کتاب رو درست بخون!


داشتم کتاب تمرکز رو میخوندم و از اونجایی که چالش کتاب خوانی رو شروع کرده بودم و قرار بود داخل این ماه ۴ تا کتاب بخونم با عجله داشتم میخوندم ولی بعد از چند دقیقه که گذشت فهمیدم ای بابا! به بحث جذابی رسیده بودم ولی یادم رفته بود که نکاتش رو یادداشت کنم. گفتم مطمعنا این هارو یادم میره پس باید از اول میخوندم و بخاطر همین کلافه شده بودم.

این میل نامحدود در انسان هست که همیشه میخواد زود تر به هدفش برسه و تا میتونه پیشرفت کنه و موفق باشه و هیچوقت این میل از بین نمیره و ادامه داره ولی این رو باید در نظر داشت که هیچوقت نباید در این مسیر عجله کرد و همیشه باید لقمه رو درست جوید. اگر کتاب را برای یادگرفتن میخوانید که به بهبود زندگی تان کمک کند پس باید درست اون کتاب رو بخونید.

چگونه کتاب را درست بخوانیم؟

تمرکز

هر وقت که خسته میشی و فکر میکنی که دیگر نمیتونی روی خواندن تمرکز کنی ۵ تا ۱۰ دقیقه استراحت کن و در این مدت سعی کن که نفس عمیق بکشی و تمرکز کنی و فکرت رو از حواس پرتی ها پاک کنی. اگر که روی گوشی و یا لپتاپ کتاب میخوانی دسترسی اینترنت رو قطع کن. سعی کن چیز هایی که باعث به هم زدن تمرکزت میشه رو حذف کنی و به کارت نظم بدی. محیطی که در اون کتاب میخونی رو مرتب کن حتما هم لازم نیست که ۲ ساعت وقت بزاری برای تمیز کاری میتونی موقع استراحت ۱۵ دقیقه صرف مرتب کردن کنی. اگر که روی میز کار کتاب میخونی تمام وسایل اضافی رو جمع کن و فقط اقلام ضروری رو اونجا قرار بده.

یادداشت برداری

یادداشت برداری باعث میشه که مطالب مهم و آموزنده ای که در کتاب هست رو بهتر تو ذهنت بمونه و راحت تر بتونی اون رو مرور کنی.

البته خودم تا مدتی پیش این کار را میکردم اما زود خسته و کلافه میشدم. ولی باید با علاقه و اشتیاق به اون بحث نگاه کنیم به صورتی که بعد از آن میتوان یک مقاله درباره آن موضوع نوشت. روشی که من برای یادداشت برداری استفاده میکنم این هست که هرچیزی داخل ذهنم درباره اون موضوع هست رو بنویسم روی کاغذ و اینگونه میتونم بیشتر موضوع رو درک کنم و ازش ایده بگیرم. برای این کار بهتره که یک دفتر داشته باشیم و موضوعاتی که درباره هر کدوم از مطالب به ذهنمون میرسه رو دسته بندی کنیم. سعی کنید درباره هر موضوع یا بحثی خوبی که در کتاب میبینید دربارش بنویسید و فکر کنید. برای مثال موقع خواندن کتاب بی شعوری یکی از خصوصیات بی شعور ها مسخره کردن است و این باعث دچار شدن به سندروم خودگیک پنداری میشود که باعث شد مقاله دیگری رو بهش ربط بدم و بیشتر دربارش بنویسم.

خلاصه نویسی

در اینجا خلاصه نویسی با یادداشت برداری فرق میکند. شما در یادداشت برداری نکات یک کتاب رو یادداشت میکنید و درباره هر کدام از این نکات یک مقاله مینویسید. ولی یکی از راه ها خلاصه نویسی هست.

بهتره که بعد از خواندن کتاب، خلاصه کلی و نتیجه گیری اون رو بنویسید که بیشتر درکش کنید و برای بقیه توضیح دهید و یا در وبلاگتون منتشر کنید.

کلام آخر

به هر حال این نکاتی بود که من به ذهنم رسید و خوشحال میشم اگر راه هایی برای بهتر کتاب خواندن به فکرتون میرسه رو به ما هم بگید.