
داستان آفرینش زن از دندهٔ چپ مرد[1] در مشرق تصوری کهن و ریشهدار است؛ مرد در جامعهٔ پدرسالاری همواره به زن بدگمان است و از آن میترسد که وی فاجعهای فرهنگی به بار آورد؛ ازاینرو در جامعهٔ مذکور، زن از جرگهٔ بشریت نیکوکار و صالح طرد شده و به پندار نرینگان در خور همان معاملهای است که مرد با وی میکند و درجه پدر در جامعهٔ پدرسالار به جایی میرسید که وی نهتنها خالق جهان بلکه خالق زن نیز است.[2] داستان آدم و حوا اول بار در کتاب مقدس یهودیان ذکرش به میان آمده و در تمدن یهودی [بر حسب ظاهر] خداوند مذکر پنداشته شده و حضرت آدم را بدون کوچکترین کمک و دخالت زن و یا کمترین استعانت از اصل مادینه، میآفریند؛ اما آدم از تنهایی ملال میگیرد و "یهوه" [نام بزرگ خدا در شریعت یهود] برای رفع ملال وی او را در خواب میکند و با یکی از دندههایش حوا را میآفریند؛ بنابراین میتوان گفت ظن به شکل مضاعف فرزند نرینه است؛ چون به دست خداوند از پیکر مرد که خود نخستین مخلوق خالق است آفریده شده و دندهٔ آدم از لحاظ رمزشناسی معادل شکم مادر است، بهعبارتدیگر خداوند آفریدگار آدم است که خود در حکم مادر یا پدر/مادر حواست. بهرغم برخی مفسران معروف به "ظاهربین" تفاوت میان مرد و زن از همینجا سرچشمه میگیرد: آدم پسر خداست و خداوند او را مثل خود آفریده است؛ اما حوا دختر انسان [آدم] است و نظر به آنکه دختر آدم است، پس چون همسرش، آدم، به خداوند نزدیک نیست؛ زیرا میان او و خداوند فاصله افتاده است؛ آدم حوا را در خواب زائید، بیدرد و رنج و این زایمانی رویاوش است. اما زایمان برای حوا در حکم نفرین و لعنتی ابدی است و وی فرزندان آدم را با درد خواهد زائید و هر زایمان بهمثابه کابوسی است. آدم نقش اساسی بر عهده دارد که همان نقش معنوی و روحانی است؛ زیرا که شبیه خداست اما حوا عهدهدار نقشی محتمل و مشروط مادی است؛ آدم پیامبر زندگی است و حوا پیک مرگ و بر همین قیاس...[3]
پیرامون شخصیت زن در دوران پیش از ظهور حضرت محمد (ص) [دوران جاهلی] در عربستان دو عقیدهٔ مختلف عنوان شده؛ عدهای از محققین بر آناند که زن جاهلیت دارای مقام ممتاز بوده و عدهای از پژوهشگران جایگاه زن در دوران جاهلی را درست نقطهٔ مقابل نظریهٔ عنوان شده میدانند. در این گفتار به بررسی نظریهٔ موافقانِ "بلند جایگاهی" زنان در دوران جاهلیت اعراب میپردازیم:
پیش از اسلام و بعد از آن، مردان با زنان صحبت میکردند... نجیبترین زنان مردان را در خانه خود میپذیرفتند و با آنها بحث میکردند و نظری به یکدیگر میافکندند در جاهلیت عار نبود و در صدر اسلام هم حرام بشمار نمیآمد و همین گفتگوها سبب نزدیکی و وصلت جمیل و ثُبنیه، عفرا و عروه، کثیر و عزه و بسیاری دیگر از زوجهای مشهور شد. زنان و مردانی هم بودند که به قول جاحافظ برای صحبتکردن در یکجا گرد میآمدند و اینهمه در برابر چشمان اولیا و شوهرانشان انجام میشد و ایشان نیز این رفتارهای غیر منکر را محکوم نمیکردند؛ زیرا نیک میدانستند که هیچچیز قابل سرزنش وجود ندارد.[4] جرجی زیدان پیرامون جایگاه زن جاهلیت ابراز میدارد: زن عرب پیش از اسلام باعفت و شرافت زندگی میکرد و از آزادی و حقوق و اختیارات کافی برخوردار بود و استقلال رأی و اراده داشت و مردان بدوی که استطاعت کنیز گرفتن و اختیار چندهمسری نداشتند، یگانه همسر خویش را میستودند بهویژه که زن بادیه کمک دست مرد و شریک رنج و راحت وی در سفر و حضر بود؛ اما پس از آنکه اعراب به کشورگشایی پرداختند و سیل سیم و زر و غلام و کنیز به جزیرةالعرب روان گشت اندکاندک اعراب به فساد و هرزگی گرائیدند علیالخصوص در دوران بنیامیه فساد و تباهی در شئون مختلف اجتماعی فزونی گرفت و افزایش تعداد کنیزان و همخوابهها در خرابی و تنزل موقعیت زن مؤثر افتاد و واکنش نامطلوب در روحیهٔ زنان عرب در خانوادهها برانگیخت و به شخصیت فردی و اجتماعی آنان لطمهای جبرانناپذیر زد و در نتیجه بهتدریج اختیارات و حقوق زن رو به کاستی نهاد.[5] محققان برجستهای در آدابورسوم عرب دوران جاهلیت نشانههایی از بقای نظام مادرسالاری[6] و پرستش الههٔ باروری[7] یافتهاند و برایناساس معتقد بودند حالوروز زن در آن روزگاران [دوران جاهلی] کمتر از آنچه میپنداریم تیرهوتار بوده است. در این باب یک پژوهشگر زن عرب مراکشی بنام "فاطمه مرنیسی[8]" بحث و استدلال نموده و نظریهٔ خویش را بر پایهٔ کیفیت نکاح در عصر جاهلیت و صدر اسلام بنا نهاده و میگوید در جاهلیت آمیزش جنسی زن و مرد مهار نشده بود و بیبندوباری و لگامگسیختگی رواج داشت تا آنکه با ظهور اسلام نظم و قاعده پیدا کرد[9] بنا بر گزارشهای بخاری در صحیح میدانیم پیش از اسلام نکاحهای گوناگونی در عربستان رایج بوده برای مثال نکاح استبضاع [چند شوهری] (نکاح ده مرد با یک زن) و در شرح آن آمده زن در برابر خیمهاش علامتی میگذاشت به نشان آمادگی برای همخوابگی؛ بانوی مراکشی این هرجومرج در مباشرت جنسی و مراودات میان زن و مرد را در دوران جاهلیت نشانهٔ آزادی و استقلال زن در آن دوران میداند! در دوران جاهلیت انواع نکاحهای پدرسالارانه و نیز نکاحهایی که آشکارا خصلت ضدیت پدرسالاری داشتهاند همزمان متداول بود و از این جملهاند نکاحهایی که در آن فرزندان به پدر تعلق نمیگرفتند، نکاحهایی که بهموجب آن زن اختیار راندن و جوابکردن شوهرش را داشته آنهم با انجامدادن کاری بس ساده مثل آویختن پردهای در برابر خیمهاش که بدینگونه پیوند زناشویی را میگسسته و به شوهر میفهمانده که داخل چادر نشود.[10] اما [شاید] حقیقت این باشد که در جامعهٔ پدرسالار یا نیمه پدرسالار عرب جاهلی، مردان بیشتر با میل همخوابگی با زنان و شهوترانی مانوسند تا با عشق/دوستی که از برابری و اعتماد متقابل و امکان همانندگرایی یکی با دیگری توشه و مایه میگیرد و ازدواج در نظرشان اقدامی بوده است برای تکثیر فرزند.[11]
اکنون، باگذشت قرنها، پرسش بنیادین این است: آیا ما توانستهایم از این میراث اسطورهای و تاریخی عبور کنیم؟ اگرچه در جهان مدرن بسیاری از قوانین تبعیضآمیز کنار گذاشته شدهاند، اما ساختارهای ذهنی و نمادین پدرسالار هنوز پابرجاست. در ادبیات، در ضربالمثلها، در باورهای عامیانه و حتی در نهادهای رسمی، ردپای همان اسطورههای کهن دیده میشود. ازاینرو، مبارزه برای برابری جنسیتی نه فقط اصلاح قانون، بلکه بیش از هر چیز بازاندیشی در لایههای معنایی فرهنگ است. در نهایت میتوان گفت: از مشیانه تا حوا، و از حوا تا امروز، زن همواره در کشاکش دو تصویر زیسته است: یا مادر - الههای که مایهٔ باروری و زندگی است، یا موجودی اهریمنی و منبع گناه. این دو تصویر متناقض، همچون دو چهرهٔ یک سکه، در طول تاریخ بارها دستبهدست شدهاند؛ اما هیچیک نتوانستهاند زن را بهمثابه سوژهای مستقل و برابر با مرد بازشناسند. رهایی واقعی زمانی رخ خواهد داد که زن نه بهمثابه "الهه" و نه بهمثابه "گناهکار" بلکه بهعنوان "انسان" درک شود و این گذار تنها با نقد بیامان اسطورهها و بازخوانی انتقادی میراثفرهنگی ممکن خواهد بود.
[1] در باور مسلمانان علیالخصوص شیعیان روایت خلق حوا از دندهٔ آدم نادرست عنوان شده و احتمالاً از روایات یهودیان در منابع اهلسنت درآمده؛ زیرا در خود قرآن نیز بر خلاف تورات چنین روایتی نیست؛ بلکه تمام آیات آنها را در خلقت یگانه دانسته؛ یا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زوجها [نساء، ۱] هُوَ الَّذی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنْها زوجها لِیَسْکُنَ إِلَیْها [اعراف، ۱۸۹] خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْها زوجها [زمر، ۶] و دو حدیث از امامان شیعه در رد این نظریه: ۱: زرارة بن اعین روایت کرده که از امام صادق(ع) در ارتباط با چگونگی آفرینش حوا پرسشی بهعملآمده و به ایشان عرضه شد که افرادی معتقدند، پروردگار، حوا را از پایینترین استخوانهای دنده سمت چپ آدم خلق کرد! امام در پاسخ فرمودند که خداوند از این کار، پاک و منزه است! آیا فردی که چنین اعتقادی دارد، بر این پندار است که خداوند، توانایی آن را نداشته تا همسری برای آدم بیافریند که از دندههای او نباشد، تا این ابهام برای یاوهگویان ایجاد نشود که آدم با قسمتی از بدن خودش ازدواج کرد؟! این چه باوری است که برخی بدان معتقدند؟! پروردگار، خودش بین ما و ایشان قضاوت کند! (نگاه کنید به شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۳۷۹، ح ۴۳۳۶، انتشارات جامعه مدرسین، قم، ۱۴۱۳ هـ ق.) ۲: عمرو بن ابی المقدام از پدرش روایت نموده که گفت: من از امام باقر(ع) پرسیدم: پروردگار، حوا را چگونه آفرید؟ فرمود: مردم در این باره چه میگویند؟! عرضه داشتم: میگویند او را از دندهای از دندههای آدم آفرید، فرمود: دروغ میگویند، مگر خدا عاجز بود که او را از غیر دنده آدم خلق کند؟ عرضه داشتم: فدایت شوم پس او را از چه آفرید؟ فرمود: پدرم از پدران بزرگوارش نقل کرده که گفتند: رسول خدا(ص) فرمود: خدای تبارکوتعالی، مشتی از گل را قبضه کرده و آن را با دست راست خود مخلوط نمود، البته هر دودست او راست است، آن گاه آدم را از آن گل آفرید و مقداری زیاد آمد که حوا را از آن مقدار زیادی خلق کرد. (نگاه کنید به تفسیر عیاشی، ج ۱، ص ۲۱۶، چاپخانه علمیه، تهران، ۱۳۸۰ هـ ق.)
نگاه کنید به: ستاری، جلال. ۱۳۹۸ کتاب سیمای زن در فرهنگ ایران. ص۵۹
[2] نگاه کنید به: ستاری، جلال. ۱۳۹۸ کتاب سیمای زن در فرهنگ ایران. ص۵۹
[3] نگاه کنید به: ElizabethBadinter, L'un es l'autre, Des relations entre hommes et femmes. 1986, P: 119-120) و (نگاه کنید به: ستاری، جلال. ۱۳۹۸ کتاب سیمای زن در فرهنگ ایران. ص۵۹-۶۰
[4] نگاه کنید به: فردریک سیکار، عشق در رساله القیان. جاحافظ. ترجمه نصرالله پورجوادی-ع. روحبخشانه، معارف آذر - اسفند ۱۳۶۸
[5] نگاه کنید به: جرجی زیدان، تاریختمدن اسلام. ترجمه علی جواهرکلام. ۱۳۵۴
[6] W.Robertson Smith, The Religion of the Semits, New York,1956(1889(
[7] ژان کلود واده بر این باور بود که در عربستان جاهلی، موسیقی از واجبات و ملزومات آداب پرستش الههٔ مادر - یا الههٔ عشق سامیان (لات و منات و عزی)- بوده است؛ همچنان مهرورزی آزاد با مراسم طواف کعبه و معابد الهه مادر در جاهلیت درآمیخته بود و آوازخوان در حکم کاهنه آن آئین بشمار میرفت و این زنا که آمیزش مقدس تلقی میشد در اصل سپاس به درگاه الههٔ مادر بود. (J.C.Vadet, L’Esprit courtois en Orient dans les cinq premiers siècles de l’hegir,1986)
[8] Fatema Mernissi
[9] Fatima Mernissi, sexe, ideologie, islam, 1983, P:31
[10] Fatima Mernissi, sexe, ideologie, islam, 1983.P 62-63
[11] نگاه کنید به: ستاری، جلال. ۱۳۹۸ کتاب سیمای زن در فرهنگ ایران. ص۷۶-۸۸