
در مجموعه قسمتهای چه باید کرد، قصد دارم مجموعهای از راهحلهایی که میتواند ما را در این وضعیت ناهنجار اجتماعی و اقتصادی نجات دهد، مطرح کنم.
در این مجموعه میخواهم راهحلهایی روی زمین به شما ارائه دهم و تلاش کنم تا در کنار همدیگر بتوانیم جامعه خودمان را تقویت کنیم.
در اولین قسمت میخواهم در مورد این صحبت کنم که چطور حلقههای دوستی ایجاد کنید و این حلقهها چه فوایدی میتوانند داشته باشند.
در گذشته یعنی نزدیک به ۵۰ سال پیش، زمانی که هنوز جامعه ایرانی به خاطر موج نئولیبرالیسم متلاشی نشده بود، جوامع خرد بسیار زیادی در دل جامعه شکل گرفته بود.
جوامعی که حول مفهومی به اسم «دین» جمع میشدند. حلقههای دعای توسل، حلقههای بسیج و...
این حلقهها امروز هم هستند قطعا اما تبدیل به بخش کوچکتری از جامعه شدهاند. دلیل آن این است که اسلام سیاسی نتوانسته است مهمترین رسالت خود را که همانا دخیل کردن ضعیفترین اقشار جامعه در سرنوشت خودشان است، ناکام بوده است.
این جوامع چند کار را به طور همزمان میکنند. اول آنکه میتوانند بنیه علمیه افراد را به صورت جهشی افزایش دهند.
یکی از روشهای سریع برای یادگیری، این است که شما با فرد دیگری مناظره کرده و نظرات طرف مقابل را آن هم قویترین استدلالهای او را بشنوید.
معمولا ما عادت داریم ضعیفترین استدلالهای طرف مقابل را شنیده و آن را نقد کنیم. اما در مناظره و مواجه شدن با افراد قوی بنیه از نظر علمی، به سرعت و به صورت جهشی توان استدلال کردن ما و توان علمی ما افزایش پیدا کرده و میتوانیم خیلی سریعتر به یک جامعه دانا تبدیل شویم.
دوم آن که میتواند بنیه سیاسی ما را نیز تقویت کند. همانطور که پیشتر بارها گفتهام، اتمهای منفرد را به راحتی سرکوب میکنند، اما افرادی که به جامعه تبدیل شدهاند و توانایی تشکل یابی پیدا کردهاند، به راحتی سرکوب نخواهند شد. در نهایت شما میتوانید با ساختن یک جامعه قدرتمند، به احقاق حقوق خود در چارچوب دموکراسی اقدام کنید.
سوم آنکه میتواند بنیه اقتصادی ما را تقویت کند. آزادی سیاسی بدون آزادی از بند اقتصاد امکان پذیر نیست. هنگامی که درآمد شما وابسته به مرحمت حکومت است، هیچگونه مبارزهای امکانپذیر نیست. این حلقهها میتوانند شما را از بند اقتصاد نیز رها کنند.
اما چگونه میتوانیم یک جامعه خرد و کوچک بسازیم؟
اول از همه باید مشخص کنید که چه اشتراکاتی دارید. جامعه باید از منظر اقتصادی و منافع اقتصادی اشتراکاتی داشته باشد. به عنوان مثال اشتراک شما این است که همگی کارگر هستید. یا اشتراک شما این است که همه منافعی از یک سیاست خاص میبرید. یا اشتراک شما این است که همگی خواهان ایجاد یک جاده هستید. جامعه باید حول منافع مشخص شکل بگیرد. البته منافع لزوما منافع مادی نیست. شما میتوانید در مورد منافع معنوی نیز گروههای تشکیل دهید. گروههای کتابخوانی، گروههای فیلمباز و... نیز جوامع کوچکی هستند اما باید این جوامع به سمت رویکردهای انتقادی حرکت کنند و تنها تجمع نباشند بلکه به معنای واقعی کلمه جامعه شوند. یک جامعه کوچک که با هم تعامل میکنند.
