❗️ قبلا بارها در مورد این صحبت کردهام که استفاده از دادههای اقتصادی برای سیاستگذاری واجد یک تناقض بسیار مهم است. اینجا میخواهم بگویم چرا بانک مرکزی آمریکا نتوانسته است تورم را کنترل کند و ایده کوین وارش برای این کار چیست؟
❗️داستان ناکامی چندینساله بانک مرکزی آمریکا (Fed) در مدیریت تورم، فقط یک بحث فنی اقتصادی نیست برای درک اینکه فد چطور در تله افتاد و «کوین وارش» (Kevin Warsh) چطور میخواهد آن را نجات دهد، باید دو مفهوم کلیدی را مرور کنیم.
❗️در اقتصاد دو اصل معروف وجود دارد که دست روی یک ویژگی بنیادی رفتار انسان میگذارند: انسانها به انگیزهها و قوانین واکنش نشان میدهند و رفتارشان را تغییر میدهند.
❗️قانون گودهارت (Goodhart's Law): وقتی یک شاخص اقتصادی تبدیل به «هدف» میشود، دیگر شاخص خوبی برای سنجش نیست. چرا؟ چون همه تلاش میکنند خود را با آن هدف تطبیق دهند و سیستم را دور بزنند.
❗️نقد لوکاس (Lucas Critique): این نظریه میگوید نمیتوان آینده را بر اساس رفتارهای گذشته مردم پیشبینی کرد؛ زیرا به محض اینکه سیاست جدیدی وضع کنید، مردم انتظارات و رفتارهای خود را با سیاست جدید تنظیم میکنند و تمام پیشبینیهای قبلی شما غلط از آب درمیآید.
❗️بانک مرکزی آمریکا سالهاست که نرخ تورم ۲ درصد را به عنوان هدف خود اعلام کرده است. برای رسیدن به این هدف، آنها از ابزاری به نام «راهنمایی پیشرو» (Forward Guidance) استفاده کردند؛ یعنی به زبان ساده، از قبل به بازار سیگنال میدادند و میگفتند: «ما تا مدتها نرخ بهره را بالا نمیبریم» یا «برنامه ما برای آینده این است».
❗️وقتی فد دقیقاً اعلام کرد که چه کاری خواهد کرد، بازار و فعالان اقتصادی (بر اساس نقد لوکاس) رفتار خود را تغییر دادند. آنها دیگر به وضعیت واقعی اقتصاد نگاه نمیکردند، بلکه صرفاً خود را با «گفتههای فد» تنظیم میکردند. این شفافیت مفرط باعث شد:
۱. سیگنالهای واقعی بازار کور شود.
۲. بانک مرکزی عملاً گروگانِ پیشبینیها و حرفهای قبلی خودش شود و نتواند در برابر تغییرات ناگهانی تورم، واکنش سریع نشان دهد.
❗️در واقع، شاخص تورم ۲ درصد و ابزار راهنمایی پیشرو، به جای اینکه دماسنج اقتصاد باشند، تبدیل به بازیچهای برای پیشبینی رفتارهای خودِ فد شدند و فد سالها در مهار یا تنظیم درست آن ناکام ماند.
❗️حال کوین وارش دست روی همین نقطه ضعف گذاشته است. راهکار او ساده اما انقلابی است: حذف راهنماییهای پیشرو
❗️وارش معتقد است بانک مرکزی نباید نقشه راه دقیق آینده را به بازار لو بدهد. او میگوید فد باید دوباره «وابسته به دادهها» (Data-Dependent) و تا حدی غیرقابلپیشبینی باشد.
❗️ اگر فد دست خود را برای بازار رو نکند، فعالان اقتصادی مجبور میشوند به جای گمانهزنی درباره حرفهای رئیس فد، به واقعیتهای سختِ کف بازار، زنجیره تأمین و نرخهای اشتغال نگاه کنند. این کار قانون گودهارت را خنثی میکند؛ چرا که دیگر هدفی تصنعی برای بازی دادن سیستم وجود نخواهد داشت و بانک مرکزی استقلال و قدرت مانور خود را برای سرکوب واقعی تورم پس میگیرد.
❗️ در اولین جلسه فدرال رزرو که کوین وارش رئیس آن بود، شاهد آن بودیم که دیگر بیانیه آنقدر که در دوران پاول طولانی و پر از گزارههای الزام آور بود، دیگر نیست و به جای آن شاهد آن بودیم که بیانیه کوتاه و صرفا توصیفی و مبهم بود. همچنین کوین وارش اعتقادی به نمودار دات پلات ندارد و دات خود را روی نمودار نگذاشت. در کنار تمام اینها خود وارش در سخنانش عنوان کرد که فدرال رزرو هیچ تعهدی به حفظ مسیر موجود ندارد و صرفا بر اساس دادهها تصمیمگیری میکند. البته باید توجه داشت که این اقدام میتواند به ضرر کل اقتصاد تمام شود و به یکباره کل ساختار مالی آمریکا را دچار فروپاشی کند. یک دلیل دیگر برای اینکه بدانیم هیچ کس نمیداند چه کاری درست است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📊 شبکههای اجتماعی
Instagram | Telegram | Twitter
🔈 چندرسانهای:
Castbox | Virasty | YouTube
🔗 شبکههای داخلی:
Bale | Eitaa | Rubika
🌐 وبسایت:
finsoph.ir