
علی نیکویی (دکتری پژوهشهنر، کارشناس ارشد تاریخ ایران باستان)
انتشار در وبسایت خبر آنلاین در ۱۴ فروردین ۰۵
جناب رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا فرمودهاند: باشندگان سرزمین ایران را به عصر حجر باز میگرداند!
شوربختانه جمهوری اسلامی اینترنت را بر ما بسته؛ اما شما که دستتان به آن فراخهٔ پندارین میرسد به عرض آن اسکندر[1] دوران برسانید:
"فرمودهاید سرزمین ما را به عصر حجر باز خواهید گرداند! توقع زیادی خواهم داشت اگر بیندیشم که کابویی بداند خود عصر حجر به سه دوران تقسیم میگردد:
1. دوران کهن سنگی | Paleolithic
2. دوران میانسنگی | Mesolithic
3. دوران نوسنگی | Neolithic
بدون شک که در توانِ [به گفتهٔ خودت] ارتش زورمند! آمریکا نیست ما را به دوران کهن سنگی یا میانسنگی باز گرداند! چرا؟ چون در مورد اول نوع بشر نئاندرتال[2] و هوموساپینس[3] بوده و در گزینهٔ دوم عصر یخبندان تمام و گرمشدن زمین تازه آغازیده بود! پس آن چیزی که بر زبان میرانی و آنجایی که برای فرستادن ما اندیشیدهای احتمال قریببهیقین دوران نوسنگی از عصر حجر است!
بگذار بهعنوان یک معلم تاریخ هنر به شما آقای رئیس کشور ۲۵۰ سالهٔ آمریکا بگویم ما را دقیقاً میانسالهای ۸۰۰۰ تا ۴۰۰۰ پیش از تولد عیسای مسیح خواهی برد! دقیقاً در همان دوران [دوران نوسنگی از عصر حجر] که در ایستگاه زمان میخواهی پیادهمان کنی شاعرانهترین دوران تاریخ ماست! در این دوران پدران ما بر روی دیوارهای خانههایشان [برخلاف نیاکان شما که همچنان بر روی دیوارهای غارها نقاشی میکشیدند] نقاشی میکشیدند و بر خلاف تصاویر اجداد شما که همچنان حیوان و شکار بود اجداد من از خانه و جامعه طرح زدند! در همین دوران بود که نیاکانم سفال و سفالگری را پیشهٔ خویش نمودند؛ به وزیر جنگت که روی جیب کتش دستمالی با طراحی پرچم کشور سیصدساله نشده ات را گذاشته بگو این بار بهجای جُستار پلها و زیر ساختهای مدرن در ایران کمی بگردد حتماً موقعیتهای تپه سراب، تپه گوران، تپه سیلک و چشمهعلی را خواهد یافت؛ آنگاه به تصاویر آن موقعیتها نیک بنگر و ببین دقیقاً در همان عصر حجر نیاکان ما با چه ظرافت و دقتی گل مورداستفاده سفالینههای خود را میجستند که امروز تحلیلگرهای علم شیمی در آن انگشت حیرت به دهان گذاشتهاند! حتماً تو نیز با دیدن این تصاویر خواهی فهمید که در باور ایرانی عهد حجر سفال و دیوار خانه بخشی از یک نظام بصریاند.
آقای رئیس! دقیقاً ما ایرانیان در همان دوران حجر زیبایی را شناختیم و زیبایی را خلق کردیم؛ این ما بودیم که دقیقاً در همان دوران اول بار هنر را با زندگی آمیختیم و هنرورزانه زیستیم!
بیندیش؛ ما در همان دوران حجر فهمیدیم طرح و توازن چشم را مینوازد! به این عکس بز کوهی با آن شاخهای بلند به روی سفالینهٔ تپهٔ سیلک بنگر! این تنها تصویر یک حیوان نیست یا حتی نماد حیوانی! این نشانهٔ خورشید و نیروی زاینده است! این اثر از نخستین نمونههای "بیان نمادین مرکب" هستند؛ یعنی این ظرف دربردارندهٔ چندمعناست: کارکردی، آیینی و زیباییشناختی!
آقای رئیس! من از هنر عصر حجر ایران با تو سخن میگویم! نیک درنگ کن! به جایی که ما را از رفتنش میترسانی ما آن زمان را در غالب یک ملت زیستهایم، هنر ورزیدهایم، عاشقانهها ساختهایم؛ فراموش نکن ما پانهادگان تازه و کشور ساختگان جدید بر این سیاره نیستیم...
آقای رئیس کاش معلم تاریخ خوبی داشتی...
ما حریفان کهنسال جهان ازلیم
طفل شش روزه عالم ندهد بازی ما
تخته نقش مرادست دل ساده دلان
بازی خود دهد آن کس که دهد بازی ما[4]
[1] اسکندر که در ادبیات ایرانی به "اسکندر گجستک" شهره است و گجستک (از پهلوی گجستک) به معنی خبیث، ملعون، بنفرین و در برخی متون بهعنوان واژهای برای اجناس بیارزش یا عتیقههای بیقیمت به کار میرود.
[2] نئاندرتالها (Homo neanderthalensis یا Homo sapiens neanderthalensis) گروهی منقرضشده از انسانهای باستانی بودند که عموماً گونهای جداگانه در نظر گرفته میشوند؛ اگرچه برخی آنها را زیرگونهای از انسان خردمند محسوب میدارند. نئاندرتالها تا حدود ۴۰ هزار سال پیش در اوراسیا زندگی میکردند. نئاندرتال ۱، نمادگونه، سال ۱۸۵۶ در درهٔ نئاندرتال آلمان کشف شد و اینگونه به همین دلیل نئاندرتال نامگرفته است.
[3] انسان خردمند، انسان هوشمند یا انسان نوین (Homo sapiens)، نام یکگونه از سردهٔ انسان است. بر اساس نظریهٔ فرگشت، انسان خردمند، نمونهای فرگشته از انسان راستقامت است. از دیدگاه دیرین مردمشناختی، دو دیدگاه رایج در مورد خاستگاه انسان هوشمند موجود است. نخستین دیدگاه آن است که انسانهای خردمند، از نیای مشترکی که از انسان راستقامت در آفریقا تمایزیافته، تکثیر گردیده است. فرض دیگر بر آن است که انسان خردمند مسیر فرگشتی خود را از انسان راستقامت نهتنها در آفریقا که در دیگر قلمروها سپری کرده است. از سال ۲۰۱۰ میلادی مطالعات ژنتیکی، دیدگاهی میانه را ثابت کردهاند؛ بهطوریکه خزانهٔ ژنی انسان خردمند عمدتاً از نیای آفریقایی است
[4] صائبتبریزی | غزل 571