افسانه زدایی از سوسیالیسم

سوسیالیسم چیست؟ آیا سوسیالیسم به معنای مالکیت دولت است؟ تفاوت بین سوسیالیسم، مارکسیسم و کمونیسم چیست؟

در دوران جنگ سرد، نبرد رسانه ای سهمگینی درگرفت. در این نبرد هریک از دو طرف سعی کردند تا خود را طرف برحق نشان دهند و در همین دوران نیز بسیاری از تعاریف وارونه جلوه داده شد طوریکه این وارونه جلوه دادن تا امروز نیز ادامه دارد و همچنان عده ی زیادی از مردم جهان آنارشیسم را مساوی با هرج و مرج گرایی، سوسیالیسم را مساوی با مالکیت دولت و کاپیتالیسم را مساوی رفاه و ثروت می دانند. اما آیا حقیقتا چنین است؟ البته که این تعابیر تا حدود زیادی صحیح است اما نه به صورت کامل بلکه این تعاریف با شیطنت خاصی ارائه شده اند تا فقط منعکس کننده ی خواسته ی صاحبان رسانه های جمعی باشد و نه تمام حقیقت.

اما سوسیالیسم به راستی چیست؟ سوسیالیسم به معنای جمع گرایی است. یعنی تولید ابزار تولید در انحصار یک فرد یا یک گروه به خصوص نباشد بلکه در اختیار عامه ی مردم (در اینجا کارگران) باشد. یعنی کارگران خود کنترل تولید را در اختیار داشته باشند، خود محصول را بفروشند و خود از مواهب فروش محصول سود ببرند. بدیهی است در چنین حالتی، بهره وری بسیار بالاتر خواهد رفت چرا که کارگران میدانند تمام تلاششان در نهایت متعلق به خودشان خواهد بود.(و همانطور که در اصل هشتم اقتصاد منکیو خواندیم رفاه از بهره وری حاصل می شود). مزیت دیگر این امر آن است که افراد با توجه به استعداد هایشان به کار گمارده می شوند نه با توجه به نیازشان. در کاپیتالیسم شما موظف هستید کار کنید (مهم نیست برای این کار خوب هستید یا نه) چرا که اصالت سود و سرمایه است اما در سوسیالیسم شما باید پازل اجتماع را تکمیل کنید. در نظام سوسیالیستی شما در بهترین و بهینه ترین جای ممکن قرار خواهید گرفت تا بالاترین بهره وری را با توجه به استعدادهایتان داشته باشید از طرفی از آنجا که اصالت نه با سود و سرمایه که با تلاش اجتماعی و بهره وری است، شما دغدغه ای در جهت امرار معاش نخواهید داشت.

در کاپیتالیسم از آنجا که در اکثر مواقع، کارِ کارگر با نیازها و استعداد هایش همسان نیست، کارگر در کار مسخ می شود. (یک کارگر چینی را در نظر بگیرید که گوشی همراه می سازد. شما تلفن همراهی که او می سازد را ستایش می کنید و از قابلیت های بیشمار آن می گویید اما ایا کوچکترین ارزشی برای این کارگر که مهم ترین رکن ساخت این گوشی همراه است قائل هستید؟ سوسیالیسم با این نوع تولید که در آن محصول تکریم اما کارگر تحقیر می شود به شدت مخالف است حال مقایسه کنید با استاد نگارگری که خود محصول خود را می سازد. شما هم استاد و هم محصول را تکریم میکنید چراکه میدانید محصول نگارگر حاصل تفکر وی است و مانند کارگر چینی صرفا یک کار دیکته شده را تکرار نکرده است.)

این هرز رفتن استعدادهای ذاتی بشر در نظام سراسر تبعیض کاپیتالیسم یکی از مهم ترین نواقص این مکتب است. جایی که شاید بزرگترین استعداد های جهان مجبورند کاری را انجام دهند که برای آن بدنیا نیامده اند فقط به این دلیل که دنیا و نظام این موضوع را به آنها دیکته می کند. هرچقدر هم این نظام بخواهد با شوآف های تبلیغاتی مردم را تشویق کند که در جای مناسب خود قرار بگیرند و پازل اجتماع را تکمیل کنند، چون نظام اقتصادی برپایه استفاده ی حداکثری از استعدادها پایه ریزی نشده است چنین امری به صورت وسیع محقق نمی شود.

معضل دوم این نظام آن است که همه چیز تنها با پول سنجیده می شود. شما در این نظام هرچیز را می توانید بخرید به شرطی که به اندازه ی کافی پول داشته باشید. هرچقدر پول بیشتری داشته باشید، ماشین بهتر، شهرت بیشتر و زنان زیباتر خواهید داشت. این مکتب حتی مقدس ترین بنیان اجتماع یعنی خانواده را به ابتذال کشیده است و روابط زناشویی را نیز بر اساس سود و زیان میسنجد آنقدر که حتی عشق و علاقه ی همسرتان را نیز میتوانید با یک هدیه ی گرانقیمت از آن خود کنید.(هرچند این علاقه بسیار ظاهری باشد)

پس گفتیم سوسیالیسم یعنی مشارکت عمومی مردم در اقتصاد. اما آیا مشارکت عمومی به معنی اقتصاد دولتی است؟ البته این هم میتواند باشد اما این تنها راه پیاده سازی سوسیالیسم نیست. بگذارید بگویم این تفکر از کجا نشات میگیرد. بعد از انقلاب روسیه، دولت بلشویکی روی کار آمد با این ادعا که کار این دولت نه اعمال قدرت، که فقط و فقط کمک به پرولتاریا (طبقه ی کارگر) برای برپایی حکومت خود و دردست گرفتن لوازم تولید است برداشتی که به صورت تلویحی از آثار مارکس می توان داشت. انگلس (دوست صمیمی مارکس و همکار وی در نوشتن کتاب مانیفست کمونیست) نیز معتقد بود که دولت باید به کارگران در دستیابی به جامعه ای برابر و بی طبقه یاری برساند هرچند افرادی مانند باکونین به شدت با این نظرات مخالف بودند. اما چیزی که امروز میدانیم این است که دولت به هر شکلی که باشد، نمی تواند مرجع خوبی برای اختصاص بهینه ی منابع باشد. (چیزی که امروزه هم بین سوسیالیست ها و هم بین لیبرال ها مشترک است این است که دولت "شر" است، اما شری لازم.)

اما سوالاتی که سوسیالیسم پاسخ نمی دهد این است که کارگران، سرمایه ی لازم برای تولید را چگونه بدست بیاورند؟ اساسا آیا حکومت کارگران یک نوع حکومت دیگر نیست؟ چه تفاوتی بین حکومت کارگران(پرولتاریا) و حکومت سرمایه داران(بورژوازی) وجود دارد؟ سوسیالیسم را اگر حکومت توده ها و نه حکومت دولتِ منتخب از سوی توده ها بنامیم. چگونه می خواهد منابع را بین آحاد جامعه تقسیم کند؟ و سوالاتی از این دست که تنها زمانی مطرح می شوند که دیدگاه صحیحی از خود سوسیالیسم داشته باشیم.

در قسمت بعد که نمی دانم کی منتشر کنم. بیشتر در مورد سوسیالیسم و مشکلات و مزایای آن خواهم نوشت.