
در دهههای اخیر نظام پولی جهان با چالشهای بنیادینی مواجه بوده است؛ از تورمهای سنگین و فرساینده گرفته تا کاهش اعتماد عمومی نسبت به پولهای ملی و ناکارآمدی سیاستهای پولی انحصاری. در بسیاری از کشورها، خلق نقدینگی افسارگسیخته، بدهی دولتها، ناتوانی در کنترل تورم و وابستگی شدید پول فیات به تصمیمهای سیاسی، بازارهای مالی و زندگی روزمره مردم را تحت تأثیر قرار داده است. در چنین فضایی، ایدهی «پول خصوصی» دوباره—بعد از چند دهه غیبت—به مرکز گفتوگوهای اقتصادی بازگشته است.
اگر زمانی بحث پول خصوصی بیشتر یک نظریهی فلسفی یا آکادمیک بود که تنها در کتابهای هایک و اقتصاددانان لیبرال مطرح میشد، امروز با ظهور بلاکچین، ارزهای دیجیتال و شبکههای مالی غیرمتمرکز، شکل اجرایی و عملی به خود گرفته است. این مقاله تلاش میکند تصویری عمیقتر و گستردهتر از مفهوم پول خصوصی، نقش کریپتوکارنسیها و آینده احتمالی رقابت میان پولها ارائه دهد؛ با الهام از مباحثی که در نشست «گذشته و آینده پول با نگاهی به چشمانداز رمزارزها» (به میزبانی آکادمی سامان و با حضور فعالان فینتک از جمله آبانتتر) مطرح شد.

دکتر نیلی در این رویداد با تفکیک تاریخی پولها، توضیح داد که نظامهای پولی بشر در طول تاریخ فقط دو مدل اصلی داشتهاند:
پولهایی با پشتوانه ذاتی، مثل طلا، نقره و مسکوکات که ارزش خود را از خاصیت فیزیکیشان میگیرند. این پولها:
تحت کنترل دولت یا بانک مرکزی نیستند
نیاز به نگهبانی برای حفظ ارزش ندارند
به دلیل عرضه محدود و هزینه استخراج، تورمزا نیستند
پولهایی بدون پشتوانه کالایی که ارزش آنها نه از ماده، بلکه از اعتماد عمومی و قدرت دولت ناشی میشود. فیات مانی:
ذاتاً فاقد ارزش ذاتی است
کاملاً وابسته به اعتبار صادرکننده است
برای حفظ ارزش نیازمند نگهبان (بانک مرکزی) است
مشکل اصلی از زمانی آغاز میشود که «نگهبان»—یعنی بانک مرکزی—درگیر سیاستگذاریهای کوتاهمدت، فشارهای سیاسی، نیاز دولت به جبران کسری بودجه یا اهداف غیر اقتصادی میشود. نتیجه، همان چیزی است که در بسیاری از اقتصادها دیدهایم: تورم مزمن، کاهش ارزش پول و بیثباتی دائمی.

پول فیات سه ضعف جدی و بنیادین دارد، اما حقیقت این است که این سه ضعف تنها بخش کوچکی از یک مشکل بسیار بزرگتر هستند؛ مشکلی که ریشه آن در ساختار قدرت، سیاستگذاری پولی و نبود رقابت در تولید پول است. فیات مانی در ظاهر ابزار سادهای برای تسهیل مبادلات است، اما در عمل تبدیل به یک ابزار قدرتمند سیاسی شده که پیامدهای اقتصادی آن مستقیماً بر زندگی مردم تحمیل میشود.
پول فیات برخلاف پول کالایی، ارزش خود را از ماده یا کمیابی نمیگیرد؛ بلکه از اعتماد به دولت بهدست میآورد. اما دولتها خود درگیر چرخههای انتخاباتی، فشارهای سیاسی، لابیهای اقتصادی و بحرانهای ساختاری هستند. همین امر باعث میشود تصمیمهای پولی نه براساس منافع بلندمدت اقتصاد، بلکه براساس نیازهای کوتاهمدت و سیاسی اتخاذ شود. در نتیجه، ارزش پول دائماً تحت تأثیر تصمیمهایی قرار میگیرد که ممکن است هیچگاه با منافع عمومی همسو نباشد.
