روایت مرگ شاه اسماعیل دوم صفوی


شاه اسماعیل دوم صفوی که مردی شقی و خونخوار بود معشوق پسری به نام حسن بیگ حلواچی اوغلی داشت. این پسر جوان و بسیار زیبا مصاحب و همراه شبانه‌روزی شاه بود و شاه بیشتر اوقات در حال آمیزش با حسن بیگ!
.
شاه اسماعیل به حسن بیگ علاقه فراوانی داشت و به او اختیارات فراوانی داده بود. بطوری که امیران و درباریانی که میخواستند درخواستشان نزد شاه مستجاب گردد میبایست از حسن بیگ وساطت و شفاعت بطلبند!
.
یک شب شاه پس از صرف طعام با حسن بیگ، با لباس مبدل به قصد گردش بیرون رفتند و تا پاسی از شب در کوچه‌ها و محلات و مساجد به گردش و خوردن تریاک و شیرینی و تنقلات گذرانیدند.
.
پس از گردش شبانه، نزدیک صبح شاه با حسن بیگ به خانه‌ای که برای او در جوار دولتخانه ساخته بود و دری به میدان طویله شاهی داشت رفت و پیش از خفتن، شاه باز قوطی مخصوص فلونیای خود را خواست.
.
فلونیا ترکیبی از تریاک و بنگ و مواد مخدر دیگر بود که بصورت حب میساختند و در قوطی خاصی برای شاه آماده میگذاشتند. سرِ این قوطی را معمولا حسن بیگ معشوق شاه مهر و موم میکرد.
.
آن شب پریخان خانم خواهر شاه اسماعیل با موافقت جمعی از سران قزلباش حب‌های فلونیا را به سمی مهلک در آمیخته بود. به همین سبب چون قوطی را به دست حسن بیگ دادند، مهر خود را بر سر آن ندید و هرچه شاه را از خوردن فلونیا منع کرد، شاه توجهی نکرد و مقداری زیادتر از معمول در دهان افکند و حبی چند نیز به معشوق خود حسن بیگ داد.
.
روز دیگر تا نزدیک ظهر شاه از خوابگاه بیرون نیامد. پس از آمدن وزرا و پزشکان و شکستن در شاه را مُرده و مسموم یافتند. به این ترتیب این پادشاه شقی پس از یک سال و نیم سلطنت در سن 43 سالگی در آغوش معشوقش درگذشت.
.
منبع
زندگی شاه عباس اول، جلد اول، نصرالله فلسفی .