شرکت های استارتاپی، فرصت یا تهدید؟!



چندی پیش به اتفاق یکی از دوستان برای شرکت در یک دوره ی کامپیوتری به دنبال بررسی تبلیغات گسترده و انصافا دهان پر کن یکی از شرکت های استارتاپی کامپیوتری به اون شرکت رفتیم تا درباره چند و چون برگزاری دوره هاشون و میزان هزینه دریافتی و قس علی هذا اطلاعاتی کسب کنیم. در نگاه اول شرکتی پر تمطراق و ظاهرا خوشنام دیده می شد با کادری منتسب به یکی از بهترین دانشگاه های صنعتی کشور که ادعای آموزش و تسهیل شرایط ورود به بازار کار در حد استخدام فوری پس از پایان دوره ی آموزشی رو داشت.این به نظر همون شرایطی بود که هر جوان جویای کاری برای شاغل شدن به هر قیمتی که شده با سر در آن شیرجه خواهد زد. اما در نگاه دوم که نگاهی دقیقتر از سر کنجکاوی بود متوجه ایرادی جدی شدم؛ در سرتاسر آموزشگاه کامپیوتری مذکور حتی یک کامپیوتر ابتدایی با حداقل امکانات هم برای کارآموزان مجموعه مهیا نشده بود مبادا که هزینه تهیه و تعمیر و نگه داری سیستم ها بر دوش شرکت بیافتد و این در حالی بود که این نقیصه چیزی از هزینه ی چندین میلیونی درخواستی شرکت از هر کارآموز ثبت نامی اش نکاسته بود! چند باری تصویر کاریکاتوری شرکت استارتاپی-کامپیوتری ای بزرگ با ادعاهایی بزرگتر اما بدون حتی یک کامپیوتر! را مرور کردم و تنها چیزی که در ذهنم متبادر شد نبود نظارت درست و واقعی بر عملکرد شرکت های استارتاپی موجود بود. فقدان فرد، نهاد یا موسسه ای برای نظارت و ارزیابی عملکرد شرکت های استارت آپی بشدت قابل لمس و مشاهده بود.شاید حتی مقیاسی مثل برچسب های مصرف انرژی لوازم الکترونیکی بتواند معرف سطح عملکرد و امکانات شرکتهایی باشد که به ثبت می رسند و از آنجا به بعد این شاخصه های حقیقی یاری گر مشتری های چنین شرکتهایی در انتخاب خدمات مورد نظرشان باشند و نه تبلیغات یکجانبه و بدون نظارت خود شرکتها. به امید شکل گیری هر چه سریع تر ساختارهای نظارتی لازم برای هر چه شفاف تر شدن تراز شرکتهای استارتاپی تشکیل شده و مقیاس گزاری صحیح عملکرد آن ها.