آزادی بیان یا آزادی هتاکی؟

از زمانی که عضو ویرگول شده ام بارها در مورد آزادی مطلب نوشتم و یا در بین مطالب دیگه در موردش حرف زدم. آزادی چیزیه که در نگاه عوام بسیار فریبنده است یعنی من میتونم هرکاری بکنم اما چیزی که توی ایران به ما گفته نمیشه قسمت دوم اونه قسمت دوم میگه شما برای هرکاری که میکنید باید پاسخگو باشید. منطقی هم هست، شما آزادید که یک بیزینس راه بندازین ولی اگه نتونین اقساط بانک رو پرداخت کنید باید پاسخگو باشید شما آزادید با هرکس که مایلید رابطه داشته باشید اما اگه کسی ازتون به دلیل آزار و اذیت شکایت کرد باید پاسخگو باشید. شما آزادید که خفن ترین سیستم پخش موسیقی رو بخرید ولی اگه صداش کسی رو اذیت کرد باید پاسخگو باشید.

در مورد آزادی بیان هم همینطوره شما میتونید هر حرفی بزنید ولی باید بتونید ثابتش کنید اگر کسی رو آزار داد اگه توهین به کسی بود باید پاسخگو باشید. اخیرا شنیده شده روزنامه نگاری به ثامن الحجج بی احترامی کرده اونهم درست بعد از اتفاقات برج سلمان مشهد در شب وفات. به اتفاقی بودن یا نبودن این قضایا کار ندارم. به جناح سیاسی فرد هتاک هم کار ندارم. میخوام یه لحظه فکر کنید اگه چنین فردی هرجای دیگه از دنیا بود چه برخوردی باهاش میشد؟

متاسفانه اولین باری نیست توی کشور ما به اسم آزادی بیان اعتقادات و باورهای مردم مورد هجمه قرار میگیره. روزنامه یالثارات در پوششی حزب الهی مطالب زردی رو چاپ و منتشر میکرد قبل تر از اون در دهه ی هفتاد روزنامه ها و مجلات مختلف با سواستفاده از جو به اصطلاح روشنفکری ایجاد شده انواع توهین ها رو نثار معصومین میکردند تا جایی که یک روزنامه رسما حرکت اباعبدالله را از روی بی خردی عنوان کرد و اخیرا هم کسی که در بالاترین مقام اجرایی هست برای اولین بار در تاریخ تشیع بحث عصمت معصومین رو زیر سوال برده که البته امیدوارم استغفار کرده باشه چرا که تا قبل از استغفار از دایره ی اسلام خارج شده تلقی میشه.

اما آیا این حرکات سخیف خللی در باورهای مردم ایجاد میکنه؟ مطلقا خیر. زمانی حکومت بنی امیه حکم به سب معصومین داد و به تمام مبلغین اموی در حکومت اسلامی دستور داده شد که بر روی منابر به امیرالمومنین و فرزندانش لعن بفرستن. نتیجه این شد که در ایران، مصر، عراق و خیلی از کشورهای دیگه مردم یا با سنگ این افراد رو از شهر بیرون کردن یا اونها رو کشتن در قزوین مردمی که پشت همان فرد مشغول نماز بودند بعد از اینکه روی منبر شروع به لعن امیرالمومنین کرد اون رو از روی منبر پایین کشیدن و همونجا حکم ارتداد رو اجرا کردند. این در حالی بود که مردم ایران تا سالها بعد از اون اتفاق همچنان اهل سنت بودن اما محب اهل بیت.

تمام این حرفها گفته شد تا بازهم تاکید کنم که آزادی بیان باید باشه اما چیزی که در ایران دنبالش هستند نه آزادی بیان که آزادی تهمت، آزادی دروغ، آزادی توهین، آزادی هتاکی است. افرادی که اینطور دروغ و توهین و هتاکی میکنن با افراطی هایی که قلم ها رو میشکنن و از روزنامه ها شکایت میکنن و اونها رو میبندن یا اجازه ی اکران مستندها رو نمیدن دو روی یک سکه ان. اگه اینها نباشن اونها هم بوجود نمیان تا زمانی که چنین افرادی باشن که اینقدر راحت به اعتقادات مردم حمله کنن همچنان شاهد این خواهیم بود که دهان ها بسته و قلم ها شکسته بشن. تا زمانی که تصور کنیم اعتدال یعنی حرکت بین حق و باطل یعنی یکم حق بگیم یکم باطل هیچ چیز درست نمیشه قبل از هرچیز باید این نگرش اصلاح بشه.