سئو به زبان مارکتینگ - به ساده ترین روش یاد بگیریم

برای اینکه بفهمیم دقیقا سئو چه کاری برای ما انجام میده و اینکه گوگل دیدش به سایت ما چطوریه، از یک مثال کاربردی صحبت خواهم کرد.

یادگیری سئو - به روش بازاری
یادگیری سئو - به روش بازاری


اول تعریف سئو (SEO):

برای اینکه بگیم سئو چیست؟ و یا اینکه از کجا آمده است، ابتدا باید بگویم که سئو یا SEO مخفف این کلمات است:

Search Engine Optimization

معنی تحت لفظی این کلمات به فارسی می شود «بهینه سازی موتور جست و جو».

دقیق تر آن میشود بهینه سازی و بهبود یک سایت برای نمایش در نتایج موتورهای جست و جو گر مانند گوگل و بینگ.

تعریف سئو چیست و ریشه SEO
تعریف سئو چیست و ریشه SEO


جواد و سئوی مغازه اش توی محله!

جواد با پولی که به او ارث رسیده بود، تصمیم گرفت یک مغازه بزرگ و کامل در محله خودشان بزند. جواد ابتدا بررسی کرد و دید که بخاطر ساخت و سازهایی که در محله قدیمی آنها درحال انجام است، مشتریان بسیار خوبی برای لوازم برقی و الکتریکی می تواند داشته باشد. بنابراین خیلی سریع مغازه خود را افتتاح و پر از اجناس مختلف کرد.

بعد از یک هفته گذشت، بعد از آن همه شور و اشتیاق، فقط یک مشتری داشت. آن هم در روز جمعه، مردی آمد و یک پریز که موقع بستن شکسته بود، خرید و رفت.

پس اینجا بود که جواد با خود گفت چه اشتباه بزرگی کرده است. پول اجاره ماه اول را خواهد داد. اما ماه های دیگر را چه کند؟

با خود می گفت کاش پول بیشتری داشت و در راسته ی الکتریکی های لاله زار، یک مغازه کوچک دست و پا میکرد. به هرحال از هر 10 رهگذر در آنجا یک نفر مشتری می شود.

جواد بیچاره وقتی مغازه الکتریکیش رو زده و هیچ فروشی نداره
جواد بیچاره وقتی مغازه الکتریکیش رو زده و هیچ فروشی نداره


سوپرمن وارد می‌شود تا جواد را نجات دهد!

من که جواد رو از دور می شناختم و می دیدم که هرروز ناامیدتر میشه، پا شدم و رفتم در مغازه.

گفتم جواد باید مغازه‌ات رو سئو کنی!

جواد با تعجب گفت: هان!

برای جواد توضیح دادم که عدم موفقیت او در فروش و داشتن مشتری، این هست که کسی نمی دونه جواد با یک مغازه بزرگ و کامل در این محله وجود داره. در ادامه یک سری راهکار بهش پیشنهاد کردم.
دلیل عدم فروش مغازه، عدم شناخت آدم ها به وجود جواد و مغازه اش بود
دلیل عدم فروش مغازه، عدم شناخت آدم ها به وجود جواد و مغازه اش بود



اول باید مشتری مداری کنی

در قدم اول جواد رو مجبور کردم تا این رو بپذیره با اینکه مشتری هنوز وجود نداره، اما باید زیرساخت های مشتری مداری رو فراهم کنه. چون قرار بود کارهایی رو انجام بدیم که سیل مشتری رو به مغازه اش هدایت می‌کرد.

چه چیزهایی در یک مغازه لازم است باشد تا مشتری ها لذت ببرند؟

  • چینش و دسته بندی مناسب در قفسه ها:
    لازم است تا هرچه در مغازه هست به دسته های مناسبی که مشتریان بشناسند، تقسیم شوند. چینش باید به شکلی باشد که کاربردی ترین وسایل و لوازم در دسترس تر بوده و قیمت و ارزش مناسب تری داشته باشند.
  • بدست آوردن یک راه ارتباطی از مشتریان (لید سازی و یا ایجاد سرنخ مشتریان):
    در یک مغازه ممکن است آدم های زیادی برای یک بار بیایند و بروند، بدلیل های مختلف. پس چرا باید این آدمهایی که حداقل یک بار تجربه خرید از ما دارند را از دست بدهیم. یکی از کارهایی که می توانیم انجام دهیم تا مشتریان با اختیار خود، شماره تلفن خود را در اختیار ما قرار دهند این است: یک تراکت از محصولات اصلی خود داشته باشیم که برای هر محصول یک کد اختصاصی وجود داشته باشد. مشتریان می توانند، هربار با ارسال آن کد به شماره ای که در اختیارشان قرار داده ایم، قیمت روز آن کالا را دریافت کنند. و یا می توانند با تماس مشاوره لازم را در مورد خرید و یا اطلاعات محصول بدست آورند.
  • سردر مغازه یک راه بسیار حیاتی و مهم برای جذب مشتریان است. و بعد از آن ظاهر و شکل داخل مغازه. بنابراین با اختصاص یک لوگو، رنگ و فونت مخصوص برای مغازه و هماهنگی آن با تابلو سردر مغازه، حرفه ای بودن و حس خوب را به مشتریان القا کنیم. با پوشیدن یک لباس کار مناسب در کنار این المان هاف اصطلاحا کار درست بودنمان را نیز نشان دهیم.
  • یکی از چیزهایی که مشتریا برای جنس های تخصصی نیاز دارن، اطلاعاته. اطلاعاتی که همه جا پیدا نمیشه. وقتی شما از اجناستون، از نحوه استفاده و از فایده ها و معایبشون بدونید و با حوصله و رایگان در اختیار مشتریانتون قرار بدید، اون زمان هست که مشتری به شما اعتماد می کنه، اسم شما رو یادش می مونه و در هر لحظه ای به شما مراجعه می کنه. این اسمش میشه وفاداری مشتری.
نکته هایی برای مشتری مداری در یک مغازه
نکته هایی برای مشتری مداری در یک مغازه


حالا وجودت رو فریاد کن!

بعداز اینکه زیرساخت ها برای جذب مشتری آماده شد، حالا وقت تبلیغ کردنه. هیچ راهی وجود نداره به صورت ارگانیک از هیچ مشتری به هزاران مشتری برسید!

برای همین جواد رو مجبور کردم تا این اقدامات رو انجام بده:

  1. تراکت پخش کردن
  2. تحقیق و پرس و جو از هم محله ای ها، ساختمان های درحال ساخت و همکارا و رقبای نزدیک برای فهمیدن اینکه مشتری ها چه چیزهایی رو بیشتر نیاز دارند.
  3. تعامل با همکاران برای اشتراک گذاری مشتریان. به هرحال جواد یک مغازه بزرگ و با تنوع بالایی داره. اگر شرایط خوبی مثل تخفیف یا پورسانت برای همکارا درنظر بگیره، حتما مشتری های خیلی بیشتری جذب خواهد کرد و محصولاتش هم بیشتر فروش خواهد رفت.
  4. تبلیغ توی روزنامه ها، مجله های تبلیغی و نیازمندی ها، یک راه خوب برای گسترش دامنه ی مشتریان هست. ثبت مغازه در نقشه ها، دایرکتوری ها و جاهای مختلف هم همین طور.
  5. یک راه خوب و مطمئن زدن تبلیغ به شکلی جذاب، روی شیشه بقیه مغازه هاست. جاهایی که جواد فکر می کنه ممکنه مشتریانش از اون جاها هم خرید کنند، مثل لوله فروشی ها، ابزار فروشی ها و ... .
برای دیده شدن باید هزینه کرد. تبلیغ کرد و از دیگران کمک گرفت
برای دیده شدن باید هزینه کرد. تبلیغ کرد و از دیگران کمک گرفت



ربط سئو با مغازه جواد!

اگر این دید درست درمورد سئو را با این مثالی که از مغازه جواد زدم بتوانید بفهمید، به جرات می توانم بگویم سئو را به صورت کامل درک کرده اید.

درواقع هرآنچه در سئو انجام می‌شود، معرفی شما به عنوان یک مغازه و یا مکان برای ارائه محصول و یا خدماتی خاص است. هدف این معرفی کسب مخاطبان بیشتر و درنتیجه مشتریان بیشتر و وفادارتر است.

سئو یک سایت مثل معرفی یک مغازه به یک محله، شهر و یا کشور می مونه
سئو یک سایت مثل معرفی یک مغازه به یک محله، شهر و یا کشور می مونه



سئوکاری سئوکار است که سئو کار باشد!

همواره آدم های زیادی هستند که خود را متخصص یک کار نشان بدهند.

در سئو هم بدلیل مبهم بودن های زیاد، نیاز به تجربه ی زیاد و آزمون و خطاها و مهم تر از همه به روز بودن داده ها، افراد سود جوی زیادی را در خود جای می دهد.

این افراد با گرفتن هزینه های ریز و درشت و انجام کارهایی از روی نادانی، سایت ها را به سمتی می برند که راه بازگشتی از آن ها نیست.

اما باید بدانید که سئو معجزه می کند. اگر در مسیر درست باشد.
قوی ترین راه برای هر کسب و کاری در دوران کرونا همین سئو است.
با انجام درست و اعتماد به افراد متخصص به نقطه ای برسید که رقبا آرزوی رسیدن به آن را دارند.




اگر این مطلب براتون مفید بوده، می‌تونید من را هم خوشحال کنید!
من خیلی قهوه دوست دارم و موقع نوشتن هر مطلب بین ۱ تا ۵ لیوان می‌نوشم… یه جورایی انگیزه‌ی نوشتن بهم میده! پس اگر مطلب خوبی بوده برای کسایی که فکر می‌کنید این مطلب را دوست دارن بفرستید و اگر خیلی با مطلب حال کردین و می‌خواهید برای مطلب بعدی هم قهوه داشته باشم، می‌تونید(کاملا دلخواه) یه قهوه مهمونم کنید: دونیت قهوه برای امیر دانشی پور!
https://idpay.ir/alefdalpe/shop
https://www.instagram.com/p/CQTfLUHAH8-/