روابط خواهر برادری در خانواده های چند فرزندی

وقتی که خواهر برادر های یک خانواده بزرگ می شوند تغییراتی می کنند که امری طبیعی است. وقتی که زندگی مستقل تشکیل می دهند، ابعاد تغییراتشان بسیار گسترده تر می شود . طوری که ممکن است در قطب های متضادی قرار بگیرند . وقتی که صاحب فرزند شدند بازهم دامنه وسیع تری از فاصله گرفتن از هم را تجربه می کنند . به جایی می رسند که ممکن است با هم مدارا نکنند یا دشمن شوند.

خانواده هایی با چند فرزند این مسئله را بیشتر تجربه می کنند. پدر و مادرها در ارتباط بین خواهر برادر ها قصد ایجاد الفت دارند، ولی اغلب اوقات، موفقیتی در کار نیست. زیرا که تفاوت های آشکار و نهان خواهر و برادر ها را از هم دور می کند . با گذشت زمان تفاوت ها بیشتر وبیشتر می شوند . در بعضی خانواده ها شنیده ایم که می گویند اگر فلانی را دعوت کردید دیگر نباید فلان کس را هم دعوت کنید .

سازگاری با این حجم تغییرات به خودی خود مشکل است. بعد از سپری شدن زمان فرزندان در مورد روابط خواهر برادری والدین خود، اظهار نظر کنند . ممکن است آنها متوجه نکته هایی بشوند که پدر و مادرشان متوجه نباشند. شاید هم به دلیل کم تجربه بودن نظراتی داشته باشند .بنابراین شروع به اظهار عقیده می کنند . ممکن است الگوهای رفتاری خاصی را پیشنهاد بدهند . شاید هم رفتارهای مورد نظرشان را از پدر و مادرشان طلب کنند.

پدر مادرها در چنین موقعیت هایی دچار سردرگمی می شوند. نمی دانند ارتباط با خواهر برادرهایشان را بر اساس خواسته فرزندانشان تنظیم کنند یا اینکه روش ، سبک و سیاق خودشان را ادامه بدهند .

پدر و مادرها می دانند که قبل از دنیا آمدن فرزندان مدتی طولانی با این افراد زندگی کرده اند . میدانند که بچه های خانواده اعضایی هستند که بعد به این جمع افزوده شده اند . کلی خاطره، احساس و تجربه قبل از به میدان آمدن بچه ها، وجود داشته است. همه اینها در تصمیم گیریهای والدین اثر می گذارد . کلاف هایی سردرگم همه را در بر می گیرد .

حال این خواهر و برادرهای دیروز و والدین امروز باید راهی میانه را پیدا کنند. هم باید به روابط غیر قابل انکار ژنتیکی فکر کنند و هم به جلب رضایت منطقی فرزندانشان توجه داشته باشند . چالشی که تمامی ندارد.