این نوشتار، ترجمهی گزارش وبسایت Foreign Policy است. اصل گزارش را میتوانید اینجا مطالعه کنید.
اگر به روابط بینالملل علاقهمندید، میتونید پادکست آنارشی رو هم دنبال کنید.

روسیه در حال تحمل تلفات در اوکراین است و اقتصادش نیز در حال فروپاشی است. این در حالی است که همزمان،جهان دموکراتیک در یکپارچهترین حالت ممکن قرار گرفته است. با این حال هنوز مشخص نیست چین کجای ماجرا ایستاده؟
By Yun Sun, senior fellow, co-director of the East Asia Program, and director of the China Program at the Stimson Center
به دو دلیل امکان رها کردن سیاستهای فعلی چین در قبال روسیه بعید است. اولا، رها کردن روسیه مهم ترین مشکل امنیتی خارجی چین را، که در حقیقت ایالات متحدهی آمریکا است، نه حل میکند و نه التیام میبخشد. در داخل چین،بسیاری مخالف خیانت به روسیه هستند چون آمریکا امتیازات جذاب و خوبی برای این کار پیشنهاد نکرده است.(یعنی ضرر این کار بیش از سود آن است) حداقل،مقاومت روسیه به تنهایی،نوعی موازنه سازی و ایجاد حواسپرتی علیه غرب است. رها کردن روسیه و کاهش خطر آن برای غرب ممکن است به تمرکز شدید غرب بر چین ختم شود (به جای روسیه).
دلیل دوم داخلی است. حتی اگر چین بخواهد سیاست خود در قبال روسیه را تعدیل کند (چنان که بسیاری باور دارند چنین خواهد کرد)، این اتفاق در جنگ اوکراین نمیافتد. علت آن ساده است: جنگ اوکراین بسیار به نشست مشترک شی جین پینگ و پوتین در چهارم فوریه که دو رئیس جمهور در آن از تحکیم همکاریها سخن گفتند نزدیک است. تغییر سیاست در قبال روسیه آن هم به این سرعت، شی جین پینگ را زیر سوال میبرد.[ چنین اقدامی برای رئیس جمهور چین هزینههای داخلی خواهد داشت.]
جامعهی سیاسیون چین حامی این ایدهاست که جنگ اوکراین،یک فرصت مناسب برای چین فراهم می کند. چین بخشی از منازعه نیست، اوکراین قلمرو چین نیست و نزدیکی چین به روسیه میتواند یک اهرم امتیازگیری باشد.به نظر میرسد جنگ قدرت چانهزنی چین را در برابر ایالات متحدهی آمریکا افزایش داده و غرب را بین دوراهی روسیه و چین گمراه کرده.همچنین نگرانیهای ایالات متحده را در منطقهی آسیا-پاسیفیک عمیق تر کرده است.
By Philipp Ivanov, the CEO of Asia Society Australia
جنگ اوکراین،اولین آزمون مشارکت ' بدون محدودیت ' چین و روسیه است.چین و روسیه ارزش رابطهشان در مقابل منافع اقتصادی،دیپلماتیک و استراتژیک جهان غرب را ارزیابی خواهند کرد. برای روسیه، همزمان با منزوی شدن از غرب،وابستگی به چین برای حمایتهای اقتصادی،دیپلماتیک،تکنولوژیک و سیاسی بیشتر میشود.چین اما چیزهای بیشتری در خطر خواهد بود.
روسیهی ضعیف شده توسط جنگ و تحریم ها اما نه آشوبناک و بیثبات با منافع درازمدت چین متناسب است. انزوای روسیه او را به جایگاه یک شریک کوچکتر و ضعیفتر در رابطه بدل خواهد کرد در حالی که وابستگی اقتصادی و استراتژیکیاش به چین افزایش مییابد. چین احتمالا پیشبینی ناپذیری و تمایل روسیه به تجاوز را در نظر گرفته است. در حالی که بحران اوکراین مرزهای فرضهای چین در مورد نوسانهای روسیه را تغییر میدهد،اما در محاسبات بلندمدت چین تغییری ایجاد نخواهد کرد. روسیهی دوست،از نظر اقتصادی وابسته و سرشار از منابع طبیعی یک همسایهی استراتژیک خوب برای رقابت و مواجههی احتمالی با ایالات متحده در آینده است.
چین پیوند اقتصادی برجستهی خود با غرب را به خاطر روسیه به خطر نمیاندازد. اکنون، چین اقدامات بسیار محدودی در راستای کمک به روسیه انجام میدهد. اما ابزارهای لازم برای کمکهای بیشتر را در صورتی که وضعیت تغییر کند، دارد. در صورتی که جنگ و پاسخ غرب به آن تشدید شود، چین، تعهد خود به روسیه را مورد ارزیابی مجدد قرار خواهد داد. محرکهای احتمالی پکن ممکن است استفادهی موسکو از سلاح شیمیایی یا بیولوژیکی و تلفات گستردهی غیرنظامیها باشد.
چین در حال آموختن درسهایی ارزشمند از جنگ روسیه-اوکراین است. اول از همه، چین به احتمال زیاد نتیجه خواهد گرفت که یکپارچگی مجددِ از سر اجبار با تایوان در آیندهی نزدیک و با موازنهی قدرتِ موجود در شرق آسیا، دست نیافتنی است. تجاوز نظامی به تایوان ممکن است بسیار از نظر نظامی پیچیده تر و غیر قابل پیشبینیتر از موردِ اوکراین باشد. احتمال کشیده شدن پای ایالات متحده و شرکایش به منازعه نیز، بالا است.
دوم این که، چین سیاستهای کاهش وابستگی به نظامهای مالی،تکنولوژیها و منابع غربی را تسریع خواهد کرد؛ وظیفهای که به خوبی در حال انجام است محقق شدن آن در میانمدت و کوتاهمدت دشوار خواهد بود چرا که چین در معرض بازارها،سرمایه و تکنولوژیهای غربی است.
نهایتا، چین از اشتباهات روسیه در میدان نبرد، در دیپلماسی و در فضای اطلاعاتی خواهد آموخت. میتوانم توقع داشته باشیم چین به خوبی و با دقت جنگ اوکراین را مطالعه کند چنان که فروپاشی شوروی را مطالعه کرد ( مطالعهای که بر خط سیر چین در دههی ۱۹۹۰ اثر گذاشت و منجر به ظهور چین به عنوان یک قدرت جهانی شد).
By Yasheng Huang, Epoch Foundation professor of international management at the Massachusetts Institute of Technology
مقامات ایالات متحده همواره هشدار داده اند که اگر چین به روسیه کمک کند، ایالات متحده حواسش جمع است و عواقبی بر چین تحمیل خواهد کرد. آنتونی بلینکن در چند مورد گفته است که اقدامات بلندتر از کلمات حرف میزنند (Actions Speak Louder Than Words). ایالات متحده کاملا درست می گوید. آنچه که اهمیت دارد گفتههای چین نیست، اقدامات چین است. اندازهی اقتصاد روسیه از استان گواندانگ کوچکتر است. اگر چین تصمیم بگیرد به شکل موثری به روسیه کمک کند، شاید تاثیری بر نتیجهی نهایی نداشته باشد اما میتواند به طولانیتر شدن جنگ، ایجاد تلفات انسانی بیشتر و تشدید تنشها منجر شود. اقدامات چین،مهم هستند.
با این حال، ایالات متحده به گفتههای خود پایبند نیست. واشنگتن مکرراً چین را به جای آنچه در عمل انجام میدهد، بر اساس گفتههای مقامات رسمیاش قضاوت و نقد میکند. تا امروز، هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد چین به روسیه کمک نظامی کرده است. کاملا بر عکس. در همان روزهای نخست جنگ، بیجینگ تامین مالی برخی معاملات با روسیه را محدود کرد. سینوپک(Sinopec)، یکی از بزرگ ترین شرکتهای فعال در حوزهی انرژی چین، مذاکرات برای سرمایهگذاری در روسیه را تعلیق کرد. یک روز پس از ملاقات مجازی با جو بایدن، شی جین پینگ یک فرمان اجرایی جهت تشدید مقررات خرید تجهیزات نظامی امضا کرد. صرفا یک همزمانی ساده بود؟ شاید، اما نمیتوانیم امکان وجود ارتباط بین آن ملاقات و این تصمیم را کاملا رد کنیم.
مقامات آمریکا هیج کدام از این تصمیمات را نپذیرفته و مورد توجه قرار نداده اند. در عوض، آنها انتخاب کرده اند که مقاومت چین در محکوم کردن روسیه و تبلیغ دروغهای روسیه در مورد سلاح های بیوشیمیایی در اوکراین را برجسته کنند. این موارد، درد آور هستند اما آیا از کارهایی که چین تصمیم گرفته انجام ندهد، مثلا این که تا امروز درخواست کمک روسیه در جنگ را رد کرده، مهم تر هستند؟
بیایید اولویتهایمان رو درست مرتب کنیم. دشمن خونین، آشکار و امروز غرب پوتین است، مردی گستاخ و مغرور که انگشتش بر ماشهی شش هزار کلاهک اتمی است. این مردی است که در کابیهی قبلی ایالات متحده نوازش شده، در حالی که روابط چین و ایالات متحده بد تر گشته است.مقامات آمریکا باید عقل کرده و هر چه میتوانند در جهت بیشتر کردن جدایی چین و روسیه انجام دهند. وقت آن است که دوباره اصل نیکسون را مرور کنیم :
دشمنِ دشمن من، دوست من است.
