در سوگ آن آخوند همدانی

مهرداد فرهمند

جمهوری اسلامی به حکومت روحانیان معروف شده اما روحانیان، خود قربانی اند. نمونه ای از این قربانیان، چند روز پیش گرفتار طالع نحسی شد که آن زمان مشخص را برای خروج او از مدرسه علمیه آخوند همدانی رقم زده بود.

شعور ضارب قد نمی داد که بداند آخوندی که به نوایی رسیده، هیچوقت در حوزه علمیه پیدایش نمی شود. حوزه علمیه جای آخوندهای اهل درس و بحث است به شهریه بخور و نمیری می سازند و دین خود به دنیا نمی فروشند.

اما دشنام به آخوندها را اینها هستند که می شنوند. زورشان گویا فقط به آن آخوندی می رسد که بین خودشان زندگی می کند نه آنی که فقط بر صفحه تلویزیون می توانند ببیند. از حمله به آخوندی که در بنز ضدگلوله نشسته، خوفناکند اما شجاعت حمله به آخوندی را دارند که عبای مندرس بر دوش دارد و رنگ عمامه سپیدش از کهنگی به زردی می زند یا اگر سیاه است، بور و سفید شده.

در همین حوزه علمیه همدان، استاد باسواد جوانی بود به نام شیخ علی مصلحی. با همسر و چهار فرزندش در آلونکی ته حصار زندگی می کرد، یعنی بدترین و جرمخیزترین محله حاشیه شهر. در یکی از آن عصرهای سرد زمستان ۱۳۶۶ که از درس به خانه می رفت، راننده مینی بوسی در همین حصار که دلش از گرانی و آنچه «آخوندها سر این مملکت آوردند» خون بود و دنبال آخوندی می گشت که دق و دلی اش را خالی کند، به عمد او را زیر گرفت. زیر مینی بوس، عمامه از سرش باز شد و یک سر آن دور میل گاردان پیچید و یک سرش دور گردنش و مسافتی روی زمین کشیده شد تا مردم به دادش رسیدند و مینی بوس را نگه داشتند و معجزه وار از مرگ رست. شیخ علی دلش رئوفتر از آن بود که از راننده مینی بوس شکایت کند. اگر می خواست می توانست براحتی قاضی و حاکم شرع یا حداقل امام جمعه شهر کوچکی شود و از زندگی در آن بیغوله برهد اما دانش و فضل را ترجیح می داد. همچون او در حوزه ها فراوان بودند و هستند. آنانی از حوزه بیرون می روند و به نوایی می رسند که نه فضلی دارند و نه دانشی و در حوزه چیزی نیاموخته اند، دیگر هم حول و حوش حوزه پیدایشان نمی شود که بختشان برگردد و هدف تیر غیب شوند، کسی هم آنها را پیاده در خیابان نمی بیند که زیرشان بگیرد.

با نیم نگاهی به صفحه اینستاگرام آن اوباشی که می گوید آخوندی را «نفله» کرده است که می توان حکم داد که شعور و خرد جایی در زندگی او نداشته است. درباره آنانی که در فضای مجازی دارند برایش کف می زنند و هورا می کشند چه حکمی باید داد؟