از خواب بیدار میشوی. با انبوهی از پیامهای خوانده نشده ۱ تا ۷ صبح مواجه میشوی. پیامهای ساعات آغازین خواب و بیداری را میتوان درک کرد، ولی آخر ساعت ۴ صبح مؤمن؟!
دوست داری مثل خارجیها با ورزش و دوش و صبحانه مقوی روزت را آغاز کنی، ولی تو را چه به این سوسولبازیها، وقتی ۲،۳ ساعت مفیدت را قراره است بهخاطر بیبرقی از دست بدهی یعنی همین الان هم بسیار دیر شده است!
با بیحوصلگی در حالیکه هنوز کامل لود نشدهای قهوهای برای خودت میریزی و با چند عدد بیسکوییت ساقه طلایی (مثلا میخواهی بگویی خیلی سالمخوار هستی) میروی پشت میز.
قبل از روشن کردن سیستم، بسماللهی میگویی تا شاید جنهای مختلکننده اینترنت امروز با تو کاری نداشته باشند! این جنها را خودت کشفشان کردهای، از آنجایی که همه عزیزان دستاندرکار اینترنت پرسرعت ایران از اختلالات و عواملش اظهار بیاطلاعی میکنند به این نتیجه رسیدهای که احتمالا اجنهای بیکار در گوشه اتاقَت نشستهاند که هر از گاهی از فرط بیکاری، اینترنت را انگولکی میکنند.
بسمالله الرحمن الرحیم، سیستم روشن است و آماده. اما اینترنت خسته آماده گزارشگیری تو از آنالیتیکس نیست، با تعویض دیاناسها جانی تازه به نت میبخشی تا بتواند گوگل آنالیتیکس را باز کند.
گزارش روز گذشته کمپینِ فروش را بررسی و تحلیل میکنی. میخواهی گزارشها را برای سربازان دیگر خط مقدم کمپین بفرستی، میدانی هرکدام از آنها به علت تعصب بر روی پیامرسانی که مالِ باباشان است، فقط از آن پیامرسان استفاده میکنند. اول باید دیاناسها را به حالت اولیه برمیگردانی، سپس تلگرام، واتساپ، ایتا، بله، سروش، روبیکا، آیگپ و… را باز میکنی و همزمان خدا را شکر میکنی که تعداد پیامرسانها محدود است!
هر کدام از آنها با قر و غمزه خاص خود باز میشود، در تلگرام پروکسیها بهمانند هِندِل ماشینهای قدیمی جان میکنند تا تلگرام را باز کنند، واتساپ را اگر چشمَش نزنیم مدتی است بیدردسر باز میشود، پیامرسانهای ایرانی در نسخههای غیر اندرویدی شاهکارند! پس مجبوری آنها را روی گوشی اندرویدیای که بهخاطر اپلیکیشنهای عزیز ایرانی بهعنوان گوشی دوم خریدهای، باز کنی.
بالاخره گزارشها را برای آنها میفرستی، میدانی نصف آنها همانهایی بودند که حول و حوش ساعت ۴ صبح پیام دادهاند، پس حداقل تا ظهر از آنها توقع جواب نداری!
تا دریافت پاسخها، فرصتی برای بهبود محتواهای کمپین داری، میخواهی از چتجیپیتی هم در این بین کمک بگیری، اما باز نمیشود! یادت میآید نیاز به فیلترشکن دارد پس آن را روشن میکنی تا با این عزیز مشورتی کنی.
نیاز به شارژ یکی از کانالهای درگیر کمپین است، وارد صفحه پرداخت میشوی اما باز نمیشود! یادت میآید ویپیان روشن است، آن را خاموش میکنی و دوباره برمیگردی.
مجبوری به صفحات قبلتر برگردی تا دوباره صفحه پرداخت باز شود، باز میشود و تو اطلاعات کارت را وارد میکنی و منتظر رمز دوم میشوی، اما رمزی نمیآید! بعد از ۲ دقیقه صبر دکمه ارسال مجدد رمز را میزنی ولی انگار نه انگار! آنتن گوشی را چندین مرتبه قطع و وصل میکنی! باز هم پیامکی نمیآید! از کارت دیگر هم نمیشود پرداخت کرد چون پرداختی با غیر از این کارت، تو را درگیر سندسازی و کاغذبازی با کارمند غالباً عصبانی واحد مالی برای برگرداندن هزینه به تو میکند!
جایت را عوض میکنی، چرخی در سایر اتاقها میزنی و دوباره چندین بار آنتن را قطع و وصل میکنی تا بلکه خبری از آن بانک مفلوک بیاید.
برای مدتی بیخیال میشوی، با چند بار وصل و قطع کردن ویپیان جوابهای آمده در پیامرسانها را بررسی میکنی.
در این بین صدای ممتد نوتیفیکشن پیامکها تو را از جا میپراند، رمزها پشت سر هم میآیند، دلت میخواهد بهشان بگویی آمدی جانم به قربانت، ولی حالا چرا؟
تا پیامکها داغ است سریعا خود را به پشت سیستم میچسبانی و دوباره مراحل پرداخت را طی میکنی تا به صفحه پرداخت برسی، دکمه ارسال رمز را میزنی و میبینی بله خودش است، خوش آن نوایی که صدای پیام تو باشد!
رمز را با دقت وارد میکنی و دکمه پرداخت را میزنی، با خوشحالی در حال تماشای لود شدن صفحه پرداخت هستی که برق میرود! بله ساعت ۱۱ شده و نوبت رفتن برق است!
میدانی که تقصیر خودت است که حواست به ساعت نیست، چون قطع برق دقیقا رأس ساعت انجام میشود، واقعا دمشان گرم!
نمیدانی پرداخت انجام شده است یا نه! آنتن گوشیات هم با قطعی برق رفته است و فعلا پیامکی دریافت نمیکنی!
با لپتاپ قدیمیات که پای باتریاش لب گور است ادامه میدهی، میدانی او هم نهایت تا نیم ساعت همراه و همدم تو باشد. حقوقت کفاف خرید یک لپتاپ ساده را نمیدهد، البته میدهد ولی انقدر خرجهای اجق وجق سر راهت میآید که چیزی برای بازنشستگی لپتاپ بینوا نمیماند.
در لینکدین چرخی میزنی، پستی گذاشتهاند با این جمله: «از جوانهای نسل امروز ایران، نیروی کار درنمیآید»…