ویرگول
ورودثبت نام
احمد سبحانی
احمد سبحانی"کمربندها را محکم ببندید و دامن همت بر کمر زنید که به دست آوردن ارزشهای والا با خوشگذرانی میسر نیست" امیرالمومنین (ع) -----------------------وبسایت:‌ finsoph.ir
احمد سبحانی
احمد سبحانی
خواندن ۵ دقیقه·۵ روز پیش

در باب آلترناتیو

 ابتدا مرور کنیم که چه اتفاقی رخ داد؟ همانطور که پیشتر گفته‌ام از زمانی که توسعه صنعتی در ایران ایجاد شد، تا همین یک ساعت پیش، رشد تولید از مسیر بهره‌وری عوامل تولید تقریبا صفر بوده است.

عده‌ای ادعا می‌کنند که به عنوان مثال اسنپ و تپسی منجر به رشد بهره‌وری شده‌اند. جلوتر توضیح خواهم داد که چگونه اسنپ و تپسی نیز تنها با یک عامل زنده هستند و آن هم سوبسید دولتی است. اما پیش از آن لازم است که سوبسید یا یارانه دولتی را تعریف کنیم.

طبق تعریف، هر عامل تولیدی که در ایران قیمتی پایین‌تر از قیمت جهانی داشته باشد، جزو یارانه تولید محسوب می‌شود.

در این بین استثمار نیروی کار، وام‌های ارزان قیمت (نرخ بهره واقعی شدیدا منفی)، دلار ترجیحی، قیمت پایین سوخت و ... همگی جزو سوبسید دولتی محسوب می‌شود.

با این تقریر، طی ۵۰ سال توسعه صنعتی ایران، انباشت سرمایه رخ نداده مگر با سوبسید دولتی و سهم بهره‌وری عوامل تولید در این میان چیزی نزدیک به صفر است. البته می‌توان نشان داد در ابتدای مسیر سرمایه‌داری در تمام کشورهای دنیا همین موضوع وجود دارد. (بجز کشورهای استعمارگر که آنها استثمار نیروی کار را در کشورهای دیگر انجام دادند)

حال بازگردیم به اسنپ و تپسی. آیا این شرکت‌ها منجر به افزایش بهره‌وری شده‌اند؟ خیر آنها تنها با سوزاندن بنزین یارانه‌ای و به مدد هزینه بسیار پایین نیروی انسانی توانسته‌اند رشد کنند. در واقع راننده‌های اسنپ و تپسی دلار یک دلاری را ۰.۵ سنت می‌گیرند و باید به اندازه یک دلار ارزش افزوده ایجاد کنند. آیا می‌توانند؟ من بعید می‌دانم.

البته ذکر این نکته مهم است که من نمی‌گویم اسنپ و تپسی بد است. در متن‌های من هرگز به دنبال خوب و بد و اهورا و اهریمن نباشید. بحث کاملا روشن است. ادعا این است که اسنپ و تپسی منجر به رشد بهره‌وری شده‌اند. من می‌گویم که اسنپ و تپسی بنزین ۰.۵ سنتی می‌گیرند و باید در ازای آن ارزش افزوده مازاد تولید کنند که یعنی به ازای هر لیتر بنزین باید ۱ دلار ارزش افزوده تولید کنند آیا می‌توانند؟ اگر نه، این ادعا که اسنپ و تپسی باعث رشد بهره‌وری شده‌اند چرند است.

سایر مقولات در اقتصاد ایران را نیز می‌توان از دیدگاه بهره‌وری عوامل تولید به همین سان بررسی کرد. توجه داشته باشید که بهره‌وری یک موضوع است و اینکه آیا این مشاغل مفید هستند یک موضوع دیگر. شاید بهره‌وری صنعت نفت ما بسیار پایین باشد. یا بهره‌وری کشاورزی ما بسیار پایین باشد اما معنی آن این نیست که باید کشاورزی یا نفت را تعطیل کرد. این موضوعات را نباید با هم خلط کرد.

عدم رشد بهره‌وری عوامل تولید به چه معناست؟ فرض کنید شما ده سال پیش با یک میلیون دلار پول می‌توانستید یک کارخانه راه بیندازید که میخ تولید کنید. اگر بهره‌وری شما افزایش پیدا نکند (یا در بعضی مواقع کاهش هم پیدا کند) ده سال بعد شما نیاز به همان یک میلیون دلار برای تولید همان میزان میخ دارید.

اما در همین زمان بهره‌وری تولید میخ در جهان افزایش پیدا کرده است. بنابراین قیمت جهانی میخ کاهشی شده است. (البته منظورم قیمت مطلق میخ نیست. ممکن است قیمت میخ افزایش پیدا کرده باشد. اما قیمت میخ در واحد سرمایه مورد نیاز کاهشی شده است. به عنوان مثال اگر در جهان شما برای تولید یک میخ نیاز به ۱۰۰۰ دلار سرمایه داشتید اکنون نیاز به ۵۰۰ دلار سرمایه اولیه دارید. اما در همین زمان به خاطر رشد تورم جهانی قیمت میخ از ۱۰ دلار به ۲۰ دلار افزایش یافته باشد.)

