
در دوران سلطنت شاه سلطان حسین صفوی خبر فساد دربار ایران توسط جهانگردان و سفرنامهنویسان به دولتهای همجوار ایران هم رسیده بود. دولت رومشرقی یا همان عثمانیها از روی خیرخواهی نامهای برادرانه همراه با هیئتی از سفرا به سرکردگی عٌمَر آقا راهی دربار شاه سلطان حسین در اصفهان نمودند با این پیام که شاهنشاه ایران وزرا و امرا و ارکان دولت خود را تغییر دهد و اگر در این کار سستی ورزد دولت صفوی به باد فنا خواهد رفت...
چون عُمرآقا به حضور شاه سلطان حسین شرفیاب گردید، نامه سلطان روم را خواند. پس از مرخص نمودن عمرآقا، سلطان به ارکان دولت خود فرمود دراین باب چه میگویید؟
به خاک پایش عرض نمودند که سلطان روم و تابعانش در دریای ضلالت و گمراهی غرق میباشند! کسی که خود گمراه است، چگونه دیگری را راهنمایی مینماید! ای که جهان مطیع توست، سلطان روم و تابعانش بر تو و تابعانت حسد میبرند و نسبت به پیشگاهِ تو بسیار بیادبی کردهاند و تو را کوچک نمودهاند و انشااله به اِقبالِ تو به شمشیرِ کجِ قزلباشی تشریفات رومی را به آتش خواهیم فرستاد و دولت عثمانی را بر بادِ فنا خواهیم داد!
امرا و وزرا که از متن نامه خشمگین بودند سفیر روم را گرامی نداشتند و او را به تمسخر و طعنه خوار نمودند.
درشب دهم ورود عمرآقا، با اشاره نزدیکان درگاه شاه سلطان حسین، فوجی از سرهنگان خونخوار و رندان و بهادران اژدهاکردار، در لباس عیاری و شبروی و مکاری به سرای عُمرآقا رفتند و آن بختبرگشته و همه همراهانش را شیافِ گوشتی نمودند!
بهادران بیشرم و آزرم صفوی گرزهای گرانِ گوشتی خود را چنان بر سپرهای پهنِ دنبهای بهادرانِ روم فرو کوفتند که فریاد و فغان دلاوران روم بر هفت گنبدِ افلاک بالا میرفت و در آن شب ایشان را فریادرسی نبود. سپس سبیلهای ایشان را تراشیده و از اموالشان آنچه را که قیمتی بود ربودند و هریک از آن رندان مکار به راهی گریختند.
چون صبح شد خبر این واقعه به عرض سلطان حسین رسید. از سران مورد اعتماد دولت پرسید این چه داستان است؟ عرض نمودند ای که جهان فرمانبردار توست، تو بیشک فرزند حیدر کراری. هرکس که تو را کوچک نماید به چنین بلایی مبتلا میشود. صفای باطن تو بیشک سُنیان را رسوا نموده و به سزای خود رسانیده!
اینکار تنها در مورد سفیران عثمانی انجام نشد و سفرای هندوستان، ترکستان، ارمنستان و چند دولت دیگر نیز در دوره شاه سلطان حسین صفوی در ایران مورد تجاوز جنسی قرار گرفتند. علت کمک نکردن ملوک و سلاطین همجوار ایران به شاه سلطان حسین در وقت مغلوب شدن و عاجز گردیدن از طایفه افاغنه و نُه ماه در محاصره ماندن شهر اصفهان و ابتلا به قحطی و سرانجام مغلوب و خوار و منکوب گردیدن، همین وقایع قباحت آمیز بود.
منبع: رستم التواریخ
