چرا دانشگاه نرفتم

مقدمتاً

🔹جمع بندی قسمت قبلی کار من نیست ✅. من دانشگاه رفتن رو تجربه نکردم. بعد از تحقیق، کتاب خوندن، فکر کردن و شنیدن نظرات موافق و مخالف در گروه برنامه نویسی تلگرامیمون، خانواده و تقریبا هر کسی که سر این بحث رو باهام باز می کرد، بر آن شدم :)) تا بجای رفتن به دانشگاه سعی کنم بصورت آزاد مواردی که در دانشگاه میشه بهشون رسید رو بدست بیارم و مقدار قابل توجهی در عمر صرفه جویی کنم -باشد که رستگار شوم ؛)

حقیقتا من این پست را مدت هاست که میخواهم بنویسم اما مشکلی که وجود داشت این بود که حس میکردم شاید راه را اشتباه رفته باشم، و همچنان یک حسی درونم میگه حق با من بود! -الان حس آهنگ یه دل میگــــه برم، برم. یه دلم میگه نرم، نرم. رو دارم :|

پس کل مقالاتی که با دانشگاه و سربازی در ویرگول تگ شده بودن رو خوندم. (اینم چندتا خوبشون + + + +)

با صداقت مینویسم

پس داستان من رو تا اینجای خدمتم، نه بعنوان مسیر درست بلکه بعنوان یک تجربه بخونید. اگر دقت کرده باشید دارم تمام سعیم رو میکنم صادقانه بنویسم، اگر مقاله قبلیم رو خونده باشید، میفهمید که دیگه دید متعصبانه قبل رو ندارم. این مهم رو از سربازی، و دیشب که ساعت 2 داشتم مقالات آرش نقدی رو میخوندم و کتاب یادداشت های زیر زمین داستایوفسکی (که اتفاقا این کتاب رو هم توی سربازی خوندم-کسی که خونده باشدش میفهمه چی میگم!) میدونم.

بزارید همین اول یه اعتراف کنم

یکی از مهم ترین دلایل ... نه قرار شد صادقانه بنویسم. مهم ترین دلیل من برای دانشگاه نرفتن سختی دانشگاه رفتن بود، درس خواندن بود، استرس کنکور را داشتن بود، حفظ فرمول های فیزیک و شیمی و حتی ریاضی برای من زجر آوره. من نمیخواستم بر جدول مندلیف مسلط باشم، و علاوه بر جای هر عنصر، نقطه ذوب و جوش و هزار چرت و پرت دیگر را هم راجع به آن حفظ کنم. مغز من کشش حفظ 5-6 تا فرمول فیزیک برای هر فصل از کتاب را همّ نداشت، البته که تعداد فرمول ها بیشتر از این تعداد هم بودند. فرمول های هندسه، کلفتی کتاب ادبیات و حفظ همه اینها و مهمتر از همه فراموش نکردنشون... من نمییتوونستم کنکور بدم

یکم اندر معایب دانشگاه

- پس حساب کتاب هایی که درمورد عمر تلف شده در دانشگاه میکردم بهانه بود؟

- چی بگم...

یکی دیگه از مشکلات من با دانشگاه -علاوه بر ملاقات دوباره دروسی که در بالا توصیفشون گذشت- اینه که مطالبی که در دانشگاه تدریس میشن توی رشته برنامه نویسی قدیمی هستن، وقتی در کمتر از یک سال چندبار فریمورک های js از هم سبقت میگیرن، وقتی لاراول پا به عرصه گذاشته و نمیدونم اصلا توی دانشگاه قراره اسمی از لاراول بشنویم یا نه! به این جمله یکی از دوستانم میرسم که: دانشگاه نه، مگر اینکه شریف باشه

چند تا کامنت آخر پست قبلیم هم بی جواب موند، اما قطعا کمک میکنن به هر کسی که بخواد تصمیم بگیره دانشگاه بره یا نه بخصوص در رشته های برنامه نویسی.

الان آخرین کامنت از آقا benyamin amraji هست که اینجوری شروع شده: سلام، میدونم الان دیره و تو احتمالا سربازی هستی !

بله من الان سربازم

آخرین باری که اینجا (ویرگول) نوشتم، تقریبا تصمیم رو گرفته بودم که بودم که برم سربازی، و داشتم سعی میکردم بقیه رو هم دعوت کنم که به این موضوع فکر کنن، که میشه دانشگاه هم نرفت ... شاید هنوز باورم نشده بود که قراره چند ماه دیگه سرباز باشم! همه چیز سریع انجام شد. و الان به خودم اومدم دیدم چهار ماه خدمتم! (البته الان که این مطلب رو ویرایش و منتشر کردم هفت ماه خدمتم -چقدر زود میگذره...)

دانشگاه برویم یا نه؟

در آخر برای جمع بندی "دانشگاه برویم یا نه"، بگم که طبق شرایط خودتون باید تصمیم بگیرید. دو دلیل اصلیم رو برای اینکه دانشگاه نرفتم رو گفتم، یا بهتره بگم اعتراف کردم. یه ترفند کوچیکی که خیلی به من کمک میکنه همیشه در مقایسه اینجور موارد، بهش میگن جدول t به اینصورت که مثل خوب ها و بد ها که توی مدرسه مینوشتیم، یه t بزرگ میکشیم و یه ور مینویسیم مزایا و یه ور هم معایب. بشینید هرچقدر مزایا و معایب دانشگاه رفتن - دانشگاه نرفتن - سربازی رفتن یا هر موضوعی که میخواید درموردش تصمیم بگیرید رو بنویسید. بعد وزن کنید ببینید کدوم طرف سنگین تر شد. (تعداد نه ها! وزززن)


در آینده خواهید دید (پست بعدی)

توی دو سال سربازی خیلی درس ها هست که باید یاد بگیری. توی سربازی دیگه پولدار بودن باعث نمیشه عیب هات پوشیده بمونن. دیگه کسی بخاطر پدرت بهت احترام نمیزاره...
https://virgool.io/introverts/%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%85-ylvpwfmp0xth