در نظام فیات، هیچ محدودیت طبیعی برای خلق پول وجود ندارد. برخلاف طلا یا منابع کمیاب، که استخراج آنها هزینهبر و محدود است، چاپ پول تقریباً بدون هزینه انجام میشود. این ویژگی باعث شده خلق نقدینگی به ابزار اصلی دولتها برای تأمین مالی تبدیل شود؛ از جبران کسری بودجه گرفته تا پوشاندن ناکارآمدی ساختارهای اقتصادی. در نهایت، فشار این خلق نقدینگی بر ارزش پول و قدرت خرید مردم تخلیه میشود.
تورم نه یک اتفاق ناگهانی، بلکه نتیجه طبیعی سیستم فیات است. چون وقتی قدرت خلق پول در دست یک نهاد متمرکز قرار دارد و هیچ رقیبی وجود ندارد که رفتار او را اصلاح کند، افزایش پایه پولی به یک عادت تبدیل میشود. بانک مرکزی در کشورهای مختلف—بهویژه در اقتصادهای درحالتوسعه—بارها نشان داده که وقتی مجبور میشود بین «حفظ ارزش پول» و «حل مشکلات بودجهای دولت» یکی را انتخاب کند، تقریباً همیشه گزینه دوم را انتخاب میکند.
این همان نکتهای است که دکتر غنینژاد در نشست به آن اشاره کرد: انحصار دولتها در انتشار پول، بزرگترین عامل ایجاد تورم است. وقتی مردم هیچ انتخاب دیگری ندارند، دولتها عملاً هیچ انگیزهای برای حفظ ارزش پول ملی ندارند. در نتیجه، تورم تبدیل به مالیات پنهانی میشود؛ مالیاتی که بدون تصویب، بدون شفافیت و بدون محدودیت از جیب مردم پرداخت میشود.
نکته مهم این است که تورم تنها کاهش قدرت خرید نیست؛ یک انتقال ثروت سیستماتیک از مردم به دولتهاست. هر بار که پول جدید چاپ میشود، ارزش داراییهای موجود مردم کاهش مییابد، در حالیکه دولت از پول جدید برای تأمین هزینههای خود استفاده میکند. این فرایند در بلندمدت نهتنها اعتماد مردم به پول ملی را تخریب میکند، بلکه اقتصاد را در چرخه بیپایان بیثباتی قرار میدهد.
چون حتی با تغییر دولتها، تکنیکهای مدیریتی یا سیاستهای موقت، ماهیت پول فیات تغییر نمیکند. مادامی که:
قدرت چاپ پول در یک نهاد متمرکز باشد،
هیچ رقیبی برای اصلاح رفتار آن وجود نداشته باشد،
خلق نقدینگی بدون پشتوانه ادامه پیدا کند،
و مردم مجبور باشند تنها از یک نوع پول استفاده کنند،
تورم یک «ویژگی سیستم» خواهد بود، نه یک مشکل موقتی.
این همان نقطهای است که نظریه پول خصوصی وارد میشود؛ یعنی ایجاد رقابت برای وادار کردن بانک مرکزیها به انضباط پولی و جلوگیری از تکرار چرخههای تورم مزمن.

ایدهی پول خصوصی در نگاه اول بسیار ساده بهنظر میرسد، اما پشت این سادگی یک چارچوب عمیق اقتصادی، فلسفی و تاریخی وجود دارد که دههها موضوع بحث اقتصاددانان برجسته بوده است. پول خصوصی تلاشی است برای بازگرداندن «رقابت» به حوزهای که در تمام قرنهای اخیر تقریباً بهطور کامل زیر سلطه دولتها و بانکهای مرکزی قرار داشته است.
پول باید در یک فضای رقابتی تولید شود، نه انحصاری.
این جمله که به شکل خلاصه و دقیق از دل مباحث فردریش هایک بیرون آمده، اساس کل ایده است. هایک در کتاب کلاسیک خود «خصوصیسازی پول» توضیح میدهد که اگر تولید پول از اختیار انحصاری دولت خارج شود و ناشران مختلف پول اجازه داشته باشند پول خود را در یک بازار آزاد منتشر کنند، کیفیت پول به شکل طبیعی و رقابتی افزایش پیدا خواهد کرد. این دقیقاً مشابه همان سازوکاری است که در هر بازار رقابتی دیگری رخ میدهد.
هایک در استدلالهای خود به این نکته اشاره میکند که مردم ذاتاً بهدنبال حفظ ارزش داراییهای خود هستند و بهصورت طبیعی پولی را انتخاب میکنند که:
ثبات بیشتری داشته باشد
در برابر تورم مقاوم باشد
قابلیت اعتماد بیشتری ایجاد کند
و کارکردهای مبادلهای مناسبی ارائه دهد
در چنین رقابتی:
پول بد حذف میشود؛ چون کسی حاضر نیست پولی را نگه دارد که ارزش خود را دائماً از دست میدهد.
پول خوب باقی میماند؛ مثل هر کالای دیگری که در بازار آزاد و رقابتی کیفیت بالاتر، برنده نهایی است.
بانکهای مرکزی مجبور به انضباط میشوند؛ چون اگر ارزش پول ملی کاهش یابد، مردم خیلی سریع به گزینههای خصوصی مهاجرت میکنند.
تورم کاهش مییابد؛ زیرا انگیزه برای خلق نقدینگی بیضابطه از بین میرود.
هایک معتقد بود که تا زمانی که پول در انحصار دولت باشد، هیچ نیروی واقعی برای کنترل رفتار بانک مرکزی وجود ندارد. اما اگر مردم حق انتخاب آزادانه داشته باشند و بتوانند بهسمت پولهای خصوصیِ باکیفیتتر حرکت کنند، بانک مرکزی مجبور خواهد شد همانند یک بازیگر رقابتی رفتار کند.
در گذشته، اجرای پول خصوصی با موانع بزرگی روبهرو بود: نبود ابزار اعتمادساز، دشواری نظارت، مشکلات جعل، نبود سیستم تسویه امن و مسئله پذیرش عمومی. اما با ظهور بلاکچین و ارزهای دیجیتال، تقریباً تمام این موانع از میان برداشته شده است.
بلاکچین امکان:
تولید شفاف و محدود پول
نظارت عمومی و غیرمتمرکز
جلوگیری از جعل
تسویه لحظهای
و اعتماد بدون تکیه بر دولت
را فراهم کرده است.
به همین دلیل است که ایدهای که زمانی بیشتر شبیه رؤیا بود، امروز از دید بسیاری از اقتصاددانها، فعالان فینتک و حتی برخی سیاستگذاران، یک گزینه کاملاً عملی و قابل اجراست

یکی از بزرگترین موانع پول خصوصی در گذشته مسئله اعتماد بود؛ اینکه چرا مردم باید به پول خصوصی یک شرکت یا مؤسسه اعتماد کنند در حالیکه دههها عادت کردهاند تنها پول منتشرشده توسط دولت را معتبر بدانند. عدم وجود سازوکار شفاف، امکان جعل، نبود استانداردهای نظارتی و نبود شیوهای برای اطمینان از اینکه صادرکنندهی پول از قدرت خود سوءاستفاده نمیکند، همه باعث میشد پول خصوصی در عمل غیرقابلاتکا تلقی شود.
اما بلاکچین این معادله را از بنیان تغییر داد.
