خاطرات سربازی (98/6/1) قسمت اول

بسم الله الرحمن الرحیم فلجنود باذن الله حصون الرعیه ، سرباز ولایت ............ جمعی گروهان ...... گردان ......... مرکز آموزشی 03 شهید برخورداری آماده جان فشانی هستم (سرکار-جناب - امیر)

سلام

الان که این پست رو مینویسم حدود 21 روز از آموزشیم رد شده و در قسمت اول میخوام اول تجربیاتم رو توی این چند روز بنویسم تا اگه کسی رفت و دید یک دفعه هنگ نکنه! :-) و سعی میکنم خیلی خلاصه بنویسم

2 شهریور رفتم ارومیه برای اعزام به عجبشیر / توی برگه اعزام به خدمت نوشته بود 7:30 باید خودمون رو معرفی کنیم ولی زیاد عجله نکنید تا 10 وقت هست

در یک حیاطی که به صف شده بودیم وقتی آمار سربازا زیاد شد شروع کردن به مشخص کردن محل اعزام ها

مثلا 10-15 نفر رفتن مرزبانی کرمانشاه - 6 نفر یه جا دیگه و ... تا اینکه 80% جمعیتی که اونجا بودن رفتیم عجب شیر

نکته : از قبل با خودتون آب ببرین تا تو مسیر نوش جان کنید چون راننده میگه دیره نمیشه نگه داشت !!

نکته دوم : وسایل مورد نیاز رو پایینتر میگم

خلاصه آقا رسیدیم به پادگان عجب شــــــــر

از اتوبوس پیاده شدیم و باز به خط شدیم و رفتیم داخل و بعد دوباره به خطمون کردن و دژبان های پادگان شروع کردن به گشتن وسایل و تقسیم بین گردان ها

وسایل جالبی هم میگرفتن مثلا یکی با خودش سشوار آورده بود /-:

خلاصه فوق لیسانس هارو دادن به گردان 6 و از لیسانس ها هم اونایی که پارتی داشتن اونارم دادن گردان 6 و بعد به ما گفتن اینا اونایی بودن که پارتی داشتن ولی پارتی شما خداست و شما هم میرین گردان 2

دوباره به خط شدیم و رفتیم سمت گردان 2 که 032 نصر هم میگن

و بازم به خط شدیم که زیر خورشید چند ساعت به خط شدن واقعا خیلی سخته میرین میبینین (حتما یک کلاه ببرین)

توی گردان هم به گروهان ها تقسیم شدیم

رفتیم آسایشگاه یک تخت دادن واسه دو شب تا بعدا به صورت دسته گروهی تختارو مشخص کنن

وقت شام شد و گفتن شام کمه و واسه هر نفر 1/3 تخم مرغ و 1/2 سیب زمینی میرسه

نکته: حتما با خودتون خورد و خوراک ببرین حداقل برای 2 روز اول / مثلا : حلوا شکری - تن ماهی - کیک - خشکبار و .... (از من گفتن)

روز اول شروع کردن به دادن یک سری از وسایل های مورد نیاز

وسایلی که دادن : یک جفت پوتین - دو جفت لباس نظامی - یک اورکت - یک جفت جوراب - دوتا پتو و ملافه - یلقوی- دوتا کلاه - یک زیرپیراهن و شرت- یک لباس زیر گرم - کوله

پوتین یک شماره بزرگتر بگیرین و مابقی وسایل سایز نمیپرسن و خودشون هرچی دستشون بیاد میندازن توی کوله اگه بگی کوچکترش رو بدین میگن بزرگش رو میدیم بده خیاط /-:

سریعا کاری که باید انجام بدین اینه هر دو جفت لباس رو بپوشین و اگه امکانش رو داشتین با سربازای دیگه تعویض کنید تا به اندازه نزدیک تری برسین البته لباس زیاد مهم نیست قابل حله فقط پوتین اندازه باشه تا پاتون رو نزنه

مواظب وسایلتون باشین یکی از کلاه های من رو دزدیدن!!

موی سرتون رو قبل رفتن با نمره 4 بزنید و زیاد به این توجه نکنید که میگن گچل کردن حذف شده این قانون اجرا نمیشه فقط حرفه!! من با 12 زدم رفتم گیر دادن با صفر زدم و ملاکشون هم اینه که مو رو نباید با انگشت گرفته بشه!

روزای اول میان و از بین بچه ها نیرو برمیدارن برای منشی خونه و دخمه و دژبانی و ...

من رفتم دخمه چون گفتن اونی که میره دخمه رژه نمیره و راحته ولی دروغ بود ، رژه هم بردنم الانم تو فکر بیرون اومدن از دخمه هستم

نکات مهم : اگه ساده بازی در بیارین پدرتون رو در میارن کادر و وظیفه حق ندارم از شما پول بگیرن

مثلا بدبخت منشی های ما از جیب خودشون نوار چسب و کاغذ کادو میگیرن و کل اتاق منشی رو از کاغذ کادو میپوشونن

یا میگن چون مسئول دخمه هستی باید واسه فرمانده صبحونه بخری یا مایه ظرف شویی و ... بخری !!

یا در آسایشگاه میگن همه باید سطل آشغال بخرن و وقتی خریدین میگن حق ندارین توش آشغال بندازین !!

یک سری مسائل پیش میاد که باید نترسین و به حفاظت اطلاع بدین تا تکرار نکنن اگر نگین سوارتون میشن

البته توی گردان فقط گروهان ما اینطوری فرمانده و سرگروهبان های ...... داره گروهان های دیگه با فرماندشون میگن میخندن و شاید این اتفاقات برای شما پیش نیاد

الان فقط یک ساعت وقت دارم تا وسایلم رو جمع کنم و برگردم پادگان تا دو هفته قطعا مرخصی نمیدن

اگه سوالی داشتین همینجا بپرسین وقتی اومدم مرخصی جواب میدم

الان وقتم کم بود شکسته بسته گفتم در قست دوم جبران میکنم