ایالات متحده آمریکا فرصت دارد دو کار را به سرعت انجام دهد. اول تشویق و حمایت زلنسکی برای ارتباط برقرار کردن با شی جین پینگ و دوم استقبال از پیشنهاد اوکراین جهت ایجاد ترتیبات امنیتی آینده برای اوکراین که چین را نیز شامل بشود. بیایید این بحث که جنگ، نمایانگر جدال دموکراسی و اتوکراسی است را رها کنیم. احیای دوبارهی پیوند ایدئولوژيک بین روسیه و چین در هر زمان، به ویژه اکنون، عاقلانه نیست.
نهایتا، ایالات متحده در ابراز تهدید تحریم های اقتصادی بی وقفه عمل میکند. اما باید این اظهارات را با توسل به اصول و دیدگاههایی که چین پذیرفته است، همراه کند. یکی از آن اصول که شخص شی از آن حمایت میکند، تاسیس << جامعهای با آیندهای مشترک برای بشریت>> است. لحظهی انجام این کار، الان است.

By Maria Repnikova, a scholar of Chinese politics at Georgia State University
چین، واکنش یکپارچهی بینالمللی به جنگ روسیه در اوکراین را یک درس عبرت برای جاهطلبیهایش در مورد به چالش کشیدن نظم لیبرالمحور موجود میداند. به ویژه، از آغاز جنگ یکی از مواردی که در بازنماییهای رسانههای معروف و منتخب چینی در مورد منازعهی اوکراین-روسیه ظهور کرده است، تقویت خودکفایی چین در زمینههای نظامی،تکنولوژیک و اقتصادی است. با حمایت از توانمندیهای داخلیاش، چین امیدوار است که از خود در برابر عواقب ویرانکنندهای که روسیه به دلیل تحریمهای اعمال شده از سوی غرب با آنها مواجه شده است، جلوگیری و محافظت کند. بلافاصله پس از تجاوز، چین در روابط اقتصادی خود با روسیه جانب احتیاط را رعایت کرده است تا مطمئن شود به خاطر دور زدن تحریمهای غرب، مورد سرزنش و بازخواست قرار نمیگیرد. نتیجتاً، به نظر میرسد چین به جای نجات روسیه از رژیم تحریمها، در حاشیه مانده و از محدودیتهای جدیدِ اعمال شده بر روسیه، تبعیت میکند.
در مورد تایوان، فهمیدن اینکه جنگ روسیه، ممکن است منجر به تحت تاثیر قرار دادن موضع چین شود، دشوار است. از یک سو، انزوای شدید و جدی روسیه از نظام بینالملل ممکن است باعث شود چین، از تعقیب سیاست ادغام و یکپارچگی تایوان در کوتاهمدت جلوگیری کند. از سوی دیگر، در بحثهای مشهور و پرطرفدار در پلتفرمهای رسانهای چین، نظراتی در مورد مقایسهی بین اوکراین و تایوان ارائه شده و از دولت چین در بازگرداندن تایوانِ سرکش و حامی غرب به دامن چین حمایت میکند. مقامات بلندپایهی چین بارها روشن کردهاند که تایوان، اوکراین نیست! چنانکه آنها تایوان را همین الان هم بخشی از چین میدانند. برخی نظرات افراطیِ وطنپرستانه هم سانسور شده است. با این حال، احساسات قاطعانهای در برابر تایوان وجود دارد و احتمالاً با تجاوز روسیه به اوکراین تشدید هم شدهاند. مسئلهی دیگری که باید در نظر داشت، این است که آیا جامعهی بینالمللی میتواند چنان که روسیه را منزوی کرد، چین را هم چنین کند؟ بازار چین بسیار بزرگتر است و اگر نگوییم غیر ممکن است، قطع ارتباط با آن دشوارتر خواهد بود. دولت چین در مورد تحمل فشار ها از جانب غرب، باید بداند و آگاه باشد که نباید خودش را در همان لیگ و دستهای ببیند که روسیه در آن است.
در مورد پتانسیل خود برای جدا شدن از غرب، من فکر میکنم چین همچنان در خط انتقاد از غرب به دلیل زدن جرقهی این منازعه در حالی که عموما تحریمها را رعایت کرده و حمایت محدودی از روسیه ارائه میدهد، ادامه خواهد داد. ( حمایت محدود از روسیه و تبعیت از عموم تحریمها ) از نظر ایدئولوژیک، چین همچنان به زیر سوال بردن و تضعیف هژمونی غرب (به ویژه آمریکا) دفاع میکند. با این حال، چین برای رقابت بلندمدت با ایالات متحده احتمالاً از رویارویی مستقیم و انزوا، دور خواهد جست. طبق قوانین و قواعد بازی خواهد کرد و در عین حال خیال و آرزوی تغییر آنها را در سر خواهد پروراند. به نظر میرسد چین در کنار روسیه است اما در عمل، چین همیشه به دنبال پیشبرد منافع ملی خود است. در حال حاضر، این منافع شامل تعامل انتخابی(Selective engagement) با غرب است.

By Elizabeth Wishnick, professor of political science at Montclair State University
با در نظر گرفتن اینکه شی مکرراً بر همکاری با دیگر کشورها در حکمرانی جهانی و ساختن جامعهی با سرنوشت مشترک تاکید کرده، پکن نقش دیپلماتیک حاشیهای را در پاسخ به حملهی روسیه به اوکراین ایفا کرده است. مقامات چینی ایدهی ایفای نقش کشورشان به مثابه یک میانجیگر را مطرح کرده اند، اما تا امروز اسرائیل و ترکیه فعال ترین میانجیگران بوده اند در حالی که چین عمدتا نقش حاشیهای داشته است.
شراکت استراتژیک چین-روسیه ممکن است هیچ محدودیتی نداشته باشد، اما سفیر چین در ایالات متحده گفته است حرف نهایی را در رابطهی چین و روسیه منشور سازمان ملل میزند. این چین را در یک وضعیت غیر قابل دفاع قرار داده: چین ادعا میکند از تمامیت ارضی دولت ها مطابق منشور سازمان ملل حمایت میکند، و مقامات چینی حتی گفتهاند که تمامیت ارضی اوکراین را به رسمیت میشناسند. چین هیچ وقت الحاق کریمه به روسیه را به رسمیت نشناخته است. با این حال دولتمردان چین همچنین به طور عمومی و در ملاء عام تجاوز روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ و واژهی تجاوز را به کار نبرده اند. برعکس، چین به دو قطعنامه سازمان ملل در محکومیت آن رای ممتنع داد و از مناقع امنیتی مشروع روسیه در اوکراین سخن گفت.
همزمان با نفی هر مقایسهای در مورد تقلای اوکراین برای حفظ حاکمیتاش و آیندهی تایوان، که پکن مدعیست یک استان مرتد و خائن چین است، دولتمردان چینی از مثال اوکراین استفاده میکنند تا به تایوان در مورد توقع و انتظارِ مداخله و کمک نظامی مستقیم ایالات متحده هشدار دهند. ژو فنگلیان، سخنگوی امور تایوان دولت چین، تاکید کرده است که در افغانستان و اوکراین، ایالات متحده ثابت کرده است یک متحد غیرقابل اعتماد است و در درجه اول به منافع ژئوپلتیک خود توجه دارد. وانگ ونبین، معاون دفتر اطلاع رسانی وزارت خارجه، مدعی شده است مقامات آمریکایی به دلیل انگیزه باطنی واشنگتن برای ایجاد بحران در تنگهی تایوان، تایوان را به اوکراین گره میزنند و همچنین به ایالات متحده با عبارت << بازی با آتش >> هشدار داده است. تفسیر چین پیام مشابهی در مورد تحریم ها نیز دارد: تحریمها اثر معکوس دارند و به کشورهای اِعمال کننده آسیب خواهند رساند.
اگرچه، درسهایی که برخی پژوهشگران در چین راجع به روسیه متصورند میتواند در مورد چین و اهداف آن در مورد تایوان نیز صدق کند. فنگ یوجون، محقق برجستهی دانشگاه فودان، در هفته نامهی Southern People اشاره کرد که پوتین حرکت خود در اوکراین را با احساس یک گشایش استراتژیک انجام داد. او افزود در حالی که روسیه تحریم ها را کم اهمیت جلوه داده است، اما این تحریم ها یک ضربهی بزرگ به پیکر اقتصاد روسیه است. مثل پوتین، شی همواره گفته است که چین با یک لحظهی اقبالِ استراتژیک روبرو است، اما مشخص نیست که آیا یک پاسخ یکپارچه و قابل توجهِ غافلگیر کننده از سوی غرب به تجاوز روسیه به اوکراین میتواند منجر به بازاندیشی رهبران چین در مورد خطرات مربوط به تایوان بشود یا خیر.