بلاکچین یک دفترکل عمومی، شفاف و غیرقابلدستکاری است که باعث شده «اعتماد» دیگر یک امتیاز یا انحصار دولتی نباشد، بلکه از طریق تکنولوژی قابلتولید شود. این فناوری مجموعهای از ویژگیها را ارائه میدهد که پیش از آن دستیابی به آنها در نظام پول خصوصی تقریباً غیرممکن بود:
شفافیت کامل در ثبت تراکنشها: تمام تراکنشها بهصورت عمومی قابل مشاهدهاند و هیچ بازیگر متمرکزی نمیتواند آنها را پنهان یا دستکاری کند.
غیرقابلدستکاری بودن اطلاعات: معماری بلاکچین بهگونهای است که هر تلاش برای دستکاری دادهها مستلزم کنترل اکثریت شبکه است، که عملاً غیرممکن یا هزینهبر است.
عرضه محدود و قابل پیشبینی: برخلاف فیات، که بانک مرکزی هر لحظه میتواند مقدار آن را تغییر دهد، بسیاری از رمزارزها دارای سقف عرضه مشخص یا الگوریتمهای دقیق کنترل تورم هستند.
حذف واسطههای سیاسی و اجرایی: بلاکچین هیچ دولت، نهاد سیاسی یا بانک مرکزی را در مرکز تصمیمگیری قرار نمیدهد؛ تصمیمها از طریق الگوریتم و اجماع شبکه اتخاذ میشوند.
تسویه سریع و جهانی: بلاکچین پرداختها را بدون نیاز به نظام بانکی سنتی، سوئیفت یا واسطههای مالی محدودکننده انجام میدهد.
این ترکیب قدرتمند، مفهوم اعتماد را از «اعتماد به دولت» به «اعتماد به ریاضیات و الگوریتم» منتقل میکند. در این مدل، مردم لازم نیست به صادرکننده پول خصوصی اعتماد کنند؛ کافی است به پروتکل، قوانین شبکه و شفافیت ذاتی بلاکچین اعتماد داشته باشند.
جالبه موضوع درمورد چشم انداز ارز دیجیتال در آینده بود، ولی یه عده زیادی میدیدم سر صبح داشتن پرتفوی بورسی شون رو در کارگزاری ها چک میکردن 😂😂
بلاکچین باعث شده پول خصوصی نهتنها یک ایده اقتصادی، بلکه یک پروژه فنی قابلاجرا باشد. اکنون شبکههای بلاکچینی میتوانند همان نقش اعتمادساز را بر عهده بگیرند، بدون اینکه تحت نفوذ دولت، سیاستگذاریهای لحظهای یا اهداف کوتاهمدت سیاسی قرار بگیرند. این نقطه دقیقاً همان چیزی است که امکان رقابت واقعی میان پولها را فراهم میکند

سهند حمزهای (مدیر آبانتتر) در این نشست یک تفکیک کلیدی و بسیار مهم را مطرح کرد؛ تفکیکی که اگر درست درک شود، میتواند مسیر آینده نظام پولی را از دو جهت شکل دهد: اول اینکه کریپتو چه نقشی در آینده پول خواهد داشت، و دوم اینکه پول خصوصی چگونه میتواند بر پایه داراییهای غیرسیاسی و کمیاب توسعه پیدا کند.
این بخش از صحبتهای حمزهای کاملاً مکمل تحلیل اقتصاددانان مطرح حاضر در رویداد بود. او نهتنها از زاویه تکنولوژی و کارکرد بلاکچین سخن گفت، بلکه تلاش کرد یک تصویر عملیاتی از آینده پول خصوصی ارائه دهد—آیندهای که در آن بیتکوین به جای اینکه رقیب پولهای ملی باشد، تبدیل به پشتوانهای فراملی و قابلاعتماد برای پولهای خصوصی خواهد شد.
حمزهای با دقت به نقطهای اشاره کرد که بسیاری از کاربران یا فعالان بازار ممکن است ساده از کنار آن عبور کنند: شبکه اصلی بیتکوین برای پرداختهای روزمره طراحی نشده است.
