ویرگول
ورودثبت نام
احمدرضا ملاحسینی
احمدرضا ملاحسینیمتخصص سئو و دیجیتال مارکتینگ، عاشق بازار های مالی و اقتصاد ، گاهی هم برنامه نویس. درمورد هرچیزی ممکن هست بنویسم. مدیر رسانه تکبین، آرنا لرن، جریانت
احمدرضا ملاحسینی
احمدرضا ملاحسینی
خواندن ۱۲ دقیقه·۳ ماه پیش

اثر افزایش قیمت بنزین بر اقتصاد و بورس ایران

فزایش قیمت بنزین همیشه جزو حساس‌ترین و پرچالش‌ترین تصمیمات اقتصادی در ایران بوده است. اما افزایش جدید در سال ۱۴۰۴، با اجرای بنزین سه‌نرخی و اضافه‌شدن نرخ سوم از نیمه دوم آذر، یک تفاوت مهم با تمام سال‌های قبل دارد: برای اولین‌بار به‌جای «شوک ناگهانی و ضربه‌محور»، شاهد یک اصلاح هدفمند، تدریجی و مبتنی بر حذف رانت‌های پنهان مصرف هستیم. همین نکته باعث می‌شود پیامدهای این افزایش قیمت نه‌تنها در زندگی روزمره مردم، بلکه در سطوح کلان اقتصادی و بازار سرمایه ایران نیز قابل‌توجه باشد.

این مقاله با اتکا به شواهد تاریخی، رفتار بازارها، روندهای اقتصاد کلان و تجربه افزایش قیمت بنزین در سال‌های ۹۸ و قبل‌تر، به‌صورت جامع بررسی می‌کند که افزایش قیمت بنزین چگونه می‌تواند ساختار اقتصادی ایران را تحت تأثیر قرار دهد و چه پیامدهایی برای بورس در کوتاه‌مدت و بلندمدت خواهد داشت.

افزایش قیمت بنزین ۱۴۰۴؛ چه چیزی دقیقاً تصویب شد؟

بر اساس مصوبه رسمی هیئت وزیران، ساختار قیمت‌گذاری بنزین به شکل زیر تغییر کرد؛ تغییری که نه‌تنها یک جابه‌جایی ساده عددی نیست، بلکه بخشی از یک مسیر بزرگ‌تر برای اصلاح ساختار یارانه‌ها، کاهش فشار بر بودجه کشور و کنترل تورم مزمن ایران محسوب می‌شود. درک جزئیات این تغییرات برای تحلیل اثرات اقتصادی آن ضروری است:

  • نرخ اول: ۱۵۰۰ تومان (سهمیه‌ای ثابت) که همچنان برای خانوارهای عادی حفظ شده تا فشار مستقیم بر دهک‌های پایین ایجاد نکند.

  • نرخ دوم: ۳۰۰۰ تومان (بنزین آزاد) که مصرف مازاد اما متعارف را پوشش می‌دهد.

  • نرخ سوم: معادل ۱۰٪ قیمت خرید پالایشگاه‌ها که اکنون حدود ۵۰۰۰ تومان اعلام شده و مصرف اضافی و غیرضروری را هدف می‌گیرد.

این ساختار جدید نه‌تنها افزایش قیمت محسوب می‌شود، بلکه یک «مکانیزم اصلاحی» است که چند ویژگی کلیدی دارد و از دل تجربه‌های ناکام سال‌های گذشته بیرون آمده است. هدف آن، انتقال یارانه از «مصرف‌کننده پرمصرف» به «مصرف‌کننده واقعی» است.

حذف سهمیه برای مصرف‌کنندگان غیرضروری

در این طرح جدید، یارانه انرژی که سال‌ها توسط گروه‌های پرمصرف جذب می‌شد، برای نخستین بار هدفمند شده است. سهمیه بنزین برای گروه‌هایی حذف شد که در عمل بیشترین مصرف را داشته‌اند و عملاً هیچ ارتباطی با دهک‌های نیازمند نداشتند:

  • خودروهای لوکس و وارداتی که مصرف بالا و ارزش ریالی بسیار زیادی دارند.

  • خودروهای مناطق آزاد که عمدتاً در بخش تفریحی یا تجاری کوچک استفاده می‌شوند.

  • خودروهای دولتی که سال‌ها از یکی از بزرگ‌ترین رانت‌های انرژی بهره‌مند بودند.

  • و افرادی که چند خودرو دارند؛ از این پس فقط یک خودرو سهمیه می‌گیرد تا مصرف غیرضروری یارانه‌دار متوقف شود.

این یعنی یارانه‌ای که از جیب کل جامعه پرداخت می‌شد، اکنون از مسیر مصرف‌کنندگان پرمصرف و ثروتمند خارج می‌شود و به‌سمت مصرف‌کننده واقعی هدایت می‌گردد. این اقدام نه‌تنها عدالت‌محور است، بلکه بهینه‌سازی اقتصادی نیز محسوب می‌شود.

جلوگیری از هدررفت یارانه

در دو دهه اخیر، مصرف بنزین توسط لوکس‌سوارها، چندخودروها و ناوگان دولتی یکی از بزرگ‌ترین منابع هدررفت یارانه انرژی بود. یارانه‌ای که باید به دهک‌های پایین کمک می‌کرد، عملاً به پربازده‌ترین مصرف‌کنندگان می‌رسید. اما در ساختار جدید:

  • بنزین مصرفی خودروهای غیرضروری دیگر «یارانه‌دار» نیست.

  • هر لیتر مصرف اضافه، بدون یارانه محاسبه می‌شود.

  • هزینه واقعی مصرف لوکس از بودجه عمومی جدا می‌شود.

این اقدام می‌تواند میلیاردها تومان از هدررفت منابع انرژی جلوگیری کند و بخش بزرگی از فشار مالی را از دوش دولت بردارد. از آنجا که یارانه انرژی یکی از عوامل اصلی کسری بودجه است، این اصلاحات نقش مهمی در کاهش نیاز دولت به استقراض، چاپ پول و ایجاد تورم دارد

چرا افزایش قیمت بنزین همیشه اقتصاد ایران را تکان می‌دهد؟

بنزین در ایران فقط سوخت خودرو نیست؛ یک متغیر روانی، تورمی و اجتماعی است. کوچک‌ترین تغییر در قیمت بنزین می‌تواند امواجی در کل سیستم اقتصادی ایجاد کند. این اثرها شامل چند بخش مهم می‌شود:

1. اثر تورمی انتظاری

یکی از مهم‌ترین پیامدهای افزایش قیمت بنزین، تقویت انتظارات تورمی در جامعه است. حتی اگر افزایش قیمت تدریجی باشد، مردم تصور می‌کنند موج تورمی جدیدی در راه است. این رفتار باعث می‌شود:

  • سپرده‌گذاری در بانک کاهش یابد

  • خرید دارایی‌های واقعی افزایش یابد

  • تقاضا برای سهام و کالاها بیشتر شود

  • سرعت گردش پول بالاتر رود

همین رفتار در آبان ۹۸ نیز مشاهده شد و نتیجه آن در سال ۹۹ یک رشد بی‌سابقه در بازار سهام بود.

2. افزایش هزینه جایگزینی دارایی‌ها

افزایش قیمت سوخت و انرژی، به‌طور مستقیم هزینه ساخت و تجهیز کارخانه‌ها، ماشین‌آلات و خطوط تولید را افزایش می‌دهد. این یعنی:

  • ارزش دارایی شرکت‌ها در بازار سرمایه افزایش می‌یابد

  • قیمت واقعی سهام نسبت به ارزش جایگزینی بالاتر می‌رود

  • سهام شرکت‌ها جذاب‌تر می‌شود

3. جریان نقدینگی به‌سمت بازار سرمایه

در اغلب دوره‌های افزایش قیمت سوخت، دولت بسته‌های حمایتی یا پرداخت‌های نقدی ارائه می‌دهد. این جریان پول وارد اقتصاد شده و معمولاً بخشی از آن به سمت بورس حرکت می‌کند.

4. پوشش ریسک تورمی

در اقتصاد ایران که همواره درگیر تورم است، مردم برای حفظ ارزش پول به‌سمت دارایی‌هایی می‌روند که از تورم عقب نماند. بورس به‌عنوان یک «سپر تورمی» عمل می‌کند و در دوره‌های افزایش قیمت انرژی، توجه بیشتری به آن می‌شود.

آیا شرایط سال ۱۴۰۴ شبیه سال ۹۸ است؟

پاسخ کوتاه: تا حدی بله، تا حدی نه.

شباهت‌ها:

  • افزایش قیمت بنزین باعث افزایش انتظارات تورمی می‌شود.

  • بازارها به‌سرعت نسبت به این تغییر واکنش نشان می‌دهند.

  • ارزش دارایی‌های جایگزینی شرکت‌ها افزایش می‌یابد.

  • نقدینگی به‌سمت بورس حرکت می‌کند.

تفاوت‌ها:

  • سال ۹۸ افزایش قیمت بنزین یک شوک ناگهانی و ۳۰۰ درصدی بود.

  • در سال ۱۴۰۴ افزایش قیمت به‌صورت هدفمند، تدریجی و محدود به مصرف‌کنندگان خاص انجام شد.

  • مردم عادی هنوز سهمیه ۱۵۰۰تومانی را دارند و فشار مستقیم بر معیشت کمتر است.

  • سیاست جدید بیشتر به‌دنبال «حذف رانت» است تا «افزایش درآمد دولت».

نتیجه؟ افزایش قیمت بنزین ۱۴۰۴ هرچند شدت ۹۸ را ندارد، اما به‌عنوان یک موتور محرک مثبت برای بورس عمل می‌کند.

کدام صنایع از افزایش قیمت بنزین بیشترین سود را می‌برند؟

پالایشی‌ها (شبندر، شتران، شپنا)

افزایش کرک اسپرد، بهبود سودآوری و رشد نرخ فرآورده‌ها.

پتروشیمی‌ها

افزایش نرخ انرژی → رشد ارزش موجودی‌ها + افزایش قیمت فروش.

حمل‌ونقل و لجستیک

در کوتاه‌مدت هزینه‌ها بالا می‌رود اما در میان‌مدت نرخ خدمات تعدیل شده و سودآوری پایدار می‌شود.

قطعه‌سازها و خودرویی‌ها

نقدینگی معمولاً به این گروه‌ها سرازیر می‌شود و جذابیت سفته‌بازی بالاتر می‌رود.

سیمانی‌ها، فولادی‌ها و معدنی‌ها

افزایش قیمت انرژی = افزایش ارزش جایگزینی دارایی‌ها.

اثر افزایش قیمت بنزین بر زندگی مردم

افزایش قیمت بنزین همیشه حساسیت اجتماعی دارد، اما تفاوت مهم سال ۱۴۰۴ با گذشته این است که این‌بار الگوی افزایش نه‌تنها تدریجی و کنترل‌شده بوده، بلکه به گونه‌ای طراحی شده که فشار کمتری بر زندگی مردم وارد کند و در عین حال مصرف غیرضروری را هدف بگیرد. در سال‌های گذشته، هر تغییر قیمتی حتی اگر کوچک بود، موجی از نگرانی و شوک معیشتی ایجاد می‌کرد. اما در این ساختار جدید، بخش عمده بار اصلاحات از دوش مردم عادی برداشته شده و به سمت مصرف‌کنندگان پرمصرف، لوکس‌سوارها و ناوگان غیرضروری منتقل شده است.

  • سهمیه بنزین مردم عادی دست‌نخورده مانده و این یعنی هزینه مستقیم خانوارهای معمولی تغییر محسوسی نکرده است.

  • مصرف لوکس و پرمصرف بدون یارانه خواهد بود؛ یعنی بنزینی که برای سفرهای تفریحی، خودروهای چندگانه یا خودروهای لوکس مصرف می‌شود دیگر بر بودجه عمومی سوار نیست.

  • استفاده از کارت سوخت شخصی الزامی شده تا فرایند مصرف شفاف‌تر شود و از تخلف، قاچاق و فروش غیرمجاز سهمیه جلوگیری گردد.

  • فشار واقعی بر دهک‌های پایین کاهش یافته، زیرا گروه‌هایی که پیش‌تر از یارانه بیشتری بهره می‌بردند، اکنون یارانه‌ای دریافت نمی‌کنند و جای آن مصرف واقعی خانوارهای عادی تامین شده باقی می‌ماند.

این تغییرات نشان می‌دهد که اگرچه تأثیر تورمی از جنس انتظارات وجود دارد و قیمت حامل‌های انرژی همیشه بخشی از تورم را تحریک می‌کند، اما در مقایسه با سال‌های قبل این فشار بسیار کمتر است. زیرا برخلاف گذشته که آثار تورمی به دلیل افزایش یک‌باره و فراگیر قیمت سوخت شدید بود، این بار اصلاحات به صورت مرحله‌ای و همراه با حفظ سهمیه دهک‌های پایین انجام شده است. این یعنی فشار اجتماعی به حداقل رسیده و بخش بزرگی از هزینه واقعی اصلاحات توسط کسانی پرداخت می‌شود که مصرف بالاتر و درآمد بیشتری دارند، نه توسط مردم عادی.

نقش هدفمندسازی یارانه‌ها در کاهش کسری بودجه و تورم

یکی از مهم‌ترین ابعاد افزایش قیمت بنزین ۱۴۰۴ که کمتر در رسانه‌ها به آن پرداخته می‌شود، اثرات مالی و بودجه‌ای آن است. بنزین یارانه‌ای طی دو دهه گذشته به یکی از بزرگ‌ترین ردیف‌های هزینه‌ای دولت تبدیل شده بود؛ هزینه‌ای که نه‌تنها کمکی به دهک‌های پایین نمی‌کرد، بلکه عملاً بخش بزرگی از آن توسط پرمصرف‌ها، خودروهای لوکس و ناوگان دولتی مصرف می‌شد. این یعنی یارانه‌ای که باید ابزار عدالت باشد، به‌نوعی ابزار بازتوزیع معکوس شده بود؛ مکانیزمی که عملاً از فقیر به غنی یارانه منتقل می‌کرد و مصرف غیرضروری و قاچاق سوخت را نیز تشدید می‌نمود.

این بخش از یارانه انرژی نه‌تنها بودجه کشور را تحت فشار می‌گذاشت، بلکه ساختار قیمتی اقتصاد را نیز دچار اختلال کرده و باعث شده بود بنزین در ایران تبدیل به یکی از ارزان‌ترین سوخت‌های جهان شود. چنین تفاوت قیمتی خود به‌تنهایی یک موتور بزرگ برای قاچاق، مصرف افراطی، و افزایش فشار بر شبکه توزیع سوخت بود. بنابراین اصلاح این ساختار، علاوه بر کاهش هزینه‌های بودجه‌ای، نقش مهمی در مدیریت منطقی مصرف دارد.

حذف بار مالی یارانه بنزین از دوش بودجه

وقتی مصرف‌کنندگان پرمصرف از دایره سهمیه خارج می‌شوند، دولت از پرداخت میلیاردها تومان یارانه پنهان رها می‌شود. یارانه انرژی در ایران سال‌هاست که به‌صورت «هزینه پنهان» فشار سنگینی بر تراز بودجه گذاشته و بخش بزرگی از کسری بودجه ساختاری کشور ناشی از همین پرداخت‌های غیرهدفمند است. بندهای مربوط به خودروهای لوکس، دولتی و مناطق آزاد به همین دلیل طراحی شده‌اند: حذف یارانه از روی مصرفی که هیچ ارتباطی با دهک‌های پایین ندارد.

حذف سهمیه برای خودروهای:

  • دولتی

  • مناطق آزاد

  • لوکس

  • و چندخودروها

به این معناست که بخش قابل توجهی از یارانۀ سوخت از دوش بودجه کنار می‌رود و منابع آزاد می‌شود. این آزادسازی منابع در بلندمدت به دولت اجازه می‌دهد تا بخش بیشتری از بودجه را به امور زیربنایی، زیرساخت‌های انرژی، حمل‌ونقل عمومی و کاهش نابرابری اختصاص دهد.

کاهش نیاز دولت به چاپ پول

کسری بودجه مهم‌ترین منشأ تورم مزمن و دائمی در اقتصاد ایران است. هر زمان دولت نتواند هزینه‌های خود را تأمین کند، به‌جای اصلاح سمت هزینه یا درآمد، معمولاً به سمت:

  • استقراض از بانک مرکزی

  • برداشت از تنخواه

  • فروش اوراق بدون پشتوانه نقدی

  • و پول‌پاشی غیرمستقیم می‌رود.

این همان چیزی است که «چاپ پول» نامیده می‌شود و نتیجه‌اش افزایش پایه پولی و تورم است. چاپ پول، به‌خصوص در اقتصادی که ظرفیت تولید آن محدود است، تقریباً به‌طور قطعی باعث افزایش قیمت‌ها و کاهش ارزش واقعی دستمزدها می‌شود.

وقتی یارانه بنزین هدفمند شود و بار مالی آن کاهش یابد:

  • کسری بودجه کاهش پیدا می‌کند

  • نیاز دولت به استقراض کمتر می‌شود

  • رشد پایه پولی محدود می‌گردد

  • فشار تورمی بلندمدت کم‌تر می‌شود

  • و نوسانات قیمتی انرژی و کالاهای پایه کمتر می‌شود

کاهش کسری بودجه به‌عنوان «مادر اصلاحات اقتصادی» نقش کلیدی در ثبات اقتصادی دارد. بدون کاهش کسری بودجه، هیچ سیاست پولی یا ارزی پایدار نخواهد بود.

هدفمند شدن واقعی یارانه‌ها

برای اولین بار، این اصلاحات یارانه را به‌جای «کالا»، به سمت «مصرف‌کننده» هدایت می‌کند. در همه اقتصادهای پیشرفته، یارانه زمانی اثرگذار است که به دهک هدف برسد نه به مصرف‌کننده پرمصرف.

در مدل قبلی:

  • هرچه بیشتر می‌سوزاندی، بیشتر یارانه می‌گرفتی.

در مدل جدید:

  • یارانه صرفاً به مصرف ضروری و افراد کم‌درآمد تخصیص می‌یابد.

این تغییر ساختاری می‌تواند الگوی مصرف، عدالت اجتماعی و حتی سیاست‌گذاری انرژی را متحول کند.

اثرات بلندمدت اصلاح یارانه بنزین بر بورس ایران

هرچند اثرات کوتاه‌مدت افزایش قیمت بنزین بیشتر بر انتظارات تورمی و ارزش جایگزینی شرکت‌ها متمرکز است، اما اصلاح ساختاری یارانه‌ها یک پیامد مهم دیگر هم دارد؛ پیامدی که اثرات آن به‌صورت تدریجی و بلندمدت ظاهر می‌شود و می‌تواند فضای کلان اقتصاد و بازار سرمایه را دگرگون کند. این بخش از اصلاحات، در نگاه اول شاید کمتر دیده شود، اما از نظر اثرگذاری اقتصادی، اهمیت آن کمتر از افزایش قیمت بنزین نیست. زیرا در این سطح، سیاست‌های مالی و پولی دولت مستقیماً تحت تأثیر قرار می‌گیرند و نقش کلیدی در شکل‌گیری آینده بورس و اقتصاد کشور ایفا می‌کنند.

ثبات بودجه → ثبات اقتصاد → بهبود پیش‌بینی‌پذیری بورس

وقتی دولت کمتر به کسری بودجه مبتلا شود، اقتصاد کشور قابل پیش‌بینی‌تر می‌شود. کسری بودجه همواره یکی از عوامل اصلی بی‌ثباتی اقتصادی در ایران بوده و منشأ بسیاری از شوک‌های ارزی، تورمی و سیاستی محسوب می‌شود. با کاهش بار مالی یارانه‌های غیرهدفمند، بودجه دولت به سمت تعادل حرکت کرده و این موضوع موجب:

  • کاهش شوک‌های سیاستی و تصمیم‌گیری‌های اضطراری دولت

  • افزایش اعتماد سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی

  • بهبود چشم‌انداز سرمایه‌گذاری بلندمدت

  • و جریان نقدینگی پایدارتر در اقتصاد می‌شود.

این ثبات اقتصادی یکی از پیش‌نیازهای اصلی رشد بازار سرمایه است، زیرا سرمایه‌گذاری‌های بزرگ تنها در فضایی انجام می‌شود که نوسانات سیاستی، ارزی و تورمی کمتر باشد. در چنین شرایطی، تحلیلگران و فعالان بازار می‌توانند با اتکا به چشم‌انداز باثبات‌تر، تصمیم‌گیری‌های دقیق‌تر و بلندمدت‌تری داشته باشند.

کاهش فشار تورمی → جلوگیری از جهش‌های هزینه‌ای شرکت‌ها

وقتی چاپ پول کنترل شود، تورم ساختاری نیز به‌مرور کاهش می‌یابد. کاهش کسری بودجه به معنای کاهش نیاز دولت به استقراض از بانک مرکزی است و همین موضوع مستقیم‌ترین اثر را بر پایه پولی و تورم دارد. زمانی که تورم مهار شود:

  • هزینه‌های تولید شرکت‌ها بهتر قابل مدیریت خواهد بود

  • برنامه‌ریزی مالی شرکت‌ها دقیق‌تر و قابل پیش‌بینی‌تر می‌شود

  • ارزش واقعی سرمایه و دارایی‌ها کمتر فرسوده می‌شود

  • فشار افزایش نرخ دستمزد و مواد اولیه کاهش می‌یابد

این موضوع برای صنایعی مانند:

  • فلزات اساسی

  • پتروشیمی‌ها

  • پالایشی‌ها

  • سیمان

  • حمل‌ونقل

اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا بخش عمده بهای تمام‌شده آنها تحت تأثیر هزینه‌های انرژی، حمل‌ونقل و نرخ ارز است. هرچه ثبات بیشتری در این شاخص‌ها ایجاد شود، سودآوری اسمی و واقعی شرکت‌ها باثبات‌تر خواهد بود.