دوم باید مکانی برای حضور فیزیکی داشته باشند. حضور مجازی بسیار جذاب است اما کافی نیست. حضور فیزیکی نشان میدهد که فرد حاضر است از وقت و انرژی خود صرف کند. همچنین فرد باید برای حضور فیزیکی هزینه کند. چه دورهمی درون یک کافه برگزار شود چه درون خانه یکی از اعضا، باز هم هزینهای برای افراد دارد. همین هزینه میتواند گروه را همبسته کند.
سوم باید مشخص باشد چه اتفاقی قرار است رخ دهد. در هر جلسه میتوانید و باید یک موضوع مشخص تعیین کنید تا مشخص باشد که چه اتفاقی قرار است در جلسه رخ دهد. همینطور بهتر است فردی به عنوان دبیر جلسه تعیین شود تا جلسه از دستورکار خود خارج نشود تا افراد حس نکنند وقتشان به بطالت میگذرد. بسیاری از افراد خصوصا تازهواردها علاقه به این دارند که گوشهگیری کنند، نباید چنین اجازهای به آنها داده شود. جامعه زمانی قدرتمند است که همه در آن مشارکت کنند. همچنین نقشها باید به طور مداوم تغییر کند. پروتکل رفتاری مشخص کنید که در زمان بالاگرفتن بحثها چه پروتکلهایی باید رعایت شود و در صورتی که هر فرد یکی از این پروتکلها را زیر پاگذاشت، چه مجازاتی برایش در نظر گرفته میشود. مجازات نباید با اغماض همراه باشد چرا که در صورت هرگونه اغماض نتیجه بدتر خواهد بود. اجازه دهید گروهتان از هم بپاشد اما از قوانین و اصول خود کوتاه نیایید.
چهارم صورت جلسهها را مکتوب کرده و به صورت فایل صوتی یا نوشتار در اختیار اعضا بگذارید این کار بسیار راحت قابل انجام است. یکی از اعضا میتواند صداها را ضبط کرده و آن را به اشتراک بگذارد. این کار هزینه زیادی ندارد اما میتواند حس بسیار خوبی بدهد که یعنی کارها در حال پیشرفت هستند. اعضا میتوانند خود را با چند ماه یا چند سال قبل مقایسه کرده و پیشرفت را ببینند.
پنجم، انجام پروژههای کوچک. اعضا میتوانند توافق کرده و پروژههای کوچک سیاسی و اقتصادی را پیش ببرند به عنوان مثال این پروژه میتواند نوشتن نامه به شهرداری، کمک به اسباب کشی یکی از اعضا، کمک مالی به یکی از اعضا، کلاس آموزشی برای فرزندان یکدیگر یا هرچیز دیگری باشد. یاد بگیرید که کمک کنید به یکدیگر.
ششم، وقتی اعضا از تعداد مشخصی فراتر رفت (مثلا ۲۰ نفر) تعداد را تقسیم کنید تا صمیمیت درون گروه حفظ شود اما ارتباط بین گروهها را حفظ کنید. اجازه ندهید بین گروهها چالش و رقابت شکل بگیرد. هرچند وقت یکبار بین گروهها ارتباطی برقرار کرده. این ارتباط میتواند در قالب یک همکاری باشد یا هرچیز دیگری.
هفتم، مراقب باشید صمیمیت بیش از حد بین اعضای گروه رخ ندهد یا بهتر است بگویم صمیمیت ناسالم رخ ندهد چرا که این مساله میتواند به سرعت منجر به از هم پاشیدن گروه شود.
همین امروز دست به کار شوید و یک اقدام مثبت در همین مسیر انجام دهید. ببینید با چه کسانی اشتراک منافع دارید و سعی کنید با او ارتباط بگیرید. یک دلیلی مشترک برای هماهنگی با او پیدا کرده و جلسهای ولو چند نفره را برگزار کنید. به تدریج تعداد اعضا را بیشتر کرده و تبدیل به یک کامیونیتی کنید.
در قسمتهای بعدی اقدامات بیشتری را توضیح خواهم داد که میتوانید با کمک آن اقدامات و البته همین گروهها جامعه را توسعه دهید.
راستی به کانال تلگرام فینسوف هم بیاید. اونجا خیلی سوپرایز دارم