او توضیح داد که بیتکوین:
کارمزد نسبتاً بالایی دارد
سرعت پردازش محدودی دارد
و به دلیل ساختار PoW، مقیاسپذیری محدودی دارد
اینها ضعف نیستند؛ بلکه ویژگیهای ذات طراحی بیتکوین هستند که امنیت، تمرکززدایی و مقاومت در برابر سانسور را تضمین میکنند. بیتکوین عمداً مانند یک شبکه پرداخت سرعتبالا طراحی نشده، چون هدفش چیز دیگری است.
حمزهای تأکید کرد:
بیتکوین «وسیله مبادله» نیست؛ بیتکوین «ذخیره ارزش» است.
این گزاره دقیقاً همان نقطهای است که تفاوت بیتکوین با دیگر داراییها را روشن میکند. بیتکوین بهجای اینکه در نقش پول روزمره ظاهر شود، قرار است:
معیار ارزش باشد
پشتوانه باشد
ثروت را نگه دارد
و در برابر دستکاری دولتها مصون باشد
این رویکرد، بیتکوین را از زمین بازی پولهای پرداختی خارج میکند و آن را در جایگاه «پشتوانه» قرار میدهد؛ همانگونه که طلا در گذشته چنین نقشی را ایفا میکرد.

حمزهای مدیرعامل آبان تتر در بخش دوم صحبتهای خود یک ایده بسیار مهم را مطرح کرد؛ ایدهای که میتواند نگاه سیاستگذاران و فعالان فینتک را به آینده پول تغییر دهد.
«پولهای خصوصی میتوانند بیتکوین را بهعنوان پشتوانه پولی خود انتخاب کنند؛ مثل استاندارد طلا، اما اینبار با فناوری بلاکچین.»
این جمله چند لایه کلیدی دارد:
سقف عرضه ۲۱ میلیون واحدی باعث میشود بیتکوین مانند طلا، اما بسیار دقیقتر، کمیاب و غیرقابلتکثیر باشد.
نه دولتها، نه بانکهای مرکزی، و نه هیچ نهاد قدرتی نمیتوانند ارزش آن را دستکاری کنند.
برخلاف طلا که نیاز به جابهجایی فیزیکی دارد، بیتکوین میتواند فوراً در سراسر دنیا منتقل شود.
میزان ذخایر، تراکنشها و صحت شبکه بهصورت کاملاً شفاف قابل مشاهده است؛ چیزی که در هیچ پشتوانه سنتی وجود نداشت.
بر این اساس، پول خصوصی میتواند بیتکوین را بهعنوان «ذخیره ارزش» نگه دارد و توکن یا پول خود را بر پایه آن منتشر کند. چنین مدلی باعث میشود:
ارزش پول خصوصی پایدار بماند
مردم نسبت به پشتوانه آن اطمینان داشته باشند
و همزمان سرعت، مقیاسپذیری و کارآمدی یک شبکه پرداخت خصوصی فراهم شود
چیزی که برام جالب بود در این رویداد، کلا از اصطلاحات انگلیسی خیلی استفاده میکردن ولی وقتی به ارز دیجیتال میرسید نه میگفتن ارز دیجیتال نه کریپتوکارنسی، بلکه از کلمه رمزارز استفاده میکردن 😅
در این مدل نوین:
بیتکوین نقش Store of Value دارد (مانند طلا)
پول خصوصی نقش Medium of Exchange دارد (مانند پولهای پرداختی سریع)
نتیجه ترکیبی است که در آن:
ارزش پول خصوصی توسط بیتکوین تضمین میشود
اما پرداختها با سرعت، مقیاسپذیری و هزینه پایین انجام میشوند
کاربران میتوانند بدون مواجهه با تورم پولهای ملی، از یک پول پایدار استفاده کنند
و هیچ دولت یا بانک مرکزی امکان تخریب ارزش آن را ندارد
این همان مدلی است که میتواند آیندهی «پول غیرانحصاری» و «پول رقابتی» را رقم بزند.
