ویرگول
ورودثبت نام
آدمیزاد
آدمیزادهیچیم و هیچ را نخرد هیچکس به هیچ
آدمیزاد
آدمیزاد
خواندن ۱ دقیقه·۱ ماه پیش

ایرانم

منم همینطور مرد
منم همینطور مرد

عزیزِ شکسته‌ی شکَست نخورده؛ ایران!

به مردُمت نگاه میکنم؛

به کساٰنیکه از رنجِ تو پله نساختند و گور روی گور تلمبار شدن را راهِ ساختن آینده ندیدند. به کساٰنیکه با نامِ تو، برای کامِ خود، چهره‌ی عریان و کریه جنگ را بزک نکردند و آن را مداخله‌ی بشردوستانه ندانستند. به کسانیکه سوگواری را طبقه بندی نکردند و به خروار خروار مردنِ کودکان مشروعیت ندادند. به کسانیکه از مرگِ گنجشککانِ دنیا ندیده‌ی تو، به مِی و مستی نیوفتادند و روی استخوان‌های جزغاله نرقصیدند.

به مردمت نگاه میکنم؛

به کسانیکه آوارگی را ساده‌سازی نکردند و ماتحتِ بدخواهِ ویرانگرت را نبوسیدند. به کسانیکه در پوستِ ضدِ فاشیسم، به صلح و مدنیّت پشت نکردند و دستاوردهاٰی پاکیزه‌ات، قدمت و شجره‌ی بناهایِ تاریخی‌ات را از یاد نبردند و ساده‌لوحاٰنه و طوطی‌وار نگفتند:«بهترش را میسازیم!».

به آنها نگاه میکنم و تو را که حالاٰ درختی ‌بی‌پرنده‌ای، بغل میگیرم و میخواهم ما را، در حافظه‌ی سوخته‌ی خاورمیانه‌ای‌ات نگه داری و به فرداهاٰیی که در آن نیستیم بگویی:«مردمِ حقیقی‌ات ما بودیم.»

حاوی اسپویل
حاوی اسپویل

«ماٰ برای خونه میمیریم نه صاحب‌خونه.»

ویلچرِ خالی را هول میدهم زیرِ سایه تا صندلی‌اش خُنک بماند. با چشم میچرخم لای جمعیت، دنبالِ عصادست‌ها. میگویم:«بد گفتی! مسئولین و دولت، صاحب‌خونه نیستن. خُدا صاحبه که اینجاییم و میمیریم.» کمک میدهم پیرزنی که پرچمِ کوچکی را با چادر به کمر بسته، روی ویلچر بنشیند. بعد ویلچر راٰ امانت میسپارم و میروم تا سمبوسه‌ی صد و چهل توماٰنی بخرم، درحالیکه که صاحب‌خاٰنه را به رزاقیتش قسم میدهم...

#میم_سادات_هاشمی

جنگمردمایران
۱۵
۲
آدمیزاد
آدمیزاد
هیچیم و هیچ را نخرد هیچکس به هیچ
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید