
تصور کنید تابستان سال آینده، بهجای ۲ ساعت خاموشی روزانه، ۸ ساعت برق نداشته باشید. یا زمستانی را بگذرانید که صنایع بزرگ تعطیل شوند و خانهها بدون گاز بمانند. این سناریو ترسناک اما واقعی است، اگر سیاستهای انرژی در ایران تغییر نکنند. ایران اکنون در آستانه بحرانیترین دوره تاریخ انرژی خود قرار دارد. بحران انرژی فقط یک موضوع فنی نیست؛ این مسأله در قلب اقتصاد، رفاه اجتماعی و حتی امنیت ملی کشور قرار دارد.
ایران دومین دارنده ذخایر گاز جهان و یکی از بزرگترین دارندگان نفت است. اما paradox اینجاست: با وجود این ثروت عظیم، کشور با ناترازی انرژی روبهروست. دلیل اصلی آن یارانههای پنهان انرژی و مدل توزیع غیرمنطقی است. سیاستهای انرژی در دهههای گذشته بیشتر بهجای کارآمدی، بر اساس نگاه پوپولیستی و توزیع رایگان منابع بنا شدهاند.
در هیچ کشوری همزمان برق ارزان و گاز ارزان به همه خانوارها داده نمیشود. اما ایران هر دو زیرساخت را به شکل گسترده توسعه داده است:
گازرسانی سراسری به بیش از ۹۵٪ جمعیت (بزرگترین شبکه لولهکشی دنیا).
این مدل، هزینههای هنگفتی برای دولت و زیرساخت ایجاد کرده و نتیجه آن، مصرف افسارگسیخته و بیانگیزهبودن مردم برای صرفهجویی است. به همین دلیل ایران همزمان با مازاد مصرف، با کمبود سرمایهگذاری در تولید مواجه شده است.
بر اساس آمار، مصرف گاز خانگی ایران در روزهای اوج زمستان بیش از کل مصرف اروپا است. در بخش برق نیز، شدت انرژی در ایران سه برابر میانگین جهانی برآورد میشود. این یعنی برای تولید هر واحد محصول یا خدمات، سه برابر منابع انرژی هدر میرود.
اگر امسال اصلاحی در قیمتگذاری انرژی صورت نگیرد، سال ۱۴۰۵ میتواند سال فروپاشی زیرساختهای انرژی ایران باشد:
یارانههای پنهان انرژی حجم عظیمی از منابع دولت را میبلعند. ادامه این روند به معنای چاپ پول بیشتر و تورم بالاتر است. عملاً بخش بزرگی از بودجه کشور به جای سرمایهگذاری در آموزش، بهداشت و زیرساخت، صرف تأمین انرژی ارزان میشود.
صندوقهایی مانند تأمین اجتماعی به دلیل کسری منابع، ممکن است توان پرداخت کامل مستمریها را از دست بدهند و حقوق بازنشستگان را قسطی یا با تأخیر بدهند. این مسأله میتواند نارضایتی اجتماعی گستردهای ایجاد کند.
امروز: خاموشیهای تابستانی حدود ۲ ساعت.
سال آینده: محتمل است خاموشیها به ۶ تا ۸ ساعت روزانه برسند.
خاموشیها تنها به معنای خاموششدن چراغ خانهها نیست؛ صنایع، بیمارستانها، مدارس و حتی امنیت سایبری کشور تحت تأثیر قرار میگیرند. هزینه اقتصادی خاموشیها در ایران سالانه میلیاردها دلار برآورد میشود.
با افزایش مصرف خانگی و نبود سرمایهگذاری جدید در میادین گازی، احتمالاً صنایع بزرگ خوابیده و مردم در سرما با قطعیهای مکرر گاز مواجه خواهند شد. این موضوع علاوه بر ایجاد بحران اجتماعی، صادرات غیرنفتی کشور را نیز کاهش میدهد.
ادامه سیاست فعلی عملاً راه توسعه پایدار را مسدود میکند. صنعتگران و سرمایهگذاران خارجی در شرایط بیثباتی انرژی حاضر به ورود به بازار ایران نخواهند بود.
کره شمالی بهدلیل فقر منابع و سیاستهای بسته، با محدودیت شدید انرژی روبهرو است. ایران با وجود منابع عظیم، بهخاطر مدیریت نادرست و سیاستهای یارانهای در حال حرکت به همان سمت است. تفاوت اینجاست که مصرف ایران چند برابر بیشتر است و بحران میتواند حتی شدیدتر باشد.
در واقع، اگر ایران مسیر فعلی را ادامه دهد، به کشوری تبدیل خواهد شد که منابع عظیم انرژی دارد، اما شهروندانش در سرمای زمستان و گرمای تابستان در تاریکی و بیگازی زندگی میکنند.
راهکار خروج از این بنبست روشن است: واقعیسازی قیمت انرژی بر مبنای فوب خلیج فارس.
جلوگیری از فروپاشی زیرساختهای برق و گاز.
ایجاد انگیزه برای صرفهجویی در مصرف.
جذب سرمایهگذاری در تولید انرژی و نیروگاهها.
آزادسازی منابع برای توسعه اقتصادی بهجای سوزاندن ثروت.
افزایش بهرهوری در صنایع و کاهش شدت انرژی.
افزایش هزینه زندگی.
فشار بر اقشار کمدرآمد.
ریسک اعتراضات اجتماعی در کوتاهمدت.
تخصیص یارانه مستقیم نقدی یا کالایی به دهکهای پایین.
سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر برای کاهش هزینه بلندمدت.
ایجاد تعرفه پلکانی برای مصرف انرژی: پرمصرفها گرانتر، کممصرفها ارزانتر.
بحران انرژی میتواند هم یک تهدید بزرگ و هم یک فرصت تاریخی برای ایران باشد. اگر کشور به سمت اصلاحات واقعی حرکت کند:
میتواند به یکی از صادرکنندگان اصلی انرژی در منطقه تبدیل شود.
امکان توسعه پایدار صنعتی فراهم میشود.
ایران میتواند به هاب انرژی خاورمیانه بدل گردد.
اما اگر روند فعلی ادامه یابد:
زیرساختهای موجود فرسودهتر خواهند شد.
سرمایه اجتماعی تضعیف میشود.
و ایران از فرصت طلایی توسعه عقب خواهد افتاد.
ایران امروز در نقطه عطف تاریخی انرژی قرار دارد. تداوم سیاستهای فعلی = خاموشیهای گسترده + ناتوانی صندوقها + تورم افسارگسیخته. تنها با اصلاح قیمتها و بازگشت به منطق اقتصادی میتوان از سناریوی سیاه تابستان بدون برق و زمستان بدون گاز جلوگیری کرد. این اصلاحات نیازمند شجاعت سیاسی، برنامهریزی دقیق و همراهی اجتماعی است. بدون این تغییرات، خطر سقوط به ورطه «کره شمالی انرژی» بیش از هر زمان دیگری جدی است.