«لالایی» رمان دیگری از #چاک_پالانیک ، نویسنده معروف رمان #باشگاه_مشت_زنیاست که به گفته بسیاری منتقدان و نشریات، بهترین اثر او است. داستانی پیچیده که مانند آثار دیگر او مدرنیته را با زمینهای تاریک تصویر میکند و حکایتی اخطارآمیز برای خطری است که آرامآرام نزدیک میشود تا زندگی انسان را نابود کند.
درست بعد از خواندن یک لالایی برای آنها، بعد از مدتی او میفهمد که این لالایی درواقع نوعی مناجات آفریقایی برای قبل از ذبح است که به نغمه سلاخی شهرت دارد و هرکسی این نغمه برایش خوانده شود به زودی میمیرد.
آدمهای اطراف کارل هم یکی یکی مرده پیدا میشوند و او میفهمد که اگر حتی به نغمه فکر هم بکند و در همان حال روی کسی متمرکز شود، لالایی کار خودش را خواهد کرد، اما کارل این را نمیخواهد پس تصمیم میگیرد که تمام نسخههای این لالایی را پیدا کند و از بین ببرد و در این راه با زوجی آشنا میشود که در کارش به او کمک میکنند.
این کتاب در سال ۲۰۰۳ برنده جایزه Pacific Northwest Booksellers Association شد.
داستانی چنان عجیب و پیچیده که با خواندنش کم کم متوجه می شوید چرا می گویند پالانیک سبک خاص خودش را دارد.
مدرنیته با زمینه ای تاریک، این ملاک اصلی خوانندگان برای انتخاب آثار پالانیک است. کتاب هایش بیش از اینکه رمان باشند، افسانه هایی ناهموار و حکایاتی اخطارآمیزند درباره ی خطری که آرام آرام نزدیک می شود و تقریبا در همه چیز نمود مییابد.
چاک پالانیک به داستانِ بهیادماندنیِ دیگری جان بخشیده است… تا این جا این بهترین داستان اوست.
افسانه ای تاریک و پیچیده… پالانیک موفق شده است داستانی خلق کند که درهم پیچیده و گیراست، خردمندانه و سوزان، عمیقا آزاردهنده و عمیقا آشفته.