شوروی در جنگ جهانی دوم تا جایی پیش رفت که اقتصاد و دینش را نابود کرد با کمونیستی شدن شوروی ، در اصل بنیاد اقتصادی آن چنان متضرر شد که نتوانست حتی یک لحظه هم بعد از سی سال دوام بیاورد ، حال علت فلسفی آن شعار های پوچ و توخالی آن موقع و زندگی سخت مردم بود.
زیرا وقتی اقتصاد یک کشور نابود و یا ضعیف شود آن کشور از نظر نیروی انسانی و کاری هم ضعیف خواهد شد.زیرا اقتصاد و پول قوی باعث رشد و چرخه کارخانه ها می گردد، در زمان استالین اولین چیزی که شهود داشت بعد از جنگ جهانی دیوار برلین بود، این دیوار بین آلمان شرقی و غربی کشیده شد، مانند کره که به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم شد ، ولی تفاوت آلمان با کره در وجود مردمش بود زیرا آن ها با هم در ارتباط و تعامل بودند ، چیزی که شوروی هیچ گاه نتوانست آن را نابود کند ، ولی در کره موفق شد زیرا این آلمان توانست دیوار برلین را بشکند و با اروپا و آمریکا رابطه با درستی داشته باشد.
این ارتباط با آمریکا در زمان آلمان غربی آن کشور را به کشوری بزرگ ، در عرصه یک تکنولوژی بدل کرد ولی با سقوط دیوار برلین کمی اوضاع برای آلمان سخت شد ولی با پشت کار و تلاش موفق به انجام کاری شدند که آلمان را در ۱۰ کشور موفق جهان قرار داد .
حال این سوال مطرح می شود آیا کمونیست همیشه نابود می گردد؟
در جواب این پرسش باید گفت بله زیرا در کمونیست هدف وسیله را توجیه می کند و این یعنی حتی برای رسیدن به هدف انسانیت را باید زیر پا گذاشت .
کمونیست حتی برای رسیدن به آرمان هایش انسان ها را می کشد مثل چین که چندین مسلمان خود را کشت تا آن ها اعتراض نکنند ، ولی آیا از جان بی گناهان می شود حکومت ساخت ؟
باید بگویم خیر زیرا خون بیگناه تاوان دارد، و باید گفت طبق قرآن که اگر کسی را به ناحق بکشید انگار کل انسان های روی زمین را کشته اید.
حال فکر کردن با شما خواننده به عزیز