
۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ رو نگاه. بهار اومده، درختا سبز شدن، ولی ما اینجاییم که ببینیم چی شده سر اینترنت مملکت، چی شده سر کار برنامهنویسی، و اصلاً ما توی این داستان کجاییم.
ببین، قضیه چیه. تا دیروز اینترنت یه چیزی بود مث برق. میزدی به فیوز، وصل میشد. VPN روشن میکردی، میرفتی سراغ زندگیات. ولی الان دیگه قصه فرق کرده.
از اول ۲۰۲۶ تا همین امروز که ۱۰۱ روز گذشته، فقط ۳۸ روز اینترنت نسبتاً پایدار داشتیم. ۶۳ روز یا کلاً قطع بودیم، یا اینقد اختلال بود که حتی یه پیام ساده تو تلگرام نمیرفت. بچههای Filterwatch میگن دولت داره میره سمت اینترنت «فهرست سفید». یعنی چی؟ یعنی قبلاً میگفتن فلان سایت بسته، بقیه باز. الان میخوان بگن فقط فلان ۱۰ تا سایت بازه، بقیه بسته. فهمیدی؟ اینترنت داره میشه یه امتیاز، نه یه حق. مث کارت سوخت میمونه. باید مجوز داشته باشی که وصل بشی.
الآن ۶ میلیون دامنه تو ایران مسدوده. DPI (همون بازرسی عمیق بستهها که دولتیها میذارن رو خط) فقط HTTP و HTTPS و DNS رو زنده گذاشته. بقیه پروتکلها رو مثل سگ خفه کرده.
خلاصهٔ ماجرا: VPN معمولی دیگه جواب نمیده. باید بری یه لول بالاتر.
فکر نکن فقط اینجامون خرابه. اونور آبم اوضاع خوش نیست.
همین چند روز پیش (آوریل ۲۰۲۶)، مایکروسافت یه مقاله داد بیرون تو مجلهٔ ACM. تیترش این بود: «هوش مصنوعی داره خط لولهٔ برنامهنویسان تازهکار رو توخالی میکنه». اسم قشنگش شده AI Hollowing Out.
داستان چیه؟ seniorها با GitHub Copilot و Claude Code ده برابر سریعتر کد میزنن، review میکنن، deploy میکنن. از اونطرف juniorها چون هنوز تجربهٔ کافی ندارن که خروجی AI رو قضاوت کنن، یه جور عقبماندگی مهارتی میگیرن. یعنی سرعتشون بالاست، ولی یادگیری واقعیشون صفره.
شرکت Block (همون Square) با استناد به همین بهرهوری AI، ۴۰۰۰ نفر رو انداخته بیرون. تحلیلگرا میگن تا آخر ۲۰۲۶، بازار کار برنامهنویسی دیگه شبیه چیزی که ما میشناسیم نیست.
یعنی چی؟ یعنی اگه فقط بلدی prompt بزنی و کد رو کپیپیست کنی بدون اینکه بفهمی چی شده، تا دو سه ماه دیگه میتونی بری پی کارت.
حالا برسیم به بخش خوب ماجرا.
ما تو ایران یه گسل عظیم زندگی میکنیم. از یه طرف اینترنت داره طبقاتی میشه، از یه طرف AI داره juniorها رو میخوره. ولی این وسط یه چیز هست که هیچ هوش مصنوعیای بلد نیست، هیچ دولتی هم نمیتونه فیلترش کنه: درک واقعی از درد مردم.
یه LLM تو برلین نمیفهمه چرا یه فروشندهٔ شیرازی که اینترنتش هر نیمساعت قطع میشه، باید یه دکمهٔ «ذخیرهٔ آفلاین» داشته باشه روی فروشگاهش.
یه هوش مصنوعی نمیتونه بفهمه چرا یه کاربر ایرانی وقتی وسط تراکنش بانکی VPNش قطع میشه و پولش میپره، چه حالی میشه.
این «چرایی» که پشت انتخابهاته، جنسش از درده، از زندگی تو ایران دراومده. و این، عزیز من، در بازار جهانی طلاست. چون هیچجای دنیا نمیتونن اینقدر عمیق «تابآوری» و «راهحل در بحران» رو بفهمن.
همون Harvard Business Review میگه تا ۲۰۳۰، ۶۷٪ شغلهایی که در برابر اتوماسیون زنده میمونن، شغلهایین که ترکیبی از مهارت فنی + مهارت انسانی دارن. یعنی کد زدن بلدی، اما همزمان بلدی با آدمها حرف بزنی، مشتری رو بفهمی، و توی بدترین شرایط راهحل پیدا کنی.
DNS changer بچهبازیه. تو مدل whitelisting، ترافیک ناشناس رو کامل میبندن. چی کار باید کرد:
Fragmentation یاد بگیر. ترافیک رو تیکهتیکه کن که DPI نتونه تشخیص بده. یه جورایی مث این میمونه که به جای یه کامیون بزرگ که راحت میگیرنش، با ۱۰ تا پراید کوچیک بار رو جابهجا کنی.
Domain fronting رو بشناس. از CDNهای بزرگ به عنوان سپر استفاده کن. ترافیکت رو بچسبون به یه دامنهٔ معروف که نمیتونن ببندنش.
چندتا fallback داشته باش. اگه WireGuard معمولی رو تشخیص دادن و بستن، برو سراغ پروتکلهای عجیبغریبتر.
یه سر به iranvpn روی گیتهاب بزن. پروژههای متنباز P2P هستن که دارن یه شبکهٔ توزیعشده از داوطلبها میسازن.
راستی، اینو بدون: مهندسای شبکهٔ ایرانی الآن جزو بهترینهای دنیا تو زمینهٔ عبور از فیلترینگ هستن. این یه تخصص جهانیست. میتونی همین رو بستهبندی کنی و به دنیا بفروشی.
ببین، مسئله این نیست که از AI استفاده نکنی. مسئله اینه که بردهٔ AI نشی.
سه تا قانون ساده:
قانون اول: بعد از هر prompt، مستندات اصلی رو باز کن. Copilot بهت کد داد؟ حالا برو React docs یا Node.js docs رو باز کن و ببین این کد دقیقاً چیکار میکنه. اگه نمیفهمی، prompt رو پاک کن و خودت از نو بنویس.
قانون دوم: الگوریتم رو اول روی کاغذ بکش. IDE رو باز نکن. Copilot رو صدا نزن. یه برگه بردار، جریان داده رو بکش، بعد برو سراغ کد. این ۱۰ دقیقه وقت اضافه، تو رو از ۱۰۰۰ ساعت «زیرکی ظاهری» نجات میده.
قانون سوم: برای خروجی AI سه تا سوال ثابت بپرس: ۱) چرا این جواب رو داد؟ ۲) اگه خودم بودم چه فرقی میکرد؟ ۳) این راهحل واقعاً به درد کاربر میخوره یا فقط «درسته»؟
یه تمرین: هفتهای یه روز رو بذار «روز بدون AI». کل روز رو خودت کد بزن، دیباگ کن، فکر کن. عضلهٔ قضاوتت تحلیل نره. این عضلهست که تو رو از یه «کدنویس ساده» به یه «مهندس واقعی» تبدیل میکنه.
همه بلدن یه چیزی بسازن که رو سرور لوکال قشنگ کار میکنه. ولی مشتری تو اینجاست، تو ایران، با اینترنت ۶۳ روز قطع در ۱۰۱ روز.
چی کار کنم:
PWA (Progressive Web App) رو یاد بگیر. داستانش اینه: core logic رو ببر آفلاین، فقط sync رو بذار برای وقتی اینترنت برگشت. یعنی کاربر حتی وقتی اینترنت نیست میتونه کارش رو بکنه، بعد که وصل شد، خودش sync میکنه.
UI/UX مینیمال طراحی کن، ولی از سر ناچاری، نه از سر مد. هر عکس سنگین، هر انیمیشن اضافی، هر API call پشتسرهم، دشمن کاربر ایرانیه. مینیمالیسم برای ما انتخاب نیست، اجباره.
هر MVP که میسازی، یه سناریوی «قطع کامل» براش طراحی کن. مثلاً اگه فروشگاه اینترنتی میسازی، کاربر باید بتونه بدون اینترنت محصولات رو ببینه، سفارش رو ثبت کنه، و فقط برای نهاییسازی یه لحظه وصل بشه. اینجوری حتی تو بدترین شرایطم، کاربر ولت نمیکنه. چون محصول تو «قابل اعتماد» شده.
ببین، ما تو ایران وسط یه زلزلهٔ بیصداییم. از یه طرف اینترنت داره روزبهروز بستهتر میشه، از یه طرف هوش مصنوعی داره تعریف «برنامهنویس» رو عوض میکنه، از یه طرف تحریم گریبانمون رو گرفته.
ولی نکته اینجاست: بزرگترین نوآوریهای تاریخ توی همین شرایط به وجود اومدن. وقتی همه چی هست، کی حوصله داره خلاق باشه؟
تو که این مطلب رو میخونی، یه انتخاب داری:
یا میتونی بشینی غر بزنی که «همه چی خرابه»،
یا میتونی مهندس بقا بشی.
کسی که بلده تو بدترین شرایط وصل بمونه،
کسی که AI رو به بند میکشه بدون اینکه خودش برده بشه،
کسی که محصولی میسازه که تو جهنم اینترنت ایرانم کار میکنه.
این تخصص، هیچجای دنیا تدریس نمیشه. فقط تو ایران، فقط تو این روزها، فقط با سوختن و ساختن یاد گرفته میشه.
پس بیدلیل نترس. بترس، ولی پاشو کارتو بکن.
چون این گسل، همین جا که وایسادی، میتونه سکوی پرتابت باشه.
اگه این نوشته به دردت خورد، بذار کامنت که ببینم کجای این گسل وایسادی. یا برو برای همصنفیات بفرست که شاید اونم بلاتکلیفه. اگه سوالی داشتید در خدمتم.