زیرا:
از امنیت بیتکوین استفاده میکند
از سرعت و کارایی شبکههای خصوصی بهره میبرد
از تورم پول فیات دور میماند
و اعتماد عمومی را از طریق شفافیت بلاکچین بهدست میآورد
این مدل دقیقاً همان حلقهی گمشدهای است که دههها اقتصاددانان بهدنبال آن بودند: پولی که هم پایدار باشد، هم سریع، هم امن، هم غیرسیاسی و هم جهانی.
بیتکوین بهعنوان پشتوانه پول خصوصی، میتواند نقطه آغازین نسل جدید نظامهای پولی باشد؛ نظامی که نه تحت فرمان دولتها، بلکه تحت فرمان رقابت آزاد، شفافیت و فناوری کار میکند.
ورود پولهای خصوصی به عرصه رقابت، یک پیامد بنیادی دارد؛ اما این پیامد بسیار گستردهتر و عمیقتر از چند خط ساده است. درواقع، حضور پولهای خصوصی میتواند ساختار قدرت پولی، رفتار بانکهای مرکزی و حتی رابطه میان دولتها و شهروندان را دگرگون کند.
وقتی رقابت وارد حوزه پول میشود، دیگر هیچ نهادی نمیتواند تصمیمهای تورمزا را بدون پیامد اتخاذ کند. این همان نقطهای است که پول خصوصی میتواند به شکل واقعی، نقش اصلاحگر نظام پولی را ایفا کند.
مردم میتوانند آزادانه نوع پول خود را انتخاب کنند، نه اینکه مجبور باشند تنها یک پول ملی را بپذیرند.
پولی که ارزش را بهتر حفظ کند، سهم بیشتری از بازار میگیرد و این باعث میشود تولیدکنندگان پول (چه بانک مرکزی و چه مؤسسات خصوصی) انگیزه حفظ ارزش پول را داشته باشند.
بانکهای مرکزی مجبور به کاهش خلق پول میشوند، زیرا هر میزان بیانضباطی پولی میتواند به خروج مردم از پول ملی و مهاجرت آنها به پول خصوصی منجر شود.
انضباط پولی از حالت «توصیه اخلاقی» به «اجبار رقابتی» تبدیل میشود؛ یعنی دیگر نمیتوان با شعار و سیاستگذاری کوتاهمدت تورم را کنترل کرد.
تورم مزمن کاهش پیدا میکند، زیرا انگیزه و امکان خلق نقدینگی بیرویه کاهش مییابد.
پول خصوصی میتواند سه تحول کلیدی ایجاد کند:
کاهش قدرت انحصاری بانک مرکزی:
زمانیکه بانک مرکزی تنها صادرکننده پول است، هر خطای سیاستی اثر مستقیم و فوری بر زندگی مردم دارد. اما در حضور پول خصوصی، این قدرت مطلق شکسته میشود.
افزایش پاسخگویی دولتها:
اگر مردم بتوانند از یک پول فرار کنند، دولت دیگر نمیتواند با چاپ پول مشکلات بودجهای خود را پنهان کند. هزینه ناکارآمدی مستقیماً به خود دولت بازمیگردد.
افزایش استقلال مالی شهروندان:
مردم میتوانند دارایی خود را در قالب پولی نگه دارند که کمتر تحت تأثیر سیاستهای کوتاهمدت قرار میگیرد و همین امر آزادی اقتصادی آنها را تقویت میکند.
رقابت میان پولها، تنها مسیر واقعی اصلاح بانکهای مرکزی است؛ زیرا هیچ ساختار انحصاریای هرگز خود را اصلاح نمیکند—بلکه رقابت اصلاحش میکند.
گسترش کریپتوکارنسیها که نهتنها یک ابزار سرمایهگذاری، بلکه یک سازوکار واقعی برای ایجاد پولهای غیرمتمرکز و رقیب برای پولهای ملی شدهاند؛ سرعت رشد بازار کریپتو در یک دهه گذشته، نشاندهنده عطش جهانی برای پولهای غیرسیاسی و مقاوم در برابر تورم است.
