ویرگول
ورودثبت نام
امیر دانشی پور | Amir Daneshipour
امیر دانشی پور | Amir Daneshipourمن مشاور دیجیتال مارکتینگ هستم. اگر به مشاوره یا تدریس در زمینه بازاریابی دیجیتال، داده و هوش مصنوعی نیاز دارید، همراهتانم. نویسنده کتاب بازاریابی دیجیتال پیشرفته. alefdalpe.ir
امیر دانشی پور | Amir Daneshipour
امیر دانشی پور | Amir Daneshipour
خواندن ۵ دقیقه·۱ سال پیش

ایران ۱۴۰۳ تا ۱۴۱۳؛ آینده‌ای که بین خواب و بیداری سرگردان است - آپدیت دی ماه 1404

«در جهانی که شر به ‌طور مداوم در جریان است، انسان نمی‌تواند با نادیده گرفتن آن، از شرّش رهایی یابد.» — آلبر کامو، طاعون



زیر پوست زندگی روزمره سخت ما، کسانی هستند که فقط زنده اند
زیر پوست زندگی روزمره سخت ما، کسانی هستند که فقط زنده اند



اگر روزی بخواهند کتابی بنویسند از شهری که در آن زندگی می‌کنیم، شاید به داستان اوران در کتاب طاعون شبیه باشد. شهری که زیر سایه مرگ و بیماری، سرفه‌های ممتد و چهره‌های درمانده فرو می‌رود. مردمی که دیگر نه فرصت دارند به زندگی فکر کنند و نه توانش را؛ چون هر روز درگیر جبر روزگاری هستند که بر آن‌ها تحمیل شده.

اینجا، در میان شهرهای شلوغ، خیابان‌هایی که هر گوشه‌اش پر از چهره‌های خسته و بیماران واقعی و روحی است، صدای سرفه‌ها به موسیقی غالب شهر تبدیل شده. سرفه‌هایی که تنها محصول ویروس‌های بیماری نیستند، بلکه سهم نفس‌های ما از هوای آلوده‌ای است که سال‌هاست در صدر جدول آلودگی جهان ایستاده‌ایم؛ صدرنشینی‌ای که هیچگاه برایمان افتخار نداشته.

اما این فقط آلودگی هوا نیست. اینجا، آلودگی دیگری جریان دارد. بیماری‌ای به نام فقر که آرام و بی‌صدا استخوان‌ها را می‌شکند. فقر، بیماری‌ای که میلیون‌ها نفر را در کام خود فرو می‌برد. دیگر تنها شکم‌ها گرسنه نیستند؛ آرزوها هم گرسنه‌اند، رویاها هم در سکوت له می‌شوند. کودکی که باید در خیابان توپ بازی کند، کفش‌های پاره‌اش را روی آسفالت می‌کشد و زیر لب دعا می‌کند فردا پدرش بتواند لقمه‌ای نان به خانه بیاورد.

در این شهر، ثروت مردم به اسم امنیت، به اسم جنگ، به اسم شعارهای بی‌پایان از جیبشان بیرون کشیده می‌شود و به جیب‌های آن‌ها که هرگز از پر شدن سیر نمی‌شوند، ریخته می‌شود. در حالی که روی دیگر این سکه، انسان‌هایی هستند که با چهره‌هایی بی‌روح، همچون ربات‌ها از دیکتاتوری پیروی می‌کنند. گویی انسان‌ بودنشان را در نظامی از دست داده‌اند که به آن‌ها یاد داده سکوت کنند و فرمان ببرند.

و شهر، روز به روز در تاریکی بیشتری فرو می‌رود. مردمی که زمانی برای فردای بهتر مبارزه می‌کردند، امروز به تلاش برای زنده ماندن بسنده کرده‌اند. اینجا، امید هم به بیماری مبتلا شده است. گویی همه در تلاطم این طاعون مدرن، تنها تماشاچی‌اند.

