تمام شد ، روزهای تاریک و شب های طولانی فوتبال ایران به بایگانی و آرشیو بیست و چهارم پیوست و فراموش خواهد شد ..
اما باز همه چی از نو آغاز و به مسیر خود ادامه میدهد.
دوباره همان حضور و همان چرخه ..
بدون عبور از فیلتر ، سکوهای ملتهب با بکارگیری الفاظی خط گرفته و رکیک ، حضور افرادی ناکارآمد و غریبه با فرهنگ و اخلاق و ورزش ..
حتی اگر ساکت باشند و مدعیه بهترین مربیه ایران ...
بازهم دلالی ها و جذب بعضی مربیان و بازیکنان خارجی و پول های کلانی که صرف چنین سودهای نامشروعی بدون شفافیت و پاسخگوی شده و بدون هیچ دست آوردی تنها به شکایت و غرامت های سنگین ختم میشود.
و تیم های ریشه داری که با قدمتی طولانی سقوط کرده ، منحل و به فراموشی سپرده میشوند ..
آلزایمری که همواره وجود داشته و این مهم تبدیل به چالشی عجیب و معنا دار شده ...
معیار ، انتخاب و دست آوردی که شاید حالا وقتش رسیده به آن پرداخته شود
موضوعی که متأسفانه هیچ جایگاهی و هیچ ارزشی پس از پایان لیگ فوتبال ایران نداشته و ندارد ..
لیگی که لحظه به لحظه به لبه پرتگاه سقوط نزدیک و نزدیکتر میشود و دستاوردی جز نابودی اخلاق ، فرهنگ ، احترام و زیبایی و لذت ندارد ...
چرا که هنوز در روشنایی نام فرهنگی در باشگاههای فوتبال ایران درمانده ایم ..
وقتی پا روی ارزش ها ، افتخارات ، احساسات میگذاریم ...
چرا که تمام معیار و اهدافمان از انتخاب و برگزاری چنین لیگی رسیدن به منافع شخصی و مالیست ..
بنام هوادار و بکام اقایان ،،
سازه ای رنگی و ویترینی کدر که تنها برای حضور در قاب و بازی با احساسات هواداران ساخته میشود تا زمان سپری شود ..
لیگ بیست و چهارم نماد بارز و مشخصی که نشان داد هنر تنها نزد فوتبال ایران است و بس !
وار _ اتفاقات بی بدیل و بی سابقه باشگاه پرطرفدار و دو ستاره پایتخت نشین _ سیستم و چینش داوری و حرف و حدیث های داوران تکراری _ بازار عجیب نقل و انتقالات و رای پرونده های جنجالی لیگ و بازیکنان و کمیته اخلاق و .......هزار ماجرای دیگر
اما در کنار تمام ناعدالتی ها و بیقراری ها و حرف و حدیث هایی که گذشت و فراموش میشود ..
پایان عمر هوادار کاشانی آبی های پایتخت پس از
قهرمانی این تیم در جام حذفی شاید نکته قابل تامل و تاریکی باشد که تفکر دارد ...!