چرا ما تنبلی میکنیم؟

ما تمایل داریم که چیز نامطلوب رو عقب بندازیم. هرچند که میدونیم در نهایت باید انجامش بدیم. تنبلی همه ما رو تحت تاثیر قرار میده، حداقل تا حدودی. دانشمندان ِ زیررشته‌های مختلف روانشناسی به اشکال مختلف بهش نگاه میکنن. یک متخصص نورولوژی اون رو ناتوانی "عملکرد اجرایی" در برنامه ریزی و اولویت بندی چیزها میدونه. یک دانشمند روانشناسی اجتماعی ممکنه اونو مشکلی در تنظیم احساسات و حالات روحی و تلاش برای اجتناب از احساسات بد مثل استرس ببینه. و یک دانشمند فرگشتی ممکنه اون رو به صورت مشکلی که بخشی از اون ژنتیکی هست ببینه.

1. تنبلی ممکنه بخشی از ساختار تکاملی ما باشد. در مقایسه دوقلوهای همسان و غیر همسان مشخص شد که در نصف اوقات تفاوت در میزان تنبلی مرتبط به تفاوت ژنتیکی افراد هست.

در مطالعه دیگری نشون داده شده که دمدمی مزاجی معمولا همراه با تنبلی هست که هر دو رو میشه تحت مبحث مدیریت اهداف بررسی کرد. در بررسی فرگشتی میشه گفت در زمان گذشته تمرکز روی اهداف نزدیک (سیر کردن شکم برای امروز) شاید مزیت تکاملی حساب میشده ولی در زندگی امروز نیاز به تمرکز روی اهداف بلند مدت داریم.

اما تمام تنبلی رو نمیتونیم تقصیر ژنها بدونیم.

2. از دیدگاه نورولوژی، تنبلی ناتوانی "عملکرد اجرایی" در برنامه‌ریزی و اولویت بندی چیزهاست. عملکرد اجرایی به زبون ساده اونیه که ما میگیم الان میخوام این کار رو انجام بدم و بعدش انجامش بدیم؛ نقطه‌ی مقابل تنبلی. این ضعف عملکرد اجرایی به شکلای مختلف خودشو نشون میده. مثلا یک دانش آموز ممکنه بشینه پای درس ولی مدتها طول بکشه و شروع نکنه به انجام مطالعه یا یکی در تمرکز کردن مشکل داشته باشه.

3. از دیدگاه روانشناسی اجتماعی تنبلی مشکلی در تنظیم احساسات و حالات روحی هست. پروفسور کانادایی Timothy Pychyl تنبلی رو تسلیم در برابر احساس خوب توصیف کرده. یعنی درگیر کسب احساس خوبِ لحظه‌ای شدن، در حالی که مطمئنیم اون استرس حتما برمیگرده و ما رو تصرف میکنه. به عبارت دیگه تنبلی، تلاشی برای اجتناب از احساسات بد مثل استرس یا اجتناب از نامطلوب بودن خود اون کار هست. قراره یه گزارش رو بنویسی و میگی که خب بعد از یه استراحت مینویسمش. اشکالی نداره، به شرطی که تبدیل به عادت دائمی نشه. اما به خاطر داشته باشین که "شمای در زمان آینده" مجبوره که بالاخره دیر یا زود با اون استرس مواجه بشه. پس تنبلی فقط ضعف برنامه‌ریزی و هدف‌گذاری نیست. حالات روحی وقتی نقششون مشخص میشه که شما اون استرس‌ها رو قبول کنین و تشخیص بدین که اونا جایی نمیرن و در آینده ناپدید نمیشن (بالاخره باید باهاشون روبرو شد).


تنظیم حالت روحی و عملکرد اجرایی هر دو به مبحثی مربوط میشن که روانشناسا بهش میگن "تنظیم خود".