آلبر کامو در طاعون می‌گوید که انسان‌ها در مواجهه با شر سه دسته می‌شوند: کسانی که می‌جنگند، کسانی که تسلیم می‌شوند، و کسانی که نگاه می‌کنند. ما کجای این داستان ایستاده‌ایم؟ آیا به تماشای فروپاشی جامعه خود عادت کرده‌ایم؟ آیا تسلیم مرگ تدریجی روح‌مان شده‌ایم؟ یا هنوز کسانی هستند که برای زنده ماندنِ امید بجنگند؟

نتیجه نزدیک = بیکاری بیشتر مردم، صف برای هر چیزی، بیمارستان هایی که بوی مرگ میدهند و دارو ندارند و حتی انتخابات در عصر دیجیتال
نتیجه نزدیک = بیکاری بیشتر مردم، صف برای هر چیزی، بیمارستان هایی که بوی مرگ میدهند و دارو ندارند و حتی انتخابات در عصر دیجیتال


شاید امروز، در این شهر بیمار، هر کدام از ما مسئولیت داریم. شاید مبارزه با طاعونِ فقر، فساد، و ظلم، از یک صدا شروع شود. از یک انسان که تصمیم می‌گیرد سکوت نکند.

شهر ما بیمار است، اما این بیماری علاجی دارد؛ به شرط آنکه ما یادمان نرود هنوز زنده‌ایم و می‌توانیم تغییر دهیم. شاید فردا خیلی دور نباشد.

وقتی توی گوگل درمورد فقر در ایران می پرسی، چیزی هوش مصنوعیش برات می نویسه
وقتی توی گوگل درمورد فقر در ایران می پرسی، چیزی هوش مصنوعیش برات می نویسه

در ایران امروز، فقر یک عدد خشک توی گزارش‌ها نیست؛ یک‌سوم مردم عملاً زیر خط فقر زندگی می‌کنند، یعنی دست‌کم ۲۵ تا ۳۰ میلیون نفر که دخل‌شان به خرج معمولی هم نمی‌رسد (برآوردهای ۲۰۲۳ و بعد از آن). این فقط نسبت به سال‌های قبل یک پسرفت اقتصادی نیست، یک سقوط اجتماعی است؛ طبقه متوسطی که قرار بود ستون جامعه باشد، دارد آرام‌آرام به صف فقرا اضافه می‌شود.​

فقر در زندگی روزمره یعنی چه ؟

وقتی می‌گوییم «۳۰ درصد فقیر»، یعنی خانواده‌ای که قبلاً می‌توانست گوشت و مرغ و میوه را هفتگی بخرد، حالا شده ماهی یک‌بار یا اصلاً هیچ؛ سبد غذایی مردم کوچک شده و اولین چیزی که از زندگی حذف می‌شود، کیفیت است، نه تجمل. در بخش بزرگی از روستاها و حاشیه‌ها، صحبت از «کم شدن رفاه» نیست، صحبت از این است که مردم بین اجاره‌خانه، دارو یا غذای بهتر یکی را انتخاب می‌کنند؛ آن هم در حالی که فقر روستایی در برخی برآوردها به ۴۰ تا ۵۰ درصد می‌رسد.​

فقر واقعی چیست؟
فقر واقعی چیست؟

زمینه واقعی امروز ایران

اقتصادی که زیر فشار تحریم، فساد و سوءمدیریت مانده، در بهترین حالت مثل بیماری است که سر پا راه می‌رود اما هر روز لاغرتر می‌شود؛ رشد اقتصادی نزدیک صفر یا حتی منفی و تورم ۴۰ تا ۵۰ درصدی عملاً هر سال بخشی از درآمد واقعی مردم را می‌بلعد. در تهران و چند شهر بزرگ، هنوز ظاهری از زندگی «نرمال» دیده می‌شود، اما همین امروز هم استاندارد زندگی در پایتخت چند برابر مناطق روستایی است و شکاف شهر–روستا سال‌به‌سال عمیق‌تر می‌شود. معنایش ساده است: در مرکز کشور هنوز می‌شود نفس کشید، در حاشیه‌ها مردم دارند خفه می‌شوند.​

سناریوی خوش‌بینانه تا ۱۴۰۶

حالا اگر بسیار خوش‌بین باشیم و فرض کنیم جنگی رخ ندهد، تحریم‌ها بدتر نشود و همین مدیریت نیم‌بند ادامه پیدا کند، بهترین سناریو این است که فقر همین‌جا که هست «قفل» شود. یعنی تا سال ۱۴۰۶، به جای اینکه فقر از ۳۰ درصد بالاتر برود، در بازه ۲۷ تا ۳۰ درصد بچرخد؛ شاید کمی از سقوط طبقه متوسط کم شود، اما خبری از «نجات» جمعی نیست، فقط سرعت فروریختن کند می‌شود. در چنین وضعی، روستاها و حاشیه‌ها همچنان با فقر ۴۰ درصدی و بالاتر زندگی می‌کنند و تفاوت تهران با بقیه ایران مثل دو کشور مجزا ادامه پیدا می‌کند.​

سناریوی بدبینانه تا ۱۴۰۶

سناریوی بدبینانه، اصلاً هم دور از ذهن نیست: تحریم‌های شدیدتر، فعال‌شدن سازوکارهای فشار بین‌المللی، رکود عمیق‌تر و تورم بالای ۵۰ درصد؛ ترکیبی که یعنی درآمد اسمی شاید بالا برود، اما سفره مردم هر سال کوچک‌تر شود. در این حالت، همان ۴۰ درصدی که امروز «در معرض فقر» هستند، یکی‌یکی از لبه پرتگاه می‌افتند؛ نرخ فقر می‌تواند تا ۳۵ یا حتی ۴۰ درصد بالا برود، یعنی ۳۰ تا ۳۵ میلیون نفر زیر خط فقر و یک طبقه متوسط نیمه‌سوخته که دیگر شبیه گذشته نیست. آن وقت فقر فقط آمار اقتصادی نیست، تبدیل می‌شود به یک وضعیت عادی اجتماعی: نسل جدیدی که با ناامیدی، مهاجرت ذهنی، و انتخاب‌های خطرناک سیاسی و اجتماعی بزرگ می‌شود.​

معنای این تصویر برای ما

پیش بینی فقر در سال 1406 و آینده ایران
پیش بینی فقر در سال 1406 و آینده ایران

این تصویر، نه برای ترساندن است و نه برای عادی‌سازی فقر؛ برای این است که معلوم شود وقتی درباره تحریم، فساد، جنگ، تصمیمات دولتی، یا حتی رأی‌دادن و ندادن حرف می‌زنیم، داریم درباره چه چیزی قمار می‌کنیم: درباره تعداد واقعی آدم‌هایی که یا از فقر بیرون می‌آیند، یا تا ۱۴۰۶ زیر خط بقا دفن می‌شوند. اگر هیچ چیز عوض نشود، ایران ۱۴۰۶ کشوری خواهد بود که در آن فقر دیگر «استثناء» نیست، تبدیل شده به تجربه روزمره ده‌ها میلیون نفر؛ و این یعنی هر تصمیم سیاسی و اقتصادی، مستقیماً با جان و سفره همین مردم بازی می‌کند، نه با نمودارهای شیک در گزارش‌ها.​



ایرانآلودگی هواهوش مصنوعیبیماریفقر
۴۲
۲۲
امیر دانشی پور | Amir Daneshipour
امیر دانشی پور | Amir Daneshipour
من مشاور دیجیتال مارکتینگ هستم. اگر به مشاوره یا تدریس در زمینه بازاریابی دیجیتال، داده و هوش مصنوعی نیاز دارید، همراهتانم. نویسنده کتاب بازاریابی دیجیتال پیشرفته. alefdalpe.ir
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید