حضرت شعیب علیهالسلام یکی از پیامبرانی است که در شهری به نام مدین، در میان قومی سرکش، نابرابر، و پر از فساد اقتصادی به پیامبری برگزیده شد. مردمی که به ربا، کمفروشی، نزول، و فریب اقتصادی روی آورده بودند، در حالی که ساختار اجتماعیشان در حال فروپاشی بود، پیامبری را دریافتند که ریشههای نابسامانی را نه در ظاهر، بلکه در وجدان اجتماعی و عقل عملی انسانها میجست.
از دیدگاه فلسفی، ربا و نزول نه تنها باعث نابرابری اقتصادی میشود، بلکه طبقه متوسط و فقیر را به ورطه نابودی میکشاند. این فرآیند، به شکل تدریجی، عقل جمعی را از کار میاندازد؛ چرا که در جامعهای که اعتماد وجود ندارد، عقل جای خود را به ترس و فریب میدهد.
حضرت شعیب علیهالسلام علیه این بیعدالتیهای ریشهدار قیام کرد. او با دعوت به انصاف در ترازو، صداقت در معامله، و پاکی در نیت، در واقع انسانها را به بازگشت به اصل عقل دعوت میکرد. عقلی که فارابی آن را به مراحل مختلف در رشد انسان نسبت میدهد، در چنین جامعهای متوقف مانده بود.
حضرت شعیب با پیام خود به مردم هشدار داد که بیعدالتی اقتصادی مقدمه فروپاشی اخلاقی است و سپس نابودی کل جامعه. سخن او نه فقط دینی، بلکه کاملاً عقلی و اجتماعی بود: وقتی ترازو میزان نباشد، قلبها نیز از میزان تهی میشوند.