افزایش نقدینگی حقیقی و اثر آن بر تقاضای سهام

هدفمند شدن یارانه‌ها به دولت اجازه می‌دهد که منابع آزادشده را در بخش‌های ضروری‌تر مانند سلامت، آموزش، زیرساخت و توسعه فناوری تخصیص دهد. چنین سیاستی در بلندمدت باعث افزایش قدرت خرید حقیقی جامعه می‌شود، زیرا بخش کمتری از درآمد مردم توسط تورم بلعیده می‌شود.

افزایش قدرت خرید واقعی جامعه، به‌مرور زمان منجر به:

  • افزایش مصرف خانوار

  • افزایش تقاضا برای کالاها و خدمات

  • رشد طبیعی درآمد شرکت‌ها

  • افزایش سرمایه‌گذاری بخش خصوصی

  • و در نتیجه رشد اقتصادی پایدار می‌شود.

این روند همگی برای بورس اثر مثبت دارند، زیرا رشد مصرف و سرمایه‌گذاری داخلی باعث افزایش فروش شرکت‌ها، افزایش سودآوری و در نهایت بهبود قیمت سهام می‌شود. همچنین افزایش رفاه عمومی باعث افزایش پس‌انداز و بخشی از این پس‌اندازها روانه بازار سرمایه خواهد شد.

در مجموع، اثرات بلندمدت اصلاح یارانه بنزین بر بورس نه‌تنها از مسیر افزایش انتظارات تورمی و رشد ارزش دارایی‌ها شکل می‌گیرد، بلکه از طریق ایجاد ثبات اقتصادی، کاهش کسری بودجه، کنترل تورم و افزایش تقاضای واقعی در اقتصاد نیز تقویت می‌شود—و این مجموعه عوامل، بازار سرمایه را در مسیر رشد باثبات‌تر و منطقی‌تر قرار می‌دهد.

جمع‌بندی نهایی

افزایش قیمت بنزین در سال ۱۴۰۴ را می‌توان یکی از مهم‌ترین گام‌ها در مسیر اصلاح ساختار مصرف انرژی و هدفمند کردن یارانه‌ها دانست. با اینکه همچنان چندنرخی بودن بنزین می‌تواند مشکلاتی ایجاد کند، اما جهت‌گیری جدید دولت به‌سمت کاهش رانت، مدیریت مصرف غیرضروری و حفظ سهمیه مردم عادی اقدامی مثبت و قابل دفاع است.

از طرف دیگر، برای بورس ایران، این تصمیم می‌تواند:

انتظارات تورمی را تقویت کند

جریان نقدینگی تازه وارد بازار کند

ارزش دارایی‌های شرکت‌ها را افزایش دهد

و زمینه رشد تدریجی شاخص را فراهم سازد

اگر این روند اصلاحات ادامه پیدا کند، تصمیم سال ۱۴۰۴ می‌تواند نقطه شروعی برای یک بازسازی بنیادین در نظام انرژی، اقتصاد خانوار و بازار سرمایه ایران باشد؛ اقدامی که در صورت مدیریت درست، آثار مثبت آن در سال‌های آینده نیز ادامه خواهد یافت.

کانال تلگرام شخصی برای کسی که می‌خواهد همیشه جلوتر باشه

اگر می‌خوای همزمان روی آینده مالی و مهارت‌های دیجیتال خودت سرمایه‌گذاری کنی، کانال من بهترین نقطه شروعه.عضویت
بنزینبورساقتصاد
۲۲
۶
احمدرضا ملاحسینی
احمدرضا ملاحسینی
متخصص سئو و دیجیتال مارکتینگ، عاشق بازار های مالی و اقتصاد ، گاهی هم برنامه نویس. درمورد هرچیزی ممکن هست بنویسم. مدیر رسانه تکبین، آرنا لرن، جریانت
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید