در اپیزود ۲۱ فینسوف، پرده از سازوکاری برمیداریم که تعیین میکند ما چگونه جهان را ببینیم. بحث را با این سوال شروع میکنیم: چرا هر کسی که به قدرت میرسد، ادعا میکند نمایندهی «مردم» است؟ با بررسی ریشههای تاریخی واژگانی مثل Populus و Plebs، نشان میدهم که دعوای اصلی امروز نه بر سر واقعیت، بلکه بر سر «شیوه بازنمایی» (Mode of Representation) است. اینکه چگونه اقتصاد سیاسی و صاحبان ابزار تولید، با در اختیار گرفتن «آپاراتوس»های رسانهای و آموزشی، به ما دیکته میکنند که چه چیزی حقیقت است و حتی چطور وقایعی مثل جنگ یا فقر را کاملاً وارونه درک کنیم.
اما تسلیم شدن در برابر این «آگاهی کاذب» تنها راه پیش رو نیست. در ادامه، چهار ابزار قدرتمند شناختی برای مقابله با این هجمهی بازنماییها معرفی میکنم. از تکنیکهای نمایشی برشت تا ایدههای رادیکال رانسیر درباره «توزیع مجدد امر محسوس»، راهکارهایی را مرور میکنیم که به ما کمک میکنند روایتهای مسلط را به چالش بکشیم و صدای کسانی باشیم که در هیاهوی رسانهها گم شدهاند. اگر میخواهید بدانید چرا مارکس میگفت «افکار حاکم، افکار طبقه حاکم است» و بودریار معتقد بود «جنگ خلیج فارس رخ نداده»، شنیدن این اپیزود را از دست ندهید.
به خاطر اینکه نتونستم توی ویرگول فایل بذارم همچنان باید برین و از توی سایت فینسوف بشنوید: