با نزدیک شدن به لحظه صفر جنگ، بسیاری از تحلیلگران ادعا میکنند که ایران باید با کارت نفتی بازی کند. برخی از ادعاها، بستن تنگه هرمز است و برخی دیگر حمله به کشورهایی مانند امارات است که میتواند روند زنجیره تامین را با اخلال مواجه کند.
همچنین یمن نیز میتواند با بستن باب المندب یکبار دیگر منطقه را ناامن کند. بازیگرها ایران در عراق و سوریه نیز میتوانند خطوط نفت را ناایمن کنند.
با این همه، نمیتوان اینها را به عنوان یک ایده ایجابی مطمئن در نظر گرفت. اول آنکه بستن تنگه هرمز آخرین گزینه است نه اولین گزینه. حمله به امارات، ریسک عملیات اتحادیه عرب را دارد و اجماع منطقهای علیه ایران ایجاد میکند که اگرچه ریسک بزرگی نیست اما در نوع خودش ریسک زیادی است. (حتی میتواند تامین مالی جنگ را به عهده اعراب بیندازد)
بستن باب المندب نیز ممکن است آنقدر که تصور میشود تاثیرگذار نباشد. وانگهی نباید طوری بازی کرد که به زیان چین تمام شود. فراموش نکنیم که ایالات متحده بزرگترین تولید کننده و چین بزرگترین وارد کننده نفت است. افزایش قیمت نفت این ریسک را به همراه دارد که چین همراهی زیادی با اتفاقات نداشته باشد.
اما چگونه ایران میتواند ریسک حمله را مدیریت کند و مستقیما و بدون هزینه زیاد با کارت نفتی بازی کند.
به نظر من ایران میتواند این هشدار را به تمام کشورهای منطقه صادر کند که تمام شرکتهای آمریکایی که در خاک این کشورها اقدام به تولید نفت میکنند، در صورت حمله آمریکا میتوانند هدف مشروع برای ایران باشند. چرا که همواره ایران اعلام کرده است که تمام منافع ایالات متحده در صورت حمله هدف مشروع خواهند بود.
همچنین از این کشورها بخواهد که فورا پیمانکاران آمریکایی را با پیمانکاران اروپایی جایگزین کنند.
چرا این گزینه کارایی بسیار بیشتری دارد؟ میدانیم که جنگ طلب ترین اعضای کابینه ترامپ (به سرپرستی جی دی ونس و مارکو روبیو) از مناطق نفتی مانند فلوریدا و تگزاس میآیند و شرکتهای نفتی آمریکایی نیز در این ایالتها فعال هستند.
در صورتی که عربستان و امارات اقدام به اخراج پیمانکاران نفتی آمریکایی کنند یا حتی خود پیمانکاران این ریسک را در نظر بگیرند که در صورت حمله احتمال نابودی منابعشان وجود دارد، ضرر هنگفتی خواهند کرد.
فراموش نکنیم که شرکتهای نفت شیل امریکا اینگونه ریسک خود را متعادل میکنند که به موازات استخراج نفت شیل آمریکا که هزینه سنگینی دارد، در پروژههای کم ریسکتر نیز سرمایهگذاری میکنند تا بتوانند ریسک نوسانات قیمت نفت را پوشش دهند. ارزانترین نفت نیز از خاورمیانه خارج میشود. بنابراین اخراج این شرکتها از خاورمیانه میتواند ضرر هنگفتی به آنها وارد کند.
همچنین تهدید ایران میتواند غیر مستقیم باشد به عنوان مثال لحن میتواند اینگونه باشد که در صورت شروع درگیریها این احتمال وجود دارد که به صورت اتفاقی و به اشتباه یک پهپاد یا موشک به تاسیسات نفتی که شرکتهای آمریکایی پیمانکار آن هستند، اصابت کند. به هرحال در جنگ هیچ چیز قابل پیشبینی نیست.
به نظر من این بهترین شیوه استفاده از کارت نفتی توسط ایران است. اگرچه سایر گزینهها نیز میتوانند روی میز باقی بمانند.