کافه ای به نام چرا؟!


کتاب کافه ای به نام چرا داستان مردی رو روایت میکنه به نام "جان" که فکر میکنه از زندگی خسته شده و نمیدونه چیکار کنه و یک روز تصمیم میگیره که دلشو بزنه به دریا و یکمی تنها باشه. اما از شانس بدش توی راه ترافیک بود و چند ساعتی منتظر بود و مجبور شد که از یک راه دیگه بره، پس راهشو عوض میکنه و تا غروب همینطوری توی جاده میره و وقتی که گم میشه و نمیدونه چیکار کنه. اونوره خیابون یک کافه میبینه که بالای اون نوشته بود "کافه چرا" و به سمت اون کافه میره چون خیلی گرسنه بود و دیر وقت.

میره داخله کافه و سره یک میز میشینه و گارسون براش منوی غذا رو میاره که انتخاب کنه اما نکته عجیب اینجا بود که پشت منو سه تا سوال نوشته بود:

  • چرا اینجا هستید؟
  • آیا از مرگ میترسید؟
  • آیا راضی هستید؟



در طول داستان "جان"، با مشورت و فکر کردن سعی میکنه که به جواب این سوالات برسه.

اما آیا به راستی ما چرا اینجا هستیم؛ هدف از زندگی ما چیه؟

آیا از خود و مسیری که میریم راضی هستیم؟

بعضی از آدم ها هستند که هدف از زندگیشون رو نمیشناسن و نمیدونن باید چیکار کنن. از بچگی بهشون گفتن و خودشون به این نتیجه رسیدن که باید درس بخونی تا بری سره کار و از این راه شیکمتو سیر کنی و بعد ازدواج کنی و تولید نسل کنی و ... این آدم ها معمولا کسانی هستن که از شغل و زندگیشون بدشون میاد.

بعضی ها هم هستن که هدفشون فقط به دست آوردن پول بیشتره و فقط و فقط کار میکنن و وقت های آزادشون رو هم شاید برن خرید و لباس و .. میگیرن. ولی چه فایده که هیچ لذتی از زندگیشون نمیبرنن.

هردوی این ها اشتباست. آدم باید از زندگیش لذت ببره. مگه چند وقت زنده ایم آخه ...

باید کار های مورد علاقتو بشناسی و بری دنبالش.

داخل داستان یک مرد داشت تعریف میکرد که روزی خواب دید که میخواد به یک توپ گلف ضربه بزنه ولی هربار که میخواست ضربه بزنه نمیتونست و جای توپ عوض میشد و اون میبایست در سخت ترین شرایط به توپ ضربه بزنه ولی در آخر فهمید که در این مدت میتونست توپش رو با دست برداره و بزاره یک جای بهتر.

پس باید انتخاب کنیم که کدوم مسیر برای ما بهتره. و در نهایت اینکه ببینی کدوم مسیر بهتره و به سمتش قدم برداری با اراده و .. راضی کنندست و بعد از اون هیچ واهمه ای از مرگ نداری چون میدونی کار هایی که میخواستی رو انجام دادی.

در پایان پیشنهاد میکنم که این کتاب و بخونید و راهنمایی های خوبی درباره یافتن این سوال ها داره.

و در طول داستان این سوال ها رو از خودتون بپرسید و خودتون رو جای "جان" بزارید.