" وَرای خانواده‌ی سنتی " : پیتر سینگر و آگاتا سِیگِن

شمار خانواده های سنتی رو به کاهش و شمار خانواده های جدید رو به افزایش است ؛ آیا این چیز بدی است ؟
شمار خانواده های سنتی رو به کاهش و شمار خانواده های جدید رو به افزایش است ؛ آیا این چیز بدی است ؟

امروزه در بسیاری از کشور ها ، در همان حال که ازدواج های همجنس گرایانه ، به فرزندخواندگی گرفتن و فرزندپرویِ تک والد در حال رشد است ، شمار خانواده های سنتیِ شامل یک زوج دگرجنس‌گرایِ دارایِ فرزند در حال کاهش است . آیا این روند ، همان مقدار که در سند تحت امضای پاپ فرانسیس و امام جماعت الاظهر در ماه گذشته ادعا شده ، خطرناک است ؟

ملبورن - ورشو : ماه گذشته پاپ فرانسیس به ابوظبی سفر کرد . جایی که او اَحمَد اَلطَیِب امام جماعت الاظهر ( دانشگاه الاظهر برجسته ترین نهاد سنی برای آموزش حقوق اسلامی است . ) را ملاقات کرد . این دو رهبر مذهبی" سند برادری انسانی برای صلح جهانی و زندگی در کنار یکدیگر " را به امضا رساندند و در آن هواداران خود و همچنین رهبران جهان را به اشاعه مدارا و صلح برای پایان " زوال اخلاقی و فرهنگی‌ ای که جهان در حال حاضر تجربه می کند " فراخواندند .

یکی از جنبه های این زوال اخلاقی و فرهنگی ، مربوط به خانواده است : " حمله کردن به نهاد خانواده ، حقیرانه در نظر گرفتن آن یا شک کردن در جایگاه مهم آن " آن طور که پاپ و امام جماعت اظهار می کنند ، " یکی از تهدید آمیز ترین شرور دوره‌ی ما هستند " . سند ادعا می کند که خانواده " هسته‌ی بنیادین جامعه و انسانیت " است و " برای به دنیا آوردن فرزندان ، بزرگ کردن آن ها ، تعلیم دادنشان و ارائه کردن ساز و کار جامع اخلاقی و امنیت داخلی به آن ها ضروری است " .

نگرانی آن ها قابل درک است : امروزه در بسیاری از کشور ها ، شمار خانواده های سنتیِ شامل یک زوج دگرجنس‌گرایِ دارایِ فرزند در حال کاهش است . ولی آیا این واقعاً چیز بدی است ؟

ایالات متحده تخمین می زند که جمعیت جهان در پایان قرن با سریع ترین نرخ رشد در فقیرترین کشور ها ، از مرز 11 میلیارد نفر خواهد گذشت . در این شرایط اگر عده‌ای تصمیم بگیرند که فرزندی به دنیا نیاورند ، نباید طرد شوند .

در بعضی از مناطق ، به دلایل مختلف ، نسبت جمعیتی که به شکل قانونی ازدواج کرده اند رو به کاهش است . در همان حال که تابوی " زندگی در گناه " محو می شود ، بسیاری زوج ها دلایل کم شماری برای ازدواج [ قانونی ] می بینند چه فرزندی به دنیا بیاورند چه نه ؛ در بعضی کشور ها ، چالش های قانونی و هزینه های مرتبط به طلاق ، بازدارنده‌ی ازدواج هستند .

شاید هم چنین زوج هایی بتوانند خانواده هایی همان قدر قوی بنا نهند که زوج هایی که تشریفات قانونی ازدواج را طی کرده اند بنا نهاده اند . به همان سان که خانواده های " آمیخته [ blended ] " و " چهل تکه [ patchwork ] " که فرزندان را از روابط قبلی می آورند می توانند هر چیزی که خانواده سنتی به ارمغان می آورد را فراهم کنند . در بسیاری کشور ها ، زوج های هم‌جنس ، حال می توانند ازدواج کنند و تشکیل خانواده دهند هرچند که فرانسیس و الطیب با چنین خانواده ایی مخالفت می ورزند و آن ها را [ خانواده ای ] که بتواند " ساز و کار جامع اخلاقی " فراهم کند در نظر نمی‌گیرند . روند میان زنان مجرد برای فرزند داشتن ، غالباً به کمک لقاح مصنوعی و باروری آزمایشگاهی هم بی شک خاطر هواداران خانواده سنتی را مشوّش می‌کند .

با این حال شاید چشم‌گیر ترین تغییر ، شمار رو به رشد افرادی است که انتخاب می کنند تا مجرد بمانند . در ایالات متحده ، 45 درصد افراد بالغ یا طلاق گرفته اند ، یا بیوه اند یا هرگز ازدواج نکرده اند . در بعضی جاها مثل شهر نیویورک ، اکثریت مردم مجرد هستند .

در مقابل کلیشه ای که می گوید افراد مجرد تنها و ناخشنود هستند ، تحقیقات نشان می‌دهد که اتفاقاً افراد مجرد بیش از افراد متاهل درگیر شبکه‌ای وسیع از دوستان و آشنایان اند . آن ها بیش از بقیه برای جامعه و دیگران فعالیت می کنند و بیشتر از افراد متاهل احتمال دارد که به کمک والدین ، برادران و خواهران و همسایگان خود بشتابند .

این یکی نباید خیلی تعجب برانگیز باشد . زوج ها در وهله اوّل همسر خود را در نظر می‌گیرند ؛ حداقل تا وقتی که فرزندی از راه برسد که معمولاً او در اولویت قرار می گیرد . می توان استدلال کرد که میل به مراقبت کردن از گستره‌ای بزرگ تر از خانواده خود شخص ، به خصوص [ از طرف کسانی که ] در جوامع دولتمند و غنی [ زندگی می کنند ] ، جایی که اعضای خانواده‌شان احتمالاً وضعیت بهتری نسبت به غریبه های ناآشنا در جوامع کم درآمد دارند ، اخلاقاً مرجح است . هم قرآن و هم کتاب مقدس این دیدگاه فراگیرتر را به عنوان فضیلت اخلاقی می شناسند .

نباید انکار کرد که تقسیم جامعه به واحد های کوچکی که در آن افراد بالغ مسئولیت های مشخصی برای زندگی در کنار فرزندان دارند ، ارزش زیادی دارد . این در هماهنگی با احساسات غریزی تکامل یافته ما است و ما می توانیم این را در دیگر پستان‌داران اجتماعی دیگر نیز ببینیم . هرچند آزمایش های غیر رسمی نشان می دهد که همکاری والدین [ co-parenting ] که در آن دسته های افراد بالغ ، فرزندان همدیگر را تربیت می کنند در حال گسترش است ، نظم و ترتیب های دیگر مثل فرزندپروری جمعی [ collective child-rearing ] در کیبوتس اسرائیل ، موفق نشده اند .

یک خانواده‌ با کارکرد خوب ، بیش از بقیه مدل های طراحی شده تا کنون محیطی دوست‌داشتنی تر و با ثبات تر برای فرزندان فراهم می کند ولی این بدین معنا نیست که آن خانواده باید بر اساس خانواده سنتی بنا شده باشد . در حقیقت ، علیرغم توافق پاپ و امام درباره‌ی اهمیت خانواده ، سنت های مسیحیان و مسلمانان عقیده های متفاوتی از آن چه که خانواده هست دارند ؛ آن طور که دومی اجازه بیش از یک همسر اختیار کردن به مردان می دهد . اگر علیرغم این تفاوت ها ، فرانسیس و الطیب آمادگی قبول هواداری یکدیگر از " خانواده " را دارند ، آن ها باید قادر به قبول کردن دیگر مدل ها نیز باشند تا وقتی که گواه محکمی مبنی بر این که آن مدل ها برای طرفین درگیر در آن ها ، از جمله کودکان ، مضر هستند ، یافت نشود .

جالب است که " سند برادری انسانی برای صلح جهانی و زندگی در کنار یکدیگر " شک در اهمیت خانواده را یکی از تهدید آمیز ترین شرور دوره‌ی ما می داند . از یک نظرگاه کلی ، مفیدِ فایده نیست که خود را به چنین مولفه هایی محدود کنیم . مسافرت و اینترنت راه دوستی های جدیدی فراتر از خانه و مرز کشور ها را هموار می‌سازد . اگر ما واقعاً نگران " برادری انسانی " هستیم ، آن گاه شاید باید بیش از آن که آن هایی را که خانواده سنتی را به عنوان محدود کننده‌ای بی جهت می بینند را تقبیح کنیم ، بیشتر انگشت تاکید بر بنا نهادن روابطی که جهان را گسترش می دهد بِنَهیم .

تاریخ : 5 مارس 2019 و منبع