ویرگول
ورودثبت نام
علی عطروش
علی عطروشمی‌نویسم تا دیگران به من عشق بورزند. دیجیتال‌مارکترِ عاشق سفر، نوشتن، کتاب و پیتزا!
علی عطروش
علی عطروش
خواندن ۳ دقیقه·۴ ماه پیش

۲ فیلم و ۲ سریال، آینده بشر دست کیست

نقش ما در این دنیا چیست؟ آیا فقط افراد صاحب منصب و قدرت می‌توانند در دنیا و زندگی بشر تاثیرگذار باشند؟

می‌دانیم که هر انسان از زمانی که روز خود را شروع می‌کند تا شب که به پایان می‌رساند در معرض هزاران انتخاب قرار دارد. انتخاب‌هایی که شاید روزمره و بسیار معمولی به‌نظر برسند اما گاهی تصمیم به‌ظاهر ساده‌ی یک نفر عواقبی را در پی دارد که در زندگی انسان‌های دیگر نیز تاثیر زیادی می‌گذارد.

در این راستا در سینمای جهان آثار ارزشمندی ساخته شده است که اثرات تصمیم افراد هرچند عادی، را به‌تصویر می‌کشد. هیچ‌ چیز مانند سینما نمی‌تواند عمق این مسئله را به ما نشان دهد.

فیلم پلتفرم (The Platform 2019): افرادی را می‌بینیم که در طبقات مختلف یک زندان عمودی زندگی می‌کنند ولی بعد از یک ماه طبقه هر زندانی عوض می‌شود. بزرگ‌ترین معضل این زندان عدم توزیع عادلانه غذا در طبقات و گرسنه‌ماندن افراد طبقه پایین‌تر است. در ابتدای توزیع، غذاهای مختلف خوشمزه به‌صورت زیبا و تمیز بر روی یک صفحه بزرگ، به‌اندازه کل زندانیان در بالاترین طبقه تدارک دیده می‌شود و به‌صورت آسانسوری به پایین فرستاده می‌شود. این آسانسور برای چند دقیقه‌ای در هر طبقه می‌ایستد تا دو زندانی آن طبقه بتوانند غذا بخورند. هر زندانی آزاد است که هرچقدر غذا می‌خواهد بخورد. این موضوع بسیار خوب است تا زمانی که می‌بینیم پرخوری و عیش‌ونوش زندانی‌های طبقات بالایی باعث نرسیدن غذا به طبقات پایین‌تر می‌شود که تبعات وحشتناکی را برای افراد پایین‌تر به‌همراه دارد. این معضل به‌ظاهر بزرگ، یک راهکار ساده دارد: هر فرد تنها به میزان نیازش از خوراکی‌ها استفاده کند! اما با وجودی که همه آن‌ها طعم زندگی در طبقات بالا و پایین را می‌چشند و کاملا زندگی در سطوح پایین را درک می‌کنند، حاضر به رعایت این نکته نیستند و خوراکی‌های متنوع و رنگارنگ همان ابتدا آن‌ها را وسوسه می‌کند. انتخاب منافع فردی یا منافع جمعی دوراهی‌ای است که همه باید یکی را انتخاب کنند.

فیلم مسافران ( Passengers 2016): فیلمی عاشقانه و به‌ظاهر تخیلی ولی در باطن سرشار از مفاهیم اجتماعی. داستان مرد جوانی است که همراه با انسان‌های دیگر در مهاجرت به یک سیاره دورافتاده زودتر از موعد از خواب مصنوعی بیدار می‌شود و متوجه می‌شود که فاصله باقی‌مانده تا سیاره خیلی بیشتر از میزان عمر استاندارد اوست، پس باید در تنهایی مطلق زندگی کند تا در همین سفینه بمیرد. شخصیت اصلی بین دوراهی تنها زندگی‌کردن و بیدارکردن یک پارتنر به‌قیمت تباه‌کردن عمر او، گیر می‌کند. شخصیت اصلی انتخاب خیلی سختی در پیش دارد.

سریال مردگان متحرک (The Walking Dead): در نگاه اول با یک سریال تخیلی و ترسناک طرف هستیم ولی سریال هرچه جلوتر می‌رود مفاهیم عمیق اجتماعی و فلسفی آن بیشتر نمایان می‌شود. داستان از جایی شروع می‌شود که همه چیز به‌خاطر حمله زامبی‌ها و گسترش ویروس از بین رفته است. انسان‌های بازمانده باید هم‌زمان برای بقا و ایجاد جوامع و تمدن‌های جدید تلاش کنند. اتفاقی که ما را به یاد انسان‌های نخستین و عکس‌العملشان در مقابل خطرات می‌اندازد، در عین این‌که به‌دنبال پیشرفت و زندگی بهتر هستند. با این تفاوت که با انسان امروزی که طعم تمدن و تکنولوژی را چشیده طرف هستیم. انسان امروزی اگر به شرایط انسان‌های نخستین بازگردد چه می‌کند؟ فرهنگ و تمدن و انسانیت برنده می‌شود یا خوی حیوانی و غریزی و مبارزه برای بقا؟ یا انسان امروزی که خسته از حکومت‌ها و کشورهای دیکتاتور و منفعت‌طلب است و مدام با دیکتاتوری در حال مبارزه است، اگر قدرت‌ها از بین بروند و همه برابر شوند چه اتفاقی در انتظار بشریت است؟


سریال آینه سیاه (Black Mirror): سریالی که انگار از آینده می‌آید، اما آینده ۱۰ـ۱۵ سال پیش، که زمان حال است! سریالی متفاوت که هر قسمت آن مجزا از قسمت‌های دیگر است و داستان‌های متفاوتی را روایت می‌کند، حتی بازیگران هر قسمت متفاوت هستند. این سریال را نیز می‌توانیم در دسته موردبحث‌مان قرار دهیم، با این تفاوت که نشان می‌دهد تکنولوژی و هوش مصنوعی نیز به کمک انسان‌ها آمده است تا کارهای بیشتری بتوانند انجام دهند و تصمیمات مهم‌تری را اجرایی کنند. در نتیجه انسان امروزی انتخاب‌های بیشتر و اثرگذارتری نسبت به انسان دهه‌های پیشین می‌تواند داشته باشد. البته ناگفته نماند که این سریال بیشتر جنبه‌های منفی روند سریع پیشرفت هوش مصنوعی و تصمیمات ناشی از آن را نشان می‌دهد.

۷
۱
علی عطروش
علی عطروش
می‌نویسم تا دیگران به من عشق بورزند. دیجیتال‌مارکترِ عاشق سفر، نوشتن، کتاب و پیتزا!
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید