دریای عمان: خلیج تونکین یا یازده سپتامبر عربی؟

چندی پیش در نوشته ی "آیا جنگ خواهد شد؟" گفته بودم که احتمالا حوادثی مانند یازده سپتامبر رخ خواهد داد تا آمریکا بفهمد ایا می تواند اجماع جهانی یا داخلی لازم برای جنگ با کشوری دیگر را فراهم کند یا نه؟ از طرفی اخیرا اتفاقات مشکوکی در منطقه رخ داده است که بی ارتباط به تغییر ادبیات آمریکا نیست. در این نوشته قصد دارم انفجار دو نفتکش در دریای عمان را بررسی کرده تا ببینیم این انفجار توسط چه فرد یا افرادی اتفاق افتاده است و چه کسی صحنه گردان آن است؟

در ساعات اولیه ی انفجار، عبارتی در شبکه های مجازی ترند شد با عنوان Gulf of Tonkin اما خلیج تونکین چیست و چه ارتباطی با این واقعه دارد؟

خلیج تونکین واقع در دریای چین و محصور بین چین، ویتنام و جزیره ی هایتان است. در سال 1964، کشتی های آمریکایی مورد حمله ی قایق های ویتنام شمالی قرار گرفتند که در نتیجه ی آن کنگره ی آمریکا دستور افزایش حضور نظامی امریکا در این منطقه را صادر کرد. طی این فرمان تعداد نظامیان حاضر در ویتنام از 16 هزار نفر به نیم میلیون نفر افزایش یافت و در جریان جنگی که رخ داد حدود 50 هزار نفر از سربازان آمریکایی کشته شدند. اما آیا می توان انفجار نفتکش های دریای عمان را به واقعه ی تونکین ارتباط داد؟

به سختی میتوان چنین کرد. استراتژی های آمریکایی بسیار مشخص است. آنها اگرچه از ابزار سخت استفاده می کنند و صبر زیادی ندارند. اما در این زمینه بسیار باهوش عمل میکنند. اگر آنها بخواهند بهانه ای ایجاد کنند ترجیح می دهند حمله به خودشان صورت بگیرد نه یک نفتکش متعلق به کشور ثالث. همچنین علاوه بر اینکه این اتفاق اثر اقناع کنندگی برای جامعه ی داخلی ایالات متحده و همینطور جامعه ی جهانی ندارد در بلند مدت به زیان آمریکا خواهد بود چراکه یکی از درگیری های لفظی بین ایران و آمریکا بحث بسته شدن تنگه ی هرمز و فروش نفت است. آمریکا نمیخواهد توان کشورها را برای فروش نفت حتی با وجود سنگ اندازی های ایران زیر سوال ببرد. پس این اتفاق هیچ آورده ی مثبتی برای آمریکا ندارد. پس کدام کشورها از این اتفاق سود می برند؟

به دلایل مختلف می توان گفت این اتفاق محصول تلاش استخبارات و موساد است. اتفاقات فجیره ابعاد بسیار زیادی نداشت. حداقل آنقدر که مورد نیاز سران عرب بود به آن پر و بال داده نشد پس سران عرب تلاش مذبوحانه ی دیگری را در راستای افزایش تنش در منطقه صورت دادند. اما این اتفاق چه سودی برای این کشورها دارد؟ اول آنکه افزایش تنش در خاورمیانه همواره به نفع همه است. چرا که احتمال جنگ در منطقه قیمت نفت را بالا می برد (هرچند بسیار مقطعی) همچنین از منظر سیاست داخلی، فشارها از روی بن سلمان به علت شکست های مفتضحانه از یمنی ها (حداقل برای مدتی) برداشته می شود. برای اسرائیل نیز جنگ ایران با هرکشوری یک امتیاز مثبت منظور خواهد شد.

اما بجز این انگیزه های دلایل دیگری نیز برای مشکوک شدن به عربستان، امارات و اسرائیل وجود دارد. اعراب به شدت نوکیسه و پول پرست هستند. طوری که حتی برای رسیدن به هدفی این چنین نیز سعی میکنند تا حد امکان از کیسه ی خود خرج نکنند. اگر انفجار فجیره را با انفجار اخیر مقایسه کنید متوجه می شوید که اعراب چقدر برای صدمه ندیدن دارایی های خود نگرانند و در عوض حاضرند از جیب کشورهای دیگر (یا شرکت های بیمه) به راحتی هزینه کنند. در حالیکه اگر آمریکا قصد داشت چنین کاری انجام دهد مانند حادثه ی یازده سپتامبر و یا خلیج تونکین یا ناو یو اس اس لیبرتی. حتی از جان مردم و سربازانش میگذشت تا به هدفی که میخواهد برسد. (از این جهت شاید عدم وررود ناو لینکلن به خلیج فارس حرکت هوشمندانه ی امریکایی ها (یا حداقل نهادهای معقول تر آمریکا) در مقابل ماجراجویی های اعراب بوده باشد.)

در پایان: در حالیکه نگاهی به محتوای انگلیسی زبان در شبکه های اجتماعی به ما می گوید که افراد زیادی معتقدند که این اتفاق توسط کشورهایی جز ایران رخ داده است، ولی احتمالا در ایران افرادی که به تئوریهای توطئه علاقه مندند به زودی اعلام کنند که این اتفاق از طرف عناصر خودسر داخلی بوده است. گذشته از اینکه این حرفها بجز در سیاست داخلی و خریدن رای هیچ کارکرد دیگری ندارد لزوم هوشیاری دستگاه دیپلماسی ایران بیش از پیش احساس می شود تا اجازه ندهد که کشورهای عربی و ایالات متحده از جو ایجاد شده علیه کشورمان استفاده کنند.