حال اگر بهره‌وری تولید در ایران افزایش نیافته باشد، سرمایه‌گذار ایران دو راه بیشتر ندارد. یا سود بسیار کمتری دریافت کند. یا این کاهش سودآوری را با کاهش درآمد کارگران جبران کند یا به نزد دولت برود و بگوید به کارخانه او انرژی ارزان قیمت ارائه کند.

هنگامی که بهره‌وری عوامل تولید در طی زمان به عنوان مثال ۱۰ الی ۲۰ سال افزایش پیدا نکند، برای آنکه صنعت کشور از بین نرود، دولت مجبور خواهد شد سوبسید گسترده‌ای به صنعت ارائه کند. تا امروز تقریبا تمام کارگاه‌ها و کارخانه‌ها با همین سوبسیدهای دولتی کار می‌کردند. از انرژی ارزان قیمت، تا ارز ارزان قیمت، تا نیروی کار ارزان قیمت تا وام ارزان قیمت و بسیاری چیزهای دیگر.

اما امروز دیگر دولت پولی ندارد. نزدیک به چهار سال پیش گفتم که ایران در حال ورود به فاز یارانه زدایی است. اما نکته مهم این است که این یارانه زدایی با افزایش بهره‌وری همراه نشده است و یارانه به شکل دیگری به سرمایه‌داران تزریق شد تحت عنوان ارز ترجیحی.

پیشتر مکانیسم عمل ارز ترجیحی و اینکه چرا ارز در ایران تک نرخی نمی‌شود، در کانال تلگرام توضیح داده‌ام.

اما از این لحظه به بعد دو راه پیش روی ایرانیان است. رشد شدید نرخ دلار منجر به آن شده است که هزینه درگردش برای بسیاری از تولیدات افزایش پیدا کند. همچنین نرخ بالای بهره در کشور به این موضوع دامن زده است.

در حال حاضر ما با دو راه مواجه هستیم. راه اول آن است که تن بدهیم به همین الیگارشی و از الیگارش‌ها تمنا کنیم که همانطور که نفت و گاز و پتروشیمی کشور را در اختیار دارند، مابقی شئونات کشور را نیز دو قبضه کنند.

همانطور که در مورد روغن دیدیم. یک تولید کننده انبوه و یک الیگارش کله گنده که حتی از دولت نیز بزرگتر شده است، می‌تواند کشور را با بحران روغن مواجه کند.

حال تصور کنید که همین الیگارش با دارایی انبوهی که در اختیار دارد چگونه می‌تواند گوشت و برنج و نان کشور را نیز گروگان بگیرد و تا به خواسته‌اش نرسد پا پس نکشد.

این یک مسیر است که مسیر تاریکی است. مسیری که به راحتی از آن خارج نخواهیم شد.

اما راه دوم آن است که به سمت تعاونی‌های تولیدی حرکت کنیم. یعنی چند ده نفر در کنار یکدیگر یک تعاونی تشکیل داده و با تجمیع سرمایه اقدام به تولید کنند. در حال حاضر سرمایه‌های خرد پاسخگوی تولید با بهره‌وری مناسب نیستند. قیمت بالای ارز و همینطور حذف تدریجی تمام یارانه‌ها منجر به آن شده است که نیاز به سرمایه‌گذاری نیز افزایش یابد. همچنین نیاز است که افراد با ماشین آلات جدید و به روز بهره‌وری بالاتری داشته باشند.

در این میان یا باید یک سرمایه هنگفت توسط تراستی‌ها و الیگارش‌ها تزریق شود یا اینکه خود مردم با تجمیع سرمایه‌های خرد اقدام به توسعه تعاونی‌های تولیدی کنند.

در این میانه مهم است که تعاونی‌ها اساسنامه مناسبی داشته باشد و تنها افراد معدودی مالک آن نشوند. به زودی در مورد قوانین تعاونی‌های تولیدی صحبت خواهم کرد و توضیح می‌دهم چگونه می‌توان با توسعه تعاونی‌ها اقدام به تولید و رشد بهره‌وری کرد. فراموش نکنید که این تنها الترناتیو موجود است.

ارزش افزودهافزایش بهره‌ورینیروی کارقیمت ارز
۱۹
۱۱
احمد سبحانی
احمد سبحانی
"کمربندها را محکم ببندید و دامن همت بر کمر زنید که به دست آوردن ارزشهای والا با خوشگذرانی میسر نیست" امیرالمومنین (ع) -----------------------وبسایت:‌ finsoph.ir
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید