متن اسپویل قسمت داستانی مهمی رو نداره. البته یه سری نکات و چندتا سکانس رو اشاره میکنم بهش.
چند ماه قبل با اومدن تریلرهای فیلم، حس کردم که این یکی قراره خیلی خوب باشه. حس میکردم DC بالاخره به خودش اومده؛ البته منطقا با اخراج زک اسنایدر و سپردن سکان فرانچایز DCU به جیمز گان میشد همچین چیزی رو پیشبینی کرد. اینکه بالاخره قراره از اون افکت دارک الکی، اسلوموشنهای بیکیفیت، شاخ نشوندادن بیدلیل کارکترا و دنیای مضحک زک اسنایر خلاص بشیم. همین موضوع خودش به اندازهی کافی مهم بود که منو به این فیلم امیدوار کنه.
چیزی که توی تریلرها خودشو نشون میداد، حال و هوای بسیار کمیکی، امیدوارکننده و روشن فیلم بود؛ دقیقا همونطور که یک فیلم سوپرمن باید باشه. خود فیلم هم دقیقا همینطور بود. لباس آبی و قرمز سوپرمن در روشنایی روز، وقتی از سمت خورشید داره با سرعت بسیار زیاد به سمت زمین میاد، واقعا حس خیلی خوبی رو تو آدم بیدار میکنه. در کل به نظرم حال و هوای فیلم مهمترین چیزی بود که منو دو ساعت پای این فیلم نشوند. حال و هوای امیدوارکنندهای که خیلی جاها منو خندوند، خیلی جاها احساسیم کرد و در کل لحظات زیادی از فیلم، لبخند روی لبم آورد.

یک مسئلهی دیگه ای که سوپرمن جیمز گان رو از سوپرمنهای قبلی متمایز میکنه، مسئلهی آسیبپذیری سوپرمنه. سوپرمن جیمز گان آسیبپذیره. اشتباه میکنه. تقریبا هیچکدوم از نبردهای فیلم رو به راحتی پیروز نمیشه و خیلی جاها حتی همین ابرانسان هم به کمک دیگران نیاز داره. این مسئله باعث شده که وجه انسانی سوپرمن خیلی پررنگتر بشه و حتی در دیالوگی از فیلم انسان بودن رو مهمترین قدرت خودش میدونه. ممکنه یه سری از این مسئلهی آسیبپذیری یکمی دلخور بشن ولی حداقل برای من، باعث شد که بیشتر با شخصیتش ارتباط بگیرم. میدونید راستش یه مسئلهی دیگهای هم که هست اینه که تاریخ مصرف کاراکترای خیلی قوی و شکستناپذیر هم یه جورایی تو سینما سر رسیده. الان بیشتر تماشاگرا دنبال اینن که بتونن با شخصیت ارتباط بگیرن. اینکه شخصیت به یک انسان نزدیک تر باشه تا به یه چیز عجیب غریب شکستناپذیری که هیچی از پا درش نمیاره؛ اصلا اینجور شخصیتی با مقولهی امید هم در تضاده. برای نشون دادن امید اول از همه لازمه که شکست خوردن رو نشون بدی.
موقع اکران فیلم بارها اشاره شده بود که فیلم سیاسی قراره باشه؛ ولی حقیقتش اصلا انتظارشو نداشتم که دستشو بذاره روی مسئلهی اسراییل و فلسطین! تو این فیلم با دوتا کشور خیالی طرفیم. بوراویا و جارهانپور که بوراویا با حمله به جارهانپور میخواد اونو تصرف کنه که تو این مسیر هم لکس لوتر، شرور قصه (که اتفاقا عجب ویلن خوبی هم بود فقط حیف که کاش بیشتر بهش میپرداختن و بیشتر جنونش رو نشون میدادن.) بهشون اسلحه میفروشه و طرف اونهاست. و سوپرمن هم طبیعتا طرف جارهانپور هستش. رهبر بوراویا هم شباهت خیلی زیادی به نتانیاهو داره و حتی تو چندتا از سخنرانیاش بارها تکرار میکنه که هدف ما رژیم ظالم جارهانپوره و هدف ما از حمله آزاد کردن مردمشه!!!! آشنا نیست براتون؟!

در همین راستای جنگ بوراویا و جارهانپور یک صحنهای که خیلی دوستش داشتم و یک جورایی جزو سکانس های مورد علاقمه، جایی هست که بوراویا به جارهانپور حمله میکنه و پسر بچهای که جلوی سربازهاست میله پرچم سنگینی رو با تمام زورش بالا میبره که روش پرچم سوپرمنه و اون موزیک تم محشر سوپرمن هم همون لحظه پخش میشه. وقتی تمام سیاستمدارای دنیا حمله بهت رو به حق میدونن و هیچکی کمکت نمیکنه، سوپرمن اونجاست که کمکت کنه. و چقددرررر خوشحالم از این موضوع که سوپرمنی که همیشه نماد آمریکا بوده توی این فیلم تبدیل به امیدی برای تمام مردم جهان که به کمک نیاز دارن میشه و حتی مقابل سیاستهای آمریکا داخل فیلم قرار میگیره. در کل یه سری رو دیدم که از این مسئلهی سیاسی شدن فیلم خوشحال نبودن ولی خودم دوستش داشتم به نظرم واقعا به رسوندن مفهوم فیلم و اینکه سوپرمن قراره جدای از سیاستها به هرکسی که نیاز داره کمک کنه جالب بود.
در نهایت برای جمع بندی بگم که نباید از فیلمش انتظار داستان عجیب غریب یا یه چیز شاهکار داشت. سوپرمن با داستان خوب برای یک فیلم ابرقهرمانی، شخصیتهای دوست داشتنی، حال و هوای امیدوارکننده، جلوههای ویژهی خوب، اکشن نه خیلی تمام عیار ولی کافی و کریپتو! فیلم خوبی به حساب میاد و با همهی ضعف هاش دل منو که حسابی برد! الان دیگه با خیال راحت میشه میشه دیوید کورنسوئت رو به عنوان سوپرمن جدید سینما پذیرفت!
نمره ی من به فیلم سوپرمن 9 از 10 هستش. شمام نظرتون رو بگید :)
پ.ن: اینجا چشمای سوپرمن کج نیییست!!! چرا واقعااا؟؟!!