حالا آیا تنبلی تماما منفی هست؟ بعضیا میگن عمدا تنبلی میکنن چون بعدا تحت استرس عملکردشون بهتره. و بعضی از انواع تنبلی مزایایی دارن، مثلا شما به جای درس خوندن رفتین باشگاه! خب لااقل ورزش کردین. اما به سختی میتونین روانشناسی رو پیدا کنین که طرفدار تنبلی باشه. خیلیا انجام بعضی کارا رو به تعویق میندازن اما کسایی که همیشه اینطور هستن نشون داده شده که سطح بالاتری از استرس دارن. همینطور ممکنه که ارتباط پیچیده‌ای به چیزهایی مثل افسردگی و اضطراب داشته باشه. حتی ممکنه عوارض جسمی داشته باشه. تحقیقی در سال 2015 نشون داده که کسانی که همیشه تنبلی میکنن برای کنترل فشار خون بالا مشکل دارن و همینطور بیماری های قلبی در بینشون بیشتره.


برای رفعش چکار باید کرد؟

جای تعجب نداره که توصیه های سطحی‌ای که در شبکه‌های اجتماعی میبینین زیاد خوب واستون نتیجه نداده. تحقیقات زیادی در مورد کنترل تنبلی انجام شده که خیلیاش روی دانشجوهای لیسانس روانشناسی در ارتباط با فعالیت های تحصیلیشون بوده و اینکه چه روشهایی بهتر روشون جواب داده.

یکیش اینه که کار رو به بخش های کوچیکتر تقسیم کنیم و برای هر کدوم مهلت انجامی بذاریم. آدما وقتی به مهلت انجام یک کار نزدیک میشن کمتر تنبلی میکنن و از طرفی دیگه وقتی کار به بخش های کوچیکتر تقسیم میشه، هر دفعه که یه بخشی رو انجام میدیم احساس میکنیم که یه کاری انجام شده. این باعث میشه کلا احساس مثبت تری داشته باشیم و این خودش باعث میشه که راحت تر کارها رو شروع کنیم. میتونیم برای انجام هر بخشی جایزه‌ای برای خودمون در نظر بگیریم.

در تحقیق گروه دکتر Pychyl که در مورد تنظیم حالات روحی بود، همینطور مطالعه شد که تنبلی در مسائل درسی چه تاثیری روی تصویری که دانشجوها از آینده خود دارن میذاره. در تحقیقی پیشین، گروهی از محققان دانشگاه استنفرد از دانشجوها پرسیدن که "خودِ آینده"شون رو چجوری تصور میکنن. همینطور ازشون خواسته شد که تصویر خودشون رو در زمان حال به ذهن بیارن و همینطور یک غریبه رو تجسم کنن. در تمام مراحل، محققان فعالیت‌های نورونی اون افراد رو مانیتور میکردن. بعضیا وقتی تصویر خودشون در آینده رو تجسم میکردن مثل وقتی بود که تصویر خودشون در زمان حال رو تصور میکردن ولی گروهی دیگه از افراد وقتی تصویر آیندشون رو تجسم میکردن مثل وقتی بود که یک غریبه رو قرار بود تجسم کنن. بعد از بررسیِ داده‌ها معلوم شد که افرادی که کمتر پیوستگی و اتصال و شفافیت در مورد تصویر آینده‌شون داشتن و تصویر "خود ِ آینده"شون رو مثل یک غریبه میدیدن، افرادی بودن که بیشتر تنبلی میکردن. به طور ساده اون دانشجوها به طور قوی اون آینده رو تجسم نمیکردن. پس شاید یک روش موثر غلبه بر تنبلی این باشه که به خودمون یادآوری کنیم که "ما در زمان آینده" خود ما هستیم. شاید با این بیان یه کم احمقانه به نظر برسه ولی به زبون ساده این یعنی که یادمون باشه که باید دیر یا زود کارمون رو انجامش بدیم؛ چه "من ِ حال حاضر" چه "من ِ در آینده". همینطور باعث میشه که تایید کنیم که احساس بدی اگر قراره نسبت به انجام کاری داشته باشیم در هر صورت باید تجربه اش کنیم یه زمانی. تحقیقات میگن که باید تلاش کنیم اون احساس رو "قبول" کنیم به جای اینکه ازش فرار کنیم، و بپذیریم که انجام زودتر کار، اتفاقا باعث میشه از اون استرس زودتر نجات پیدا کنیم.


جمع بندی: شاید بشه تمام این تحقیقات رو در "تنظیم خود" و مواجهه با چیزی که ازش خوشمون نمیاد به جای فرار ازش، خلاصه کرد.



برای مطالعه مقالات بیشتر به کانال ما در تلگرام به پیوندید.



لیست منابع علمی در بخش توضیحات ویدئو