افزایش بیاعتمادی به پولهای ملی در بسیاری از کشورها؛ جایی که تورم، بیثباتی مالی، بدهی دولتها و خلق نقدینگی بیضابطه باعث شده مردم بیش از هر زمان دیگری بهدنبال داراییها و پولهای جایگزین باشند.
رشد فینتکها و نظامهای پرداخت غیرمتمرکز که زیرساختهای جدیدی برای انتقال ارزش بدون نیاز به بانکهای سنتی ایجاد کردهاند؛ تکنولوژیهایی که سرعت، شفافیت و هزینه پایین را جایگزین کندی و بوروکراسی سیستم مالی قدیمی کردهاند.
پیچیدهتر شدن تجارت جهانی و نیاز به روشهای پرداختی که به یک کشور خاص یا شبکه بانکی سنتی وابسته نباشند؛ امروزه بسیاری از شرکتهای بینالمللی نیازمند پولهایی هستند که مرزی، سیاسی یا محدود به یک حاکمیت خاص نباشد.
و نیاز روزافزون به پولهای غیرسیاسی و جهانی که ارزش آنها نه از تصمیمهای دولتها، بلکه از شفافیت، کمیابی و اعتماد تکنولوژیک ناشی شود؛ پولهایی که ثباتپذیر، قابلبررسی و مستقل از سیاستگذاریهای لحظهای باشند.
بهنظر میرسد آینده نظام پولی ترکیبی از چند مدل باشد؛ مدلی که نه جایگزین کامل پول ملی است، نه نفیکننده نقش دولتها، بلکه ساختاری چندلایه است که در آن هر نوع پول، کارکرد مخصوص به خود را دارد و مردم براساس نیازشان میان آنها انتخاب میکنند:
پولهای ملی اصلاحشده (Fiat Money)
نسخهای مدرنتر، شفافتر و مسئولانهتر از پول فیات امروز که زیر فشار رقابت مجبور به انضباط پولی و کاهش خلق نقدینگی میشود.
پولهای خصوصی رقابتی (Private Money)
پولهایی که توسط مؤسسات یا شبکههای بلاکچینی منتشر میشوند و برای حفظ ارزش، شفافیت و کارایی تلاش میکنند تا اعتماد کاربران را جلب کنند.
داراییهای دیجیتال ذخیره ارزش مثل بیتکوین (Crypto Store of Value)
داراییهایی کمیاب، جهانی و غیرقابلسیاسیسازی که میتوانند نقش پشتوانه پولهای خصوصی یا ابزار حفظ ارزش بلندمدت را ایفا کنند.
پولهای سازمانی یا پلتفرمی
پولهایی که توسط شرکتهای بزرگ، اکوسیستمهای دیجیتال یا شبکههای پرداخت خصوصی منتشر میشوند، مانند استیبلکوینها یا ارزهای داخلی پلتفرمها.
در این آینده، پول یک «انحصار مطلق» نخواهد بود؛ بلکه یک «بازار رقابتی» خواهد شد—بازاری که در آن مردم میتوانند آزادانه انتخاب کنند چه پولی را نگه دارند، با چه پولی پرداخت کنند و کدام پول بیشترین ثبات و اعتماد را ارائه میدهد. این رقابت، کیفیت پولها را افزایش میدهد و بهطور طبیعی باعث انضباط پولی در تمام سطوح میشود.
پول خصوصی ایدهای قدیمی است که با فناوری بلاکچین دوباره زنده شده و حالا امکان اجرا دارد. کریپتوکارنسیها بهویژه بیتکوین، میتوانند همان نقش پشتوانه پولی امن، کمیاب و غیرسیاسی را ایفا کنند. پولهای خصوصی نیز میتوانند نقش پول پرداختی سریع، مقیاسپ