
فرهنگ سازمان میتواند موجب تقویت فعاليتهای مديريت دانش شده و يا مانع آن شود. ارزشها و باورها، هدايت كننده رفتارها و عملكردهای کارکنان در سازمان بوده و تغيير آنها بسيار دشوار و زمانبر است و این چالش بزرگی برای متولیان مديريت دانش به حساب میآید.
سازمانها باید پیش از بكارگيری ابزارهای فناوری مناسب در مديريت دانش، تلاش كنند تا نیاز و ضرورت آن در سطوح مختلف کارکنان احساس شود.ما آیا احساس نیاز در این خصوص صرفا با انتشار چند پوستر و پیام تبلیغاتی در سطح سازمان به وجود میآید؟!
براي ارزيابی وضعيت فرهنگ سازمان از نگاه مدیریت دانش میتوان از مدلهای بلوغ و پرسشنامههایی که بدین منظور طراحی شده است استفاده نمود. این پرسشنامهها میتواند به شناسایی نقاط قوت و قابل بهبود در زمینه فرهنگ سازمانی کمک کنند تا بر اساس آن ارزشها و باورهای سازمانی مرتبط با مدیریت دانش شناسایی شده و اقدامات مناسب برای تقویت آن انجام شود.
شاخصهای مختلف و متنوعی توسط اندیشمندان حوزه مدیریت دانش برای ارزیابی فرهنگ مدیریت دانش تدوین شده است که در ادامه چند مورد از آنها را مرور می کنیم:
نظام انگیزشی
حتما این ضرب المثل را بارها شنیدیم، “بی مایه فطیره”! تأثير انگيزانندهها برای ايجاد رفتار مطلوب سالهاست كه در علوم رفتاری تأييد شده است. از اين رو در بهبود فرهنگ مدیریت دانش نیز یکی از اجزای ضروری به شمار میآید. طراحی نظام انگیزشی مدیریت دانش باید متناسب با سطوح مختلف کارکنان در سازمان باشد و استفاده از یک روش برای همه کارکان کارساز نیست.
آقای باکمن، موسس و مدیرعامل شرکت آلمانی باکمن که همواره در جوایز بین المللی مدیریت دانش در رده برترینها قرار میگیرد رویکرد جالبی در خصوص انگیزش دارد. او میگوید” رویکرد ما برای مدیریت دانش از تشویق و تنبیه (چماق و هویج) فراتر است. ما به کارکنان میگوییم که مدیریت دانش وظیفه شماست و به آن عمل کنید. به عنوان یک پاداش نیز ممکن است شغل خود را حفظ کنید.”
حالا تصور کنید که در یک شرکت داخلی این رویکرد مورد استفاده قرار بگیرد. بدون تردید نتیجه ای جز شکست زود هنگام مدیریت دانش در بر نخواهد داشت. نظام انگیزشی در هر سازمان مانند لباسی است که باید به تن آن سازمان دوخته شود و اندازه و ابعاد این لباس همان ویژگیهای فرهنگ سازمانی است.
باورهای شخصی
شاکله اصلی مدیریت دانش در هر سازمان کارکنان هستند. دانشکاران بهعنوان اولين عنصر در فرايند خلق دانش، دارای ديدگاهها، ارزشها و باورهايی هستند كه اگر همراستا با ارزشهای مدیریت دانش نباشد، در فرایندهای تعریف شده مشارکت نمیکنند.
فضای باز
در سازمانی كه فرهنگ مدیریت دانش شرایط مطلوب دارد، کارکنان در بيان عقايد و ايدههای نوآورانه احساس آزادی كرده و در اين رابطه ترس و تهديدی در مورد امنيت شغلي وجود ندارد. در مقابل، در سازمانی كه افراد از ارائه ايدهها و تفكرات جديد هراس دارند، فضای مناسبی براي خلق دانش مهيا نخواهد شد و کارکنان دچار عارضه سکوت سازمانی میشوند.
تفویض اختیار
كنترل و نظارت مستقيم مانعی بزرگ در توسعه مدیریت دانش است. در سازمانهای سنتی كه فرهنگ بوروکراتیک و سلسله مراتبی حاكم است، امکان نوآورای و خلق دانش بسیار کم بوده و تمرکز در تصمیمگیریها موجب میشود تا افراد تمایل چندانی برای مشارکت نداشته باشند. بر اساس مطالعات مختلفی که در سالهای اخیر انجام شده، سبک رهبری تفویض اختیار تاثیر بسزایی در رشد فرهنگ سازمانی و مدیریت دانش دارد.
حمايت مدیران ارشد
نقش مدیران در بهبود فرهنگ مدیریت دانش بسیار کلیدی و اثرگذار است. به قول معروف” الناس علی دین ملوکهم”. بسیاری از کارکنان سازمان به آن چیزی اهمیت میدهند که توسط مدیرانشان مهم به حساب بیاید. مدیران ارشد سازمان با همکاری عملی خود در فرایندهای مدیریت دانش و تاکید بر اجرای آن میتوانند باورها و ارزشهای سازمانی و فرهنگ مدیریت دانش در سازمان را با سرعت چشمگیری تغییر دهند.
برای ارتقاء فرهنگ مدیریت دانش باید برای هر یک از موارد بالا که تنها بخش کوچکی از شاخصهای موثر بر فرهنگ سازمانی است تلاش کرد و به دنبال پیادهسازی رویکردهایی متناسب با نیازهای سازمان بود. با طراحی چند پوستر نمیتوان برای مدیریت دانش فرهنگسازی کرد!!
#مدیریت_دانش #احمد_سپهری #گروه_مشاوره_مدریت_دانش_دانا #مشاوره_مدیریت_دانش #مشاور_مدیریت_دانش #شرکت_مشاور_مدیریت_دانش #شرکت_مشاره_مدیریت_دانش #پیاده_سازی_مدیریت_دانش #استقرار_مدیریت_دانش #آموزش_مدیریت_دانش #فرهنگ_سازمانی #فرهنگ_مدیریت_دانش