خیلیها فکر میکنند «ذهنیت برنده» یعنی همیشه تو چشم بودن، صدای بلند داشتن یا ادای آدمهای موفق رو درآوردن. ولی واقعیت خیلی دارکتر و سنگینتر از این حرفهاست. ذهنیت برنده یعنی بدونی کجا باید انرژی بذاری و کجا باید از کنار آدمهای دوزاری و بحثهای پوچ با یه پوزخند رد بشی.

آدمهایی که تو سطح پایین دست و پا میزنند، همیشه سعی میکنند تو رو هم بکشن تو لجنزار خودشون. غیبت، زیرآبزنی، حسادت و درگیریهای چیپ، تفریح روزمرهی اونهاست. کسی که ذهنیت برنده داره، اصلا تو این زمینِ خاکی بازی نمیکنه. او روی هدفش قفله؛ حتی اگه مسیرش از تو تاریکترین نقطهها بگذره. قطعا الان هم در همون مرحله تاریک ترین جریانات فعلی یک زندگی روزمره هستیم، اینجاست که فرق بین فردی با ذهنیت برنده و اونها مشخص میشه.
پاسخ سادست: هیچوقت! آن زمان که شما درگیر تفکرات و بازیهای کودکانه و تخریب شخصیت یکدیگر هستید، ما همچنان پیرو حفظ انرژی و قدرتیم؛ با یک ذهنیت برنده، در آیندهای تیره فعلی به دنبال کورسوی امید و نوری هستیم که بلکه بتواند آینده را در اوج تاریکی بهبود داد. شما همچنان دنبال کوتهفکری و بردهداری جنسی هستید و ما ارباب قطعیت. ما با سکوتمان، با رد شدن از کنار حاشیهها، به دنبال حفظ انرژی و قدرتی هستیم که در آینده به آن نیاز داریم.
ذهنیت برنده بهت یاد میده که نیازی نداری خودت رو به هر کسی ثابت کنی. تو مسیری که انتخاب کردی، شاید خیلیها تو رو نفهمن، شاید خیلیها سعی کنن با حاشیه زمینت بزنن، ولی تو مثل یه سایه، بیصدا اما قدرتمند مسیرت رو میری. ارباب قطعیت بودن، تاوان داره و تاوانش، گذشتن از آدمهای موقتی و سطحی این شهره.