‍ ‍ ‍ «ماجرای مردِ چهره‌آناناسی»

مهدی تدینی

عملیات نظامی آمریکا در پاناما، در دسامبر ۱۹۸۹، ناقوس آغاز سلطۀ بی‌رقیب آمریکا بر جهان بود. آمریکا در عملیاتی ضربتی چند هزار نیرو در پاناما پیاده کرد و در عرض چند روز با به اسارت گرفتنِ مانوئل نوریِگا، دیکتاتور پاناما، کار را تمام کرد. در این نوشتار مروری کوتاه بر این رخداد می‌کنیم.

کانال پاناما، یکی از شریان‌های حیاتی جهان و آمریکا، از ابتدا قرن بیستم زیر نظر ایالات متحد اداره می‌شد. تنها دو هفته پس از آنکه پاناما از کلمبیا مستقل شد، قراردادی میان آمریکا و پاناما بسته شد که حقوق حاکمیتی و امنیتی نسبتاً کاملی را در مورد کانال پاناما و محدودۀ پیرامونش به آمریکا می‌داد. این قرارداد میان جان هِی، وزیر امور خارجۀ آمریکا و فیلیپ بونوـ‌واریا (Philippe Bunau-Varilla) امضا شد. بونوـ‌واریا فرانسوی بود، اما در دولت جدید پاناما نفوذ بسیار داشت و به عنوان وزیر از طرف پاناما با آمریکا مذاکره می‌کرد. این قرارداد در ۱۹۰۳ بسته شد و البته همواره مایۀ مناقشاتی هم بود.

به هر روی، آمریکا از همان ابتدای قرن به لحاظ نظامی بر کانال پاناما حاکم بود. در ۱۹۷۷ دو قرارداد جدید میان آمریکا و پاناما (میان کارتر و توریخوس) بسته شد که بی‌طرفی کانال و همچنین واگذاری آن به دولت پاناما تا سال ۲۰۰۰ را مشخص می‌کرد. در آمریکا به خصوص جمهوری‌خواهان نسبت به این قرارداد بسیار انتقاد داشتند. مشکل زمانی بزرگ‌تر شد که پس از این قرارداد روابط آمریکا و پاناما رو به تیرگی نهاد. در این میان، در پاناما نقش اصلی را فرماندهی نظامی ایفا می‌کرد که در عمل دیکتاتور پاناما هم شده بود: «مانوئل نوریگا».

مانوئل نوریگا بچه‌ای نامشروع بود و در پنج سالگی به نوانخانۀ یک کلیسا سپرده شده بود. می‌خواست پزشک شود اما از مدارس نظامی سر درآورد. پلکان نظامی را بالا آمد و رئیس سرویس اطلاعات نظامی شد. در ۱۹۸۳ به فرماندهی گارد ملی رسید و از همان زمان عملاً صاحب قدرت در پاناما بود. در همان زمان، انبوهی از اتهامات علیه نوریگا مطرح می‌شد، به خصوص گفته می‌شد او با کارتل مدئین (Medellín Cartel)، یکی از بزرگ‌ترین کارتل‌های قاچاق هروئین در جهان، ارتباط داشت. به طور کلی، پاناما در رأس بالای آمریکای جنوبی و در گذرگاه اقیانوس‌ها، چهارراه ترافیک مواد مخدر بود. گفته می‌شد نوریگا از طریق مشارکت در قاچاق مواد مخدر و پولشویی ثروتی عظیم کسب کرده است. نوریگا قدرت نظامی و سیاسی و ثروت را با هم در دست داشت و همین او را به لحاظ امنیتی به قدرتی خطرناک تبدیل می‌کرد. به زودی کاسۀ صبر آمریکا لبریز می‌شد...

آمریکا مدت زیادی با نوریگا مدارا کرد، به خصوص به این دلیل که در ارسال سلاح به شورشان کونترا که در نیکاراگوئه علیه ساندینیست‌های چپ‌گرا می‌جنگیدند، مشارکت می‌کرد. حتی ۱۹۸۶ افشا شد نوریگا در سال‌های پیش حقوق‌بگیر سازمان سیا بوده است. از ۱۹۸۸ ورق برگشت و ریگان تصمیم گرفت با نوریگا طور دیگری رفتار کند. ابتدا همۀ حساب‌های پاناما در آمریکا مسدود شد. بهانۀ نخست وقتی جور شد که در مه ۱۹۸۹ در انتخابات مجلس و ریاست‌جمهوری جناح ضدنوریگا پیروز شد و نوریگا آن را نپذیرفت. اکتبر نیز کودتایی نظامی علیه نوریگا رخ داد که بی‌نتیجه ماند. بهانۀ آخر زمانی دست داد که سربازی آمریکایی در لباس غیرنظامی در پانزدهم دسامبر در پاناما کشته شد. پنج روز بعد، عملیات گسترده‌ای با نام عجیبِ «دلیل منصفانه» شروع شد و آمریکا با ده‌ها هزار نیرو برای سرنگونی نوریگا به پاناما حمله کرد.

گارد ملی در عرض چهار روز متلاشی شد و نوریگا به دفتر نمایندگی پاپ گریخت. اما در آنجا هم مهمانی ناخوانده بود و باید خود را تسلیم می‌کرد. سه روز پس از حمله طرحی برای محکومیت این حمله به شورای امنیت رفت که آمریکا و فرانسه و بریتانیا آن را وتو کردند. نوریگا، ده روز بعد، سوم ژانویۀ ۱۹۹۰، تسلیم شد. او به آمریکا برده و به اتهام قاچاق مواد مخدر به ۴۰ سال حبس محکوم شد. نوریگا ۱۷ سال در آمریکا زندانی بود، اما پس از آن هم تا پایان عمر رنگ آزادی را ندید. ابتدا به فرانسه منتقل و محاکمه شد و بعد در پاناما محاکمه و زندانی شد تا اینکه در مه ۲۰۱۷ درگذشت.

در عملیات پاناما ۲۵۰ تا ۳۰۰ نظامی و غیرنظامی پانامایی کشته شدند و آمریکا نیز ۲۳ کشته داد. در همان روز اول حمله، گییِرمو اِندارا (Guillermo Endara) که در انتخابات ماه مه پیشی پیروز شده بود، به عنوان رئیس‌ دولت منصوب شد و تا ۱۹۹۴ در این مقام ماند. مانوئل نوریِگا، مردی که به دلیل آبله‌رو بودن به «چهره‌آناناسی» (Cara de Piña) معروف بود، آن روی آمریکا را دید...