چرا توی اینستاگرام گیر میکنیم؟🤔

سلام.👋

توی این پست در مورد چیز های خیلی مهم تری صحبت میشه ولی

بذارید از اینجا شروع کنم:

شرکت های بیگ-تک مثل گوگل و فیسبوک و اپل و... دارن سرویس های رایگانی رو در اختیار ما میزارن که برای خودشون خیلی هزینه بر هست و یه ضرب المثل قدیمی هست که میگه:

وقتی شما از برای چیزی پول نمیدید در واقع محصول خود شما هستید.
وقتی شما از برای چیزی پول نمیدید در واقع محصول خود شما هستید.


وقتی شما از برای چیزی پول نمیدید در واقع محصول خود شما هستید.

که یعنی ما مشتری های این کمپانی ها نیستیم. ما در واقع محصولات این کمپانی ها هستیم که به کمپانی های دیگه فروخته میشه.

جا داره به این نکته اشاره کنم که این غول های نرم افزاری از نظر ارزش و درامد و گردش مالی رتبه های اول کل دنیا رو بین همه ی کسب و کار ها دارن (ینی مثلا ابرخودروسازی های فورد و تویوتا و... با اون همه تولید باز به گرد پای این شرکت های نرم افزاری نمیرسن).

الفابت در واقع همون گوگل هست
الفابت در واقع همون گوگل هست


پس تا اینجای کار فهمیدیم که:

ما داریم فروخته میشیم.

خیلی هم گرون فروخته میشیم.


اما چطوری:

اقتصاد مبتنی بر توجه
اقتصاد مبتنی بر توجه

در واقع این "توجه" ماست که داره فروخته میشه. یعنی هر چی ما بیشتر توی اپلیکیشن های این کمپانی ها باشیم (یا به عبارتی توجه بیشتری بهشون بدیم) اونا خوشحال تر میشن چون میتونن از ما پول بیشتری در بیارن. و خوب تا اینجای داستان شاید همه چی عادی باشه.(تبلیغاته دیگه مگه چه اشکال داره؟)

ولی مشکل از جایی شروع میشه که این سرویس ها هر کاری میکنن که مارو توی اپلیکیشن یا وبسایت خودشون نگه دارن.

عکس ادم بد ها که هر کاری میکنن که مارو توی اپلیکیشن یا وبسایت خودشون نگه دارن.(مثلا)
عکس ادم بد ها که هر کاری میکنن که مارو توی اپلیکیشن یا وبسایت خودشون نگه دارن.(مثلا)

اون صدای دینگ نوتیفیکیشن یا دایره ی رنگی دور استوری ها توی اینستاگرام در واقع توسط روانشناس ها طراحی میشه که از نظر روانی شما نتونید جلوی خودتون رو بگیرید.

حتی اگر دقت کرده باشید شما وقتی توی اینستاگرام وارد بخش story یا reels بشید دیگه نمیتونید ساعت گوشیتون رو ببینید و اینجوری نمیفهمید زمان چطور میگذره.

حتی اینستاگرام اجازه نمیده شما توی پست هاتون لینک بذارید که خدایی نکرده یکی کلیک کنه مرورگر باز شه و از اپلیکیشن خارج شه (توی استوری هم فقط یه اشخاص خاص میتونن لینک بزارن و نه من و شما (شایدم شما از اشخاص خاص باشید🙂)) تازه لینک رو هم که کلیک میکنی توی خود اپ اینستا باز میکنه.

اصلا بذارید در مورد استوری یه چیز جالب بگم:

اون اوایل که استوری اومده بود واسه همه جای سوال بود که چرا؟ چرا باید یه چیزی منتشر کنیم که بعد ۲۴ ساعت حذف شه؟

شبکه های اجتماعی ابزاری نیستن که منتظر شن ما بریم سراغشون
شبکه های اجتماعی ابزاری نیستن که منتظر شن ما بریم سراغشون

تان هریس (کارمند سابق گوگل) (از دسته ی آدم خوبا):

شبکه های اجتماعی ابزاری نیستن که منتظر شن که ما بریم سراغشون

ذات استوری سو استفاده کردن از مفهوم (fear of missing out) یا ترس از از دست دادن هست. ینی شما همیشه با خودتون بگید که نکنه فلان دوستم یا اون کسی که بهش علاقه دارم یه استوری بزاره ولی من نبینم و همین باعث میشه شما تحریک شید که حداقل ۲۴ ساعت یک بار اینستاگرام خودتون رو چک کنید. و این میتونه اولین قدم برای این باشه که اینستاگرام برای شما یه عادت روزانه بشه و اگر هم دقت کرده باشید از اون موقع که استوری اومده خیلی روش مانور دادن و کلی امکانات بهش اضافه شده (مثلا نظر سنجی و تست و سوال و کلی چیز دیگه) ولی به پست هیچ امکانات جدیدی اضافه نشده (بیچاره☹️). ینی اگر من نمیتونم نظر سنجی پست کنم و فقط باید با استوری کردن و باعث ترس بقیه از از دست دادن بشم.(البته مطمئن نیستم کسی ترس از از دست دادن استوری های من داشته باشه😬)

دو تا صنعت هستن که به مشتری هاشون میگن user یکی مواد مخدر یکی نرم افزار
دو تا صنعت هستن که به مشتری هاشون میگن user یکی مواد مخدر یکی نرم افزار
دو تا صنعت هستن که به مشتری هاشون میگن user , مواد مخدر و نرم افزار

(این بده☹️)

و در نهایت. تمام این سیاست های کثیفی که بهشون اشاره کردم(که احتمالا خیلی بیشتر از این هاست و عقل ناقص من همش رو درک نمیکنه) باعث میشه که شما وقتی میرید تو اینستاگرام گیر میکنید و به خودتون میاید میبینید میخواستید یه پیام به دوستتون بدید ولی ۴۰ دقیقه گذشته و هنوز شاید حتی اون پیام رو ندادید.

یا حتی شاید یادتون برای که چی کار میخواستید بکنید.

یا حتی شاید یادتون هم نیاد که یه کاری میخواستید بکنید (این بده).

و این در حالی هست که:

فرق ادم های موفق و ناموفق توی عادت های هر چند کوچیک (atomic) هست. (اینو توی خیلی کتاب های موفقیت میگن).


البته اینم بگم که کلا شبکه ی اجتماعی چیز باحالیه و خیلی خوبه که ادم:

۱. با دوست هاش در تماس باشه و از حالشون با خبر باشه.

۲. دوست های جدید پیدا کنه.

۳. گفتگو کنه و نظر بقیه رو بشنوه.

ولی خودتون کلاهتون رو قاضی کنید. واقعا چقدر از وقتتون رو صرف این سه تا میکنید؟

همین الان یه استوری بذارید و نظر دوستاتون رو در مورد یه چیز مهم(ترجیحا اجتماعی) بپرسید ببینید چند نفر میبینن و چند نفر جواب میدن و چند نفر زامبی وار فقط رد میشن.(اخطار: ممکنه بعد این کار حالتون از زندگی بهم بخوره).


هوش مصنوعی کجای داستانه:

این یارو تو توییتر یه کاره ای بوده میگه:

تک تک رفتار هایی که انجام میدید با دقت مانیتور و ثبت میشه.
حتی اینکه روی کدوم عکس چقدر مکث کردید.

اما قدرتمند ترین ابزاری که دست این کمپانی هاست شناختشون از شخصیت ماست و از روی فعالیت هایی که دارید (لایک ها و کامنت ها و چت ها و حتی اینکه روی یه پست چند صدم ثانیه مکث کردید) به شخصیت شما پی میبرن.

این یارو داره پست منو میخونه تو ویرگول قشنگ معلومه از قیافه اش
این یارو داره پست منو میخونه تو ویرگول قشنگ معلومه از قیافه اش

فنی تر بخوام توضیح بدم تمام این اطلاعات رو میریزن توی یه ماشین هوش مصنوعی و اون ماشین یک model از شخصیت شما و علاقه مندی های شما میسازه و اونجوری شما میشید یه ادم قابل پیشبینی توسط اون سیستم. ینی اون ها میفهمن که شما با دیدن چه محتوایی چه عکس العملی نشون خواهید داد و اون چیزی که به نفع خودشون هست رو به شما نشون میدن (حتی ساعات روز و موود لحظه ای شما رو هم میتونن مانیتور کنن و با توجه به اون محتوا رو به شما پیشنهاد بدن)

حتی در مورد شکست خوردن بشریت از هوش مصنوعی تان هریس میگه:

اگه بخوایم واقع بینانه حرف بزنیم شما درون یک سخت افزار زندگی میکنید، یک مغز (ذهن) که میلیون ها سال سن داره و در نظر بگیرید که یک صفحه وجود داره(منظورش صفحه نمایش گوشیتونه) و طرف دیگه ی این صفحه نمایش , هزاران مهندس و ابر کامپیوتر ها وجود دارن که اهدافشون با اهداف شما فرق داره و خب...چه کسی این بازی رو می بره ؟ چه کسی برنده خواهد شد؟

وقتی شما به هوش مصنوعی فکر میکنی... یک هوش مصنوعی ای که دنیا رو خراب و ویرون میکنه
ترمیناتور میاد تو ذهنت یا مثلا آرنولد روتجسم میکنی
یهو پهباد هارو میبینی و و فکر میکنی اوه ما با هوش مصنوعی مردم رو خواهیم کشت
و چیزی که مردم ازش غافلن اینه که هوش مصنوعی همین الان هم داره جهان امروز رو پیش میبره

نکته سوسکی: هوش مصنوعی اصلا چیز بدی نیست و خودم به عنوان برنامه نویس اطرافم ادم هایی رو دیدم که ازش استفاده های خیلی خوبی میکنن که به نفع بشریت هست. انتقاد اصلی به سیاست گذاری های این شرکت های نرم افزاری هست که این موجود خیلی قوی رو علیه ما استفاده میکنن و نه در مسیر بهتر شدن زندگی ادم ها.


حالا بیاید یکم قضیه رو سیاسی کنیم🤫:

احتمالا در مورد نظام سرمایه داری میدونید(اگر هم نمیدونید سرچ کنید). در واقع میخوام بگم مشتری اصلی این بیگ-تک ها سرمایه دار ها هستن که خیلی دوست دارن ما خرید کنیم حتی چیز هایی که نیاز نداریم رو بخریم و میتونن جدای از تبلیغات و این داستانا , مارو به مصرف گرایی و تجمل تشویق کنن . تجملی که برای رسیدن بهش باید پول خرج کرد و پولی که فقط با کار کردن برای سرمایه دار ها به دست میاد.ینی ما عین چی کار میکنیم که پولمون رو دوباره به صاحبانمون برگردونیم. و این چیزیه که اونا خیلی دوست دارن و همیشه میگن برای داشتن زندگی خوب باید تلاش کرد. ولی تلاش ما زندگی اون هارو بهتر میکنه و حاصلش برای ما یه زندگی معمولی خیلی پر تلاشه.

تغییر تدریجی و خفیف و نا محسوس در رفتار و ادراک شما محصول است.
تغییر تدریجی و خفیف و نا محسوس در رفتار و ادراک شما محصول است.
تغییر تدریجی و خفیف و نا محسوس در رفتار و ادراک شما محصول است.

(این ترسناکه😬)

در کنار این سیاستمدار ها و دولت ها هم مشتری های این غول های تکنولوژی هستن و با توجه به اون "شناخت" که بالاتر توضیح دادم با توجه به علاقه های شما و موود اون لحظه ی شما چیزی بهتون نشون میدن که ممکنه شما رو جهت دهی سیاسی کنه. (مثلا شما در حالت عادی میخواید به اقای x رای بدید ولی تحت تاثیر اون محتوای شخصی سازی شده شما به اقای y رای میدید)(این اتفاق در انتخابات امریکا افتاد و میتونید در موردش سرچ کنید).


ولی اینجا یک مشکل خییییلی بزرگ به وجود میاد:

اختیار شما به عنوان یک انسان زیر سوال میره

همیشه به ما گفتن انسان اختیار داره ولی اینجا میبینیم که مثل اینکه میتونن ازمون بگیرنش.


بعضی ها هستن که وقتی حرف از این میشه که این شرکت ها اطلاعات مارو میخونن میگن:

باو ما که چیزی نداریم کسی بخواد بخونه

که در جواب باید گفت شما نمیدونید چی دارید ولی اونا میدونن چی دارید(اختیار).


خوب خوب خوب. حالا ممکنه بگید که ما از اینا استفاده میکنیم ولی حواسمون هست که تحت تاثیر قرار نگیریم که من در جواب یک نقل قول از تان هریس میارم:

چطوری میخوای از ماتریکس بیدار شی وقتی نمیدونی تو ماتریکسی
چطوری میخوای از ماتریکس بیدار شی وقتی نمیدونی تو ماتریکسی

تان هریس:

چطوری میخوای از ماتریکس بیدار شی وقتی نمیدونی تو ماتریکسی

یکی از سرمایه گذار های سابق فیس بوک مثال بهتری میاره:

شعبده باز هایی هستن که ۵۰ تا کارت میگیرن جلوی شما و میگن: "یکیشو انتخاب کن هر کدومو که دوست داشتی" و در نهایت شما دقیقا همون کارتی که اونا میخوان رو انتخاب میکنی.
فیس بوک هم همینجور کار میکنه میشینه اونجا و میگه : تو دوستات رو انتخاب میکنی، لینک هایی که میخوای رو دنبال میکنی اما همش مزخرفه! دقیقا شکل همون شعبده بازه.

دقت کنید که این جمله رو من نگفتما. سرمایه گذار سابق فیسبوک گفته که مشخصا شعبده بازی بلد نیست ولی خوب منظور رو رسوند?


کابوس هاسکلی:

الدوس هاسکلی
الدوس هاسکلی

هاسکلی یه نویسنده ی معروفه (بیش از پنجاه تا کتاب داره) و بین اندیشمند های دیگه که همه نگران این بودن که دولت ها و حکومت ها و سرمایه دار ها جلوی انتشار کتاب ها و حقیقت رو بگیرن گفت:

کابوس من اینه که حقیقت در دریایی از اطلاعات نامرتبط گم بشه

واو , حالا بیاید ببینیم ایا کابوس این دوستمون به حقیقت پیوسته یا نه:

اخبار جعلی
اخبار جعلی

طبق تحقیقات اخبار جعلی ۶ برابر سریع تر از اخبار واقعی توی سطح اینترنت پخش میشن. (یا حضرت نوح)


یه نکته ای هم که هست اینه که توی خیلی از شبکه های اجتماعی نمیشه مطالب مفصل انتشار داد مثلا:

  1. اینستاگرام محدودیت برای طول ویدیو و کپشن داره.
  2. توییتر محدودیت برای طول متن ها داره.
  3. و...

و اصولا نمیشه مثلا یه همچین پستی رو توی اون شبکه های اجتماعی گذاشت و روی موضوعات اینقدر عمیق شد. (مرسی از ویرگول).

نکته سوسکی: همین الان هم من برای اینکه خیلیا به اون پلتفرم ها عادت دارن کلی عکس گذاشتم بین متن ها که متن ها به بخش های کوچیک تر تقسیم شن (متنا بزرگ ان , اتاق کوچیک نشون میده😁 ).


حالا ممکنه اصلا شما بگید:

به تو چه؟ (یعنی به من چه) (یعنی به علی قهرمانی ربطی نداره)

که باید بگم معلومه که به من ربط داره چون رفتار شما , رای شما , فکر و سبک زندگیتون روی زندگی من هم تاثیر داره. این سرمایه دار ها برای فروختن محصولاتشون هر کاری میکنن حتی اگه مارو به سمت افسردگی و مرگ ببرن:

امار خودکشی دختر های نوجوان و جوان (خط سفید عمودی: زمانی که شبکه های اجتماعی به موبایل ها اومدن)
امار خودکشی دختر های نوجوان و جوان (خط سفید عمودی: زمانی که شبکه های اجتماعی به موبایل ها اومدن)


و نکته ی اخر که دیگه قول میدم بعدش بریم سراغ راه حل ها:

FOMO
FOMO

در مورد fear of missing out یا ترس از از دست دادن صحبت کردیم (توی بخش استوری ها) ولی خوب چون کامل نشد توضیح بدم در ادامه اینو در نظر بگیرید که شامل این هم میشه که شما بترسید از اینکه یه جوک جدید بیاد و شما از اون جا بمونید مثلا: (گربه ها را میکردن تو گونی و هار هار میخندیدن و یا خورشید پشتش به ماست و یا اروم نمیگیگیریم و...) که من بعد از اشنا شدن با ادم هایی که اصلا توی این شبکه های اجتماعی اکانت ندارن و اصلا نگران از دست دادن چیزی نیستن و بدون مسخره کردن بقیه هم میتونن بخندن و زندگی شادی داشته باشن کم کم دیگه برای منم مهم نیست که چیزی رو از دست بدم.

راه حل:

۱. نوتیفیکیشن برنامه های این شکلی رو خاموش کنید (اصلا همه رو خاموش کنید):

اینجوری این شمایید که هر موقع کار نداشتید (با اختیار خودتون) به سراغ اون اپ میرید و اونا حواس شمارو وسط کارتون پرت نمیکنن. اینم بگم که حواس پرتی خیلی بازدهی شما توی کاری که میکنید رو پایین میاره و حتی با خوندن یدونه پیام ده ثانیه ای باید کلی وقتی بذارید که بتونید باز روی کارتون تمرکز کنید و این وقفه ها اگر زیاد بشن به سطح کلی تمرکز شما هم توی طولانی مدت ضربه میزنن که کلا بازده شما در زندگی رو میاره پایین.

توی اندروید: وقتی نوتیفیکیشن از اون اپلیکیشن(مثلا اینستاگرام) اومد , دستتون رو روش نگه دارید و ایکون نوتیفیکیشنی که روش خط خورده رو بزنید. اینجوری دیگه از اون اپ نوتیفیکیشن نمیاد.


۲. پیدا کردن جایگزین برای پر کردن زمان:

قاعدتا بعد از اینکه تصمیم گرفتید که استفاده ی خودتون از این نرم افزار ها رو بهینه کنید یا قطع کنید. در روز کلی وقت اضافه میارید (شاید هم نیارید). نکته اینجاست که با این زمان اضافه میخواید چی کار کنید. اگه نتونید به این سوال جواب بدید زود برمیگردید خونه اول.

مثلا بیاید ویرگول?(خداییش باید به من پول بدن انقدر اسمشون رو اوردم)

دنبال محتوا هایی برید که هاسکلی میترسید تو حجم زیاد اطلاعات گم بشن.

عادت های کوچیک که به شما توی پیشرفت کاری که دوست دارید کمک میکنه برای خودتون ایجاد کنید.

(قول میدم اینجوری بیشتر بهتون خوش میگذره)


۳. استفاده از برنامه هایی که برای ما ارزش قائل هستن:

توی گوگل داکس یک لیستی از این برنامه ها منتشر کردم. میتونید برید در موردشون بخونید و اگر شما هم نرم افزاری رو میشناسید معرفی کنید.(هم میتونید همینجا بنویسید هم ایمیل بدید هم همینجا کامنت بذارید)

مثلا به جای سرچ گوگل میتونید از duckduckgo.com استفاده کنید. که اطلاعاتی از شما جمع نمیکنه و فارق از اینکه شما کی هستید و کجا هستید براتون جستجو میکنه.

یا مثلا از تلگرام یا سیگنال به جای واتساپ و دایرکت اینستاگرام استفاده کنید که پیام هاتون به صورت رمزنگاری شده به مقصد برسه و توی ماشین هوش مصنوعی ریخته نشه.

همینطور از فضای ابری مثل mega و سرویس ایمیلی مثل proton و استفاده کنید که سرمایه دار ها تو فایل ها و ایمیل هاتون سرک نکشن.

از سیستم عامل های اوپن سورس مثل لینوکس و اندروید استفاده کنید.


۴. روش ها رو بشناسید و اگاهانه انتخاب کنید:

مثلا توی یوتوب ویدیو هایی که بهتون پیشنهاد میده رو نبینید?. خودتون از یه راه دیگه به ویدیو هایی که میخواید برسید. یا مثلا از explore اینستاگرام استفاده نکنید. همیشه بپرسید این چیزی که من دارم میبینم یا میخونم انتخاب خودم بوده؟ یا چی؟ البته این راه حل از همه سخت تره(اون نقل قول تان هریس در مورد ماتریکس که یادتونه).

و در نهایت راه دیگه ای برای جنگیدن میشناسید بگید که اضافه کنم به لیست.


دوتا نکته:

یک: اینجا انتقاد فقط از اینستاگرام نیست و کلی نرم افزار دیگه هم هستن که همینطوری کار میکنن و به اهدافشون میرسن. عنوان مقاله اینطوری انتخاب شده ولی داستان کلی تر از ایناس.

دو: کامپیوتر و اینترنت و شبکه های اجتماعی و هوش مصنوعی باحال ترین چیزایی هستن که بشر ساخته و من نمیگم بد هستن و کلا باید بریزیم دور همه رو. من میگم سیاست هاشون رو بشناسیم و از سرویس هایی استفاده کنیم و که برای ما احترام قائل هستن و درامد هاشون از راه های معقول تریه. وووو اگر خودتون صاحاب کسب و کار هستید از این کارا نکنید?.

منابع:

۱. پادکست: دموکراسی در کار سه تا قسمت در مورد "سرمایه داری نظارتی" داره.(مثال های باحالی داره و در مورد جبر و اختیار هم صحبت میکنه)

۲. فیلم سوشیال دایلاما: که خیلی توصیه میشه و با ادم هایی که توی این کمپانی ها بودن ولی به خاطر همین داستانا اومدن بیرون و چند تا روانشناس و فعال های این حوضه مصاحبه میکنن.(جملات طلایی داره که خیلی از چیزایی که گفتم رو شامل میشه)

۳. سخنرانی های تان هریس توی ted (اولی و دومی)

۴. بحث کردن با بقیه

یه ۲۰-۳۰ درصد هم تحلیل خودم بود?


حرف آخر:

۱. اگر با حرف های من و یا بخشی از اون مخالف هستید حتمممممااااااااااا بگید.

۲. اگه دوست داشتید بگید که یه پست دیگه بزارم و در مورد نرم افزار های جایگزین حرف بزنیم.

۳. حتما اگر موافق هستید این موضوع رو با بقیه در میون بذارید (مثلا این پست رو بفرستید یا منابع رو یا برداشت خودتون رو یا...)

پایدار باشید.?