
علی نیکوئی؛ من در پیامرسانِ بله!
عینک آفتابیاش را روی صورت با انگشت جفتوجور کرد تا چشمانش را بهتر بپوشاند و آفتابِ جاده کمتر اذیتش کند. دنده را از چهار به پنج سبک کرد؛ صدای غرش موتور فروکش کرد و ماشین روانتر جاده را درنوردید. انگار خیالش راحتتر شده بود...
بیمقدمه پرسید: راستی، امروز چندشنبه است؟!
هرچه فکر کردم یادم نیامد؛ تنها میدانستم چندمِ ماه است. گفتم: "۱۳ اردیبهشت!"
با طعنه گفت: نگفتم چندمِ ماه! گفتم چندشنبه؟! تلفن همراهش را چک کرد و جوری که من هم بشنوم گفت: یکشنبه، ۱۳ اردیبهشت!
انگار هنوز دلش آرام نشده بود، ادامه داد: نمیدانی چندشنبه است، اما اگر بپرسم چرا نام روزهای هفته شنبه و یکشنبه و دوشنبه است، چهار ساعت برایم سخنرانی میکنی!
گفتم: حالا که هر دو فهمیدیم امروز چندشنبه است! حرفهای من هم در این جادهی صاف اگر فایدهای نداشته باشد، حداقل نمیگذارد پشت فرمان خوابت ببرد؛ البته اگر حوصلهات را سر نبرد!
لبخند کوچکی کنج لبش نشست؛ گویا کمی از تندیاش پشیمان شده بود. گفت: حوصلهسربر که نیست، من هم چیزی گفتیم که زمان بگذرد! ولی خدایی در مورد شنبه و یکشنبه هم چیزی هست که بگویی؟
پرسیدم: میدانستی ما پیش از اسلام و در دوران ساسانی، شنبه، یکشنبه و دوشنبه نداشتیم!؟
با تعجب نگاهم کرد: یعنی هفته نداشتیم؟!
گفتم: نه!
ما هر سال را به ۱۲ ماه تقسیم میکردیم و هر ماه در گاهشماری ۳۰ روز داشت؛ اما بهجای آنکه بگوییم "یکشنبه، سیزدهمین روز از ماه دوم سال"، برای هر روز نام مشخصی داشتیم. نام ۱۲ ماه همین بود که امروز به کار میبریم؛ اما نام روز اول هر ماه "هرمزد"، روز دوم "بهمن"، روز سوم "اردیبهشت"... روز سیزدهم "تیر"... روز بیستم "بهرام" و روز سیام "انارام" بود!
گفت: چه جالب! پس به تقویم ساسانی، امروز میشود: روزِ تیر از ماهِ اردیبهشت!
گفتم: درست است.
انگار سوالی در ذهنش چرخید؛ مثل کسی که بخواهد مچ آدم را بگیرد، پرسید: پس آدینه چیست؟ مگر یک واژهی فارسی بهجای جمعه نیست؟
روی صندلی لم دادم و گفتم: آفرین! درست گفتی، اما فقط نیمش را!
ادامه دادم: آدینه واژهای پارسی است؛ مشتق از ریشهی "آی" به معنی آمدن، مثل "آیند" و "آینده". معنیش میشود "روزِ آمدن" یا "روزِ گردآمدن". در تقویم رسمی ساسانی هفته وجود نداشت، اما به دلیل حضور یهودیان، مسیحیان و ارتباط با همسایگان، ایرانیان با مفهوم هفته آشنا بودند. آنها میدانستند که ۳۰ روز را میشود به چهار بخش تقسیم کرد. به احتمال زیاد، ایرانیانِ آن روزگار، چهار روز از ماه را که به نام "آفریدگار" بود، روزهای گردآمدن برای نیایش میدانستند و بهصورت غیررسمی "آدینه" میشمردند: روز هرمزد (اول ماه)، روز دیبهآذر (هشتم)، روز دیبهمهر (پانزدهم) و روز دیبهدین (بیستوسوم).
پرسید: پس شنبه و یکشنبه از کجا آمد؟
با دست اشاره کردم: خروجی بعدی را باید بپیچی، مراقب باش رد نکنی! قصهی شنبه و یکشنبه بماند برای مسیر برگشت... اگر حوصله داشتی.
تهران؛ سیزدهم اردیبهشت ۰۵، نارمک