جملات
شعر
گردشگری
سلامت
زیبایی
کسب و کار
بیوگرافی
سینما
کتاب
روزانه » متن و جملات
زیباترین گلچین اشعار و غزلیات عاشقانه حافظ (غزل شماره 51 تا 100) از دیوان حافظ
شعر و غزلیات حافظ از 51 تا 100
در ادامه اشعار زیبا از حافظ در این بخش بخش دوم یعنی غزل شماره 51 تا 100 از دیوان حافظ را گردآوری کرده ایم و امیدواریم این غزلیات و اشعار مورد توجه شما عزیزان قرار بگیرد.
غزل شماره 51