکشن.




خوب حالا اگر ترک تحصیل کردیم چیکار کنیم؟

هدف من اینکه بعد از ترک تحصیل بتونم بیشتر و مطالعه کنم و یاد بگیرم.

بعضی ها هستن برای اینکه بخوان فقط از شرایط مدرسه و سختی هاش فرار کنن میرن مدرسه و هدفی جز وقت تلف کردن ندارن. ولی بعضی ها هم هستن برای یک هدف بزرگتر میخوان ترک تحصیل کنن.

این بستگی به خوده طرف داره که هدفش چی باشه و چقدر اراده و پشتکار داشته باشه. من فقط دوست دارم بیشتر یادبگیرم و از دانسته هامم استفاده کنم.

میگن که اگر ترک تحصیل کنی، زندگیت یک بعدی میشه. من خودم سعی میکنم و دوست دارم درباره همه چی بخونم؛ از فلسفه و هنر و ریاضی و فیزیک و شیمی و ...


مزایا و معایب ترک تحصیل برای من

مزایا

۱- وقت بیشتری برای یادگیری و مطالعه دارم.

۲- میتونم از طریق فریلنسری درآمد زایی کنم.

معایب

۱- مشکل در سربازی

۲- پایین بودن سطح طبقه اجتماعی

۳- مشکل استخدام

۴- روابط اجتماعی

آیا واقعا این حرف ها درسته؟

۱- داخل مدرسه و دانشگاه و سربازی ما در مجموع ۹ سال از وقتمون رو تلف میکنیم ولی در سربازی ۲ سال از عمر تلف میشه خوب ۲ سال خیلی کمتر از ۹ سال هست :|

۲- باور غلطی که بین مردم هست مدرک گرایی، قبلا که سواد بین جامعه کم بوده و کسانی که اومدن راه حل براش ارائه دادن گفتن که از این به بعد هر کی مدرک نداشته باشه بی سواده و کسی آدم حسابش نمیکنه و اینطوری میخواستن مردم رو مجبور کنن که برن درس بخونه ولی اون موقع به نفع جامعه بود که مردم برن مدرک بگیرن در صورتی که الان دیگه این روش ناکارآمد است چون همونطوری که گفتم الان خودآموزی بهتر از اینکه بری مدرسه و یادبگیری.

۳- میگن که مدرک نداشته باشی کار پیدا نمیشه خوب این هم برمیگرده به همون مدرک گرایی در صورتی که الان مهارت مهمه نه مدرک و اگر مهارتت خوب باشه مطمئنا خیلی از شرکت ها میخوانت. به قول آقای بهزاد مرادی شاید مدرک گرایی در رشته هایی مثل وکیل و دکتر و ... باشه ولی در برنامه نویسی و توسعه نرم افزار خیلی وقته که تاریخ انقضاش گذشته.

۴- خب وقتی میریم مدرسه با خیلی ها آشنا میشیم و صحبت میکنیم و این باعث میشه تا روابط اجتماعیمون بهتر بشه و اصلا برنامه نویسی چیزیه که باعث میشه آدم خونه نشین بشه. من خودمو میگم که داخل مدرسه دوست زیادی ندارم و زیاد وابسته نیستم و بیشتر سعی میکنم با کسایی که مثل خودمن دوست بشم بخاطر همین سعی میکنم توی همایش ها و رویداد های مختلف شرکت کنم و اینطوری میتونم فضای خالی مدرسه رو پر کنم.



مشکلات پیش رو برای ترک تحصیل

بزرگترین مشکل من برای ترک تحصیل خانواده ام هست; من اینو میدونم که خانواده فقط صلاح بچشونو میخوان و پدر و مادرم من هم به همین خاطر اجازه نمیدن که من ترک تحصیل کنم.

چون که از قدیم بشون گفتن که ترک تحصیل کلا بده و بیشتر بخاطر اینکه بقیه میگن که پسرش ترک تحصیل کرده و بخاطر همین این باعث رنجشون میشه بخاطر همین من هر دلیل منطقی هم که بیارم باز هم قبول نمیکنن حتی اگر مقاله ای هم از آقای شاهین کلانتری هم بیارم باز هم قبول نمیکنن; خب این دو تا دلیل داره یک بخاطر این که فکر میکنن خوودشون فقط درست میگن و نمیخوان صحبت های دیگران رو بشنون که این مشکل بعضی از خانواده ها هم هست و دو هم یادم رفت :))

یکی از مواردی که خانوادم اشاره کردن این بود که (عموم) اگر ۰/۰۰۰۰۱ درصد احتمال بدیم که نتونستی به هدفت برسی و علاقت نسبت به برنامه نویسی رو از دست دادی چیکار میکنی؟ اینطوری که نه مدرک داری و مهارت دیگه ای رو؟! خب این واقعا خارج از تصور من که بخوام از برنامه نویسی زده بشم و فکر نمیکنم که کسی تو دنیا باشه که به شدت به برنامه نویسی علاقه داره و یک دفعه ای نا امید بشه؛ چون برنامه نویسی مثل یک جاده سراشیبی که هرچه جلو بری بیشتر توش غرق میشی. و مورد بعد هم اینکه اگر هم نتونستم به هدفم برسم(یعنی عملی کردن ایده استارتاپیم) باز هم راه بازه و میتونم داخل یک شرکت استخدام بشم.(البته واقعا من اصلا اینطوری فکر نمیکنم و روی هدفم مصمم هستم)




کلام آخر

این نوشته رو به این خاطر نوشتم که خانوادم بخونن و بتونم متقاعده شون بکنم(با نوشتن بهتر میتونم حرف بزنم) و این که از بقیه راهنمایی بگیرم. در نهایت ممنون میشم که اگر نظری دارید اینجا بنویسید.

نقل قول از آقای شاهین کلانتری:

یکی از دوستانم ازم پرسید چرا هر چقدر کتاب دربارۀ توسعۀ فردی و موفقیت و مدیریت و … می‌خوانم تغییر محسوسی در زندگی‌ام ایجاد نمی‌شود. در پاسخ گفتم: اگر تمام چیزهایی که خوانده‌ای تو را به این نتیجه نرسانده‌ که دانشگاه را رها کنی، یا آنچه خوانده‌ای ارزش چندانی نداشته یا از آنچه خوانده‌ای هیچ نفهمیده‌ای. معنای تن دادن به آموزش رسمی در زمانه‌ای که به کمک وب می‌توانی به بهترین منابع آموزشی جهان دسترسی داشته باشی، چیست؟ شما حدس بزنید.

همچنین پیشنهاد میشه که این مقاله رو از آقای شاهین کلانتری بخوانید.