
درجلسه اول خواستگاری ابتدا جهت معاینه موی سرِ و بوی دهان و زیر بغلِ دختر، مادر و خواهر داماد او را در آغوش میگرفتند و به بهانه بوسیدن او، دهانش را بو میکشیدند و پنجه به میان موهای سرش فرو میبردند که کچلی یا کم مویی و پُر مویی او را مشخص نمایند.
اگر عروس در معاینات ابتدایی قبول میشد، فیالمجلس او را به اتاق دیگر بُرده و از جامه تهیاش ساخته و برهنه سر و پا و پس و پیش و پیدا و نهانش را معاینه میکردند.
در صورتیکه دختر در معاینات ثانویه هم قبول میشد در جلسات بعدی خانواده داماد جهت معلوم نمودن خانهداری دختر، مقداری سبزی با خود آورده و جلو دختر میگذاشتند تا ببینند سبزیها را درست پاک میکند یا خراب و نفله مینماید. سپس در جلسات بعدی گوشت جهت طبخ و سنجیدن آشپزی و پخت و پز دختر و پارچه برای دوخت و دوز و معلوم نمودن هنرِ دختر با خود میآوردند.
اگر دختر همه این آزمونها را به موفقیت پشت سر میگذاشت وصلت سر میگرفت. همه این سختگیریها در صورتی بود که بیشتر پسرها کار و شغلی نداشتند و وقتی از معاش آنها سوال میشد خانواده داماد با گفتن اینکه هر کس پیش خدا روزی دارد و روزی زن با خودش به خانه شوهر میرود و چراغ که روشن شود چه یک نفر زیرش بنشیند چه دونفر، کار را پیش میبردند. به همین جهت پسر تا به سن بلوغ میرسید برایش درصدد زن گرفتن برمیآمدند.
منبع
تاریخ اجتماعی تهران، جلد اول، جعفر شهری
