زیست‌شیوه: شکار زمان

Photo by Curtis MacNewton on Unsplash
Photo by Curtis MacNewton on Unsplash

ما معمولا آدم‌ها رو از جنبه‌های مختلف طبقه/طیف‌بندی می‌کنیم، هر آدمی از لحاظ عقیدتی، سیاسی، علمی، اجتماعی، بهره هوشی یا درون/برون‌گرایی یه جایگاهی تو ذهنمون داره که شاید حتی خیلی هم از صحتشون مطمئن نباشیم اما می‌شه «شخصیت» هر کدومشون رو با یه بردار اسکالر تو فضای چند بعدی ممکن تصویر کرد.
اما یه سری خصوصیت هست که ربطی به شخصیت نداره، ممکنه ناشی از فاکتور‌های شخصیتی باشه اما بیشتر تابع محیط و سبک زندگی (life-style) افراده. چیز‌هایی مثل مفید بودن (productivity)، نگرش (attitude)، نوآوری (innovation) یا مسئولیت‌پذیری (accountability). این خصوصیت‌ها بعضی جاها مهم می‌شن و لازمه که اندازه‌گیری‌شون کنیم، مثل وقتی که داریم برای یک موقعیت شغلی حساس مصاحبه می‌کنیم. یا به نوع دیگه‌ش زمانی که داریم پارتنر یا شغل/رئیس آینده‌مون رو انتخاب می‌کنیم.

ولی این‌جا دغدغه من نه شخصیته و نه محیط، چون هر دوی این‌ها مواردی هستند که یا در طول زمان شکل گرفتند و ناشی از محدودیت‌هایی بودند که به آسونی نمی‌شه تغییرشون داد یا تغییرشون ریسک بزرگیه و هزینه‌ی زیادی ممکنه داشته باشه. چیزی که چندین ماهه نظرم رو جلب کرده سبک زندگیه. این‌که اصلا این سبک زندگی‌ای که ازش حرف می‌زنیم شامل چه مواردی می‌شه؟ چقدر مهمه و کجا‌هاش رو بهتره/باید تغییر بدیم.

چند روز پیش یک توییتی دیدم که ترجمه‌ی جالبی از life-style گفته بود که به دلم نشست، فلذا بیاید از این‌جا به بعد بهش بگیم «زیست‌شیوه».

خوبه که یه واژه‌شناسی (terminology) مختصر داشته باشیم:

  • زیست‌شیوه: راه و روشی برای زندگی کردن که افراد، خانواده‌ها و جوامع در زمان وفق پیدا کردن روزمره با شرایط جسمی، روحی، اجتماعی و اقتصادی به نمایش می‌گذارند.
    زیست‌شیوه هم با الگو‌های رفتاری کاری و هم اوقات فراغت، در فعالیت‌ها، نگرش‌ها، علایق، عقاید، ارزش‌ها و تخصیص درآمد تعریف می‌شود. همچنین بیان‌گر خود‌شناسی افراد؛ شکلی که خود را می‌بینند و باور دارند توسط دیگران دیده می‌شوند است. زیست‌شیوه ترکیبی از انگیزه‌ها، نیاز‌ها و خواسته‌هاست و موثر از عواملی مثل فرهنگ، خانواده، گروه‌های مرجع و طبقه اجتماعی‌ست.
  • برنامه: جدول زمانی یک برنامه‌ یا پروژه که نشان می‌دهد فعالیت‌‌ها و milestone‌ها چگونه در بازه‌ی زمانی مشخص، بخش‌بندی و چیده شده‌اند.
  • روتین: فعالیتی که در بازه‌های زمانی معین یا منظمی انجام می‌شود.

در گذشته‌های نه خیلی دور، حوالی قرن ۱۹ میلادی اولین مطالعات جدی روی مسئله زیست‌شیوه شروع می‌شه که می‌شه اون‌ها رو به سه دسته مختلف تقسیم‌کرد؛ ۱-زیست‌شیوه و طبقه اجتماعی ۲-زیست‌شیوه به عنوان سبک‌های فکری ۳-زیست‌شیوه به عنوان سبک‌های عمل. که این آخری رویکرد عمل‌گرا‌تری داره و مسائلی که بررسی می‌کنه مواردی مثل نحوه استفاده از زمان، انتخاب‌ها، روتین‌ها و ساختار‌هاست. یکی از نکته‌های جالبی که گروه سوم مطرح کردند این بود که مبنای مطالعات زیست‌شیوه نباید اعمال روزمره افراد باشه بلکه باید اعمالی باشه که انجام‌دهنده‌ی اون‌ها به شکل معنا‌داری اتخاذشون کرده باشه که اون رو از سایرین متمایز بکنه.

تقریبا تو زندگی هر آدمی می‌شه یه تعدادی از این‌ها پیدا کرد:

  • من صبح‌ روز‌های کاری ساعت ۷:۴۵ با آلارم گوشیم بیدار می‌شم. (روتین یا زیست‌شیوه؟)
  • من در طول روز حتی‌الامکان نوتیفیکشن‌های گوشیم رو چک نمی‌کنم و جواب پیام‌ها رو نمی‌دم.
  • من هر روز صبح کار‌های اون روز رو تو اپلیکیشن مدیریت کار‌های مورد علاقه‌م وارد می‌کنم و سعی می‌کنم تا آخر روز دونه‌دونه تیک‌شون رو بزنم.
  • من تمام جلسات و برنامه‌هام رو تو تقویم وارد می‌کنم و سعی می‌کنم همیشه بهشون پای‌بند باشم.
  • من شب‌ها تو مسیر شرکت تا خونه یک اپیزود پادکست گوش می‌دم. (روتین یا زیست‌شیوه؟)
  • من همه مطالبی که به نظرم جالب میان رو تو اپلیکیشن مورد علاقه‌م ذخیره می‌کنم و شب‌ها قبل خواب چند‌تاییشون رو مطالعه می‌کنم.

این‌ها مواردی هستند که هممون بسته به موقعیت و زندگی‌مون چندتاییشون رو داریم و چندتاییش رو هم دوست داریم وارد زندگی‌مون کنیم:

  • کاش صبح‌ها قبل از کار یک ساعت ورزش می‌کردم.
  • کاش آخر هفته‌ها یک زمانی رو به مطالعه کتاب اختصاص می‌دادم.
  • کاش هر ماه یک سفر کوتاه می‌رفتم.

نکته‌ی جالبی که به نظرم تو تمام این موارد مشترکه بحث زمان و برنامه داشتنه که یه بخشیشون تکنیک‌های مدیریت زمانه و بخش دیگه‌ش رو روتین‌های زندگیمون تشکیل می‌ده.

مدیریت زمان

قرن‌هاست که دارن رساله‌ها و نسخه‌های متنوع و زیادی برای حل این مسئله می‌نویستن، اما چیزی که تقریبا تو همشون مشترکه اینه که ما نیاز به برنامه‌ریزی داریم، و برای این‌که بتونیم برنامه‌ریزی درستی داشته باشیم لازمه که دست به دامن ابزار‌ها بشیم. حالا این ابزار می‌تونه یه دفترچه ساده که همیشه همراهمونه باشه، یا اپلیکیشن‌های مختلف و پیچیده‌ای که الان دیگه روی همه پلتفرم‌ها پیدا می‌شن و بازارشون هم داره روز به روز گرم‌تر می‌شه. ولی چیزی که خیلی اهمیت داره اینه که وقت بذاریم و شیوه برنامه‌ریزی مناسب خودمون رو پیدا کنیم و سعی کنیم بهش پایبند بمونیم. خیلی خلاصه این‌جا به چند تا از مواردی که برای پیاده‌سازی درست مدیریت زمان لازمه اشاره می‌کنم:

  • اهدافتون رو درست مشخص کنید: این‌که برای برنامه‌ریزی لازمه که اول اهدافمون رو تعیین کنیم، تقریبا بدیهیه. اما خیلی وقت‌ها اشتباه تعریف کردن همین اهداف باعث شده گیج بشیم، شکست بخوریم و سریع پایبندیمون رو به برنامه از دست بدیم. حالا این اهداف چه شکلی باید تعریف بشن؟
    اگر تا حالا سر کارتون با سیستم‌های issue tracking مثل JIRA کار کرده باشید و با قواعد تعریف تسک تو اونا آشنا باشید کارتون نسبتا راحته، یک متدی هست به اسم SMART که قواعدی که باید تو تعیین اهدافمون رعایت کنیم رو مشخص کرده و دلیل هر کدوم رو هم شرح داده، یه نگاهی بهش بندازید.
  • از ابزار مناسب استفاده کنید: مشکلاتتون رو شناسایی کنید، تو اولویت‌بندی کار‌هاتون مشکل دارید؟ نمی‌دونید چه زمانی برای چه کاری مناسب‌تره؟ تو پیش‌بینی زمان کار‌ها ضعف دارید؟ کار‌هاتون رو فراموش می‌کنید و لازمه همیشه جلوی چشمتون باشه؟ نمی‌تونید روی یه کار تمرکز کنید و هی distract می‌شید؟
    برای هر کدوم از این‌ها نرم‌افزار‌ها و ابزار‌ها یه راه حلی دارند، سعی کنید مناسب‌ترینشون رو برای خودتون پیدا کنید و براش وقت بذارید.
  • برای همه زمانتون برنامه‌ریزی کنید: یکی دیگه از مواردی که می‌تونه کمک کنه اینه که (هر چقدر هم کلی) برای همه ۲۴/۷تون برنامه داشته باشین. این به این معنی نیست که استراحت و تفریح نداشته باشین بلکه به این معنیه که استراحت و تفریحتون رو هم وارد برنامه‌تون کنید. اولای کار شاید حتی در این حد باشه که «پنج‌شنبه و جمعه روز‌های استراحتند.» و به مرور زمان دقیق‌تر و جزئی‌تر بشه، اما مهمه که براش برنامه داشته باشید.
  • حواستون به میزان اثر کار‌ها باشه: یکی از پارامتر‌هایی که موقع اولویت‌بندی کار‌ها باید در نظر گرفته بشه نسبت تاثیر (impact) اون‌ها به زمانیه که لازم دارن. بهتره اقتصادی فکر کنید.
  • از حواس‌پرت‌کن‌ها فرار کنید!