جوک های مدیریتی

?پارسال، با یکی از دوستان خوبم در سازمان مدیریت صنعتی درباره یک سری از جوک ها و لطیفه ها که کارکرد مدیریتی هم دارند صحبت می کردیم. بعضی جوک ها رو با هم بررسی کردیم و از اون به بعد جوک ها از این نظر هم برام جالب می شن که ببینم تو چه مواردی می شه ازشون توی کار و مذاکرات و ... استفاده کرد.

یه مثال براتون می زنم که روشن تر بشه : 

?چند روز پیش از روزنامه #جام_جم برای یک #پکیج_تبلیغاتی چند تا جلسه کاری داشتیم. دوستی که از طرف روزنامه جام جم اومده بود روز اول، یه جایگاه خوب روی پکیج پیشنهاد داد و یک سری هم از آیتم های داخل DVD همراه پکیج و ... که قراره همراه #روزنامه_جام_جم از چند روز دیگه توزیع بشه. 

ما هم خوشمون اومد. جلسه داخلی گذاشنیم و قرار شد 25 میلیون بدیم برای پکیج پیشنهادی. 

جلسه دوم رو گذاشتیم و موافقت خودمون رو اعلام کردیم و به قول معروف اوکی رو دادیم. این عزیز جام جمی با کمی مقدمه چینی و بالا و پایین رفتن، گفت : همه چیز مرتبه و همه چی هست و دو سه تا آیتم داخلی از پکیج رو هم اضافه کرد که رایگان می ده و در آخر گفت که فقط اون تبلیغ روی جلد پکیج رو نمی تونه بده و یه نفر کل جلد رو یه جا خریده و نمی شه و ... 

من یاد یه جوک قدمی افتادم و اون رو براش گفتم : 

?یه روز، یه آقایی از یه کوچه می گذشته، می بینه یه پیرمرده نشسته و یه گربه داره و گربه داره از یه کاسه ی عتیقه غذا می خوره.... به پیرمرد می گه : 

این گربه ات چقدر قشنگه، چقدر نازه، چند می فروشی من بخرم؟

پیرمرده می گه : قابل شما رو نداره... 50 هزار تومن. 

مرد می گه باشه... بیا، این 50 هزار تومن و گربه رو برمیداره و راه می افته که بره و برمی گرده به پیرمرد می گه : 

قربون دستت، این گربه مثل اینکه عادت کرده تو این کاسه غذا بخوره. این کاسه رو هم بده که توش بهش غذا بدم.

پیرمرده می گه : شرمنده! من با این کاسه تا حالا 50 تا گربه فوروختم!!!!!!!!

* * * 

خلاصه، من این رو جوک روگفتم و کمی خندیدیم و در ادامه به اون دوست عزیز گفتم : 

شما اول جایگاه روی جلد رو نشون دادی و حالا فقط آیتم های داخلی رو داری پیشنهاد می دی؟ ما می خوایم کاسه رو بخریم، نه گربه رو!!!! کاسه ی ما همین تبلیغ روی جلد پکیجه! بقیه اش گربه است!

?

* * * 

خیلی وقت ها می شه خیلی جاها با استفاده از همین جوک هایی که تو فیس بوک و اینستاگرام و تلگرام و ... می خونیم، تو جلسات رسمی و جدی، منظور اصلی رو با ملایمت و لبخند به طرف مقابل انتقال بدیم و حرف اصلی رو هم بزنیم تا طرف متوجه نکاتی بشه که شاید نشه به صورت صریح و شفاف گفت.

* * * 

اینه که من خیلی راحت و روون و سریع از جوک ها رد نمی شم و بعد از لبخند اولیه، سعی می کنم چند ثانیه به این موضوع فکر کنم که آیا می شه از این جوک تو موقعیت های مختلف کار و کسبی استفاده کنم یا نه. 

شما هم ازاین به بعد، با همین نگاه به بعضی از جوک ها نگاه کنید. جوک ها جالب تر و جذاب تر و کاربردی تر می شن!

پی نوشت : جوک های بسیار کاربردی تر مدیریتی هم وجود دارند که به دلیل کمی «سکسی» بودن امکان انتشار آن نیست. اما در محل های کاری که با آقایان سر و کار داریم در شرایط خاصی بسیار کار راه انداز هستند. این ها را در جمع های خصوصی بررسی کنید

جوک های مدیریتی
جوک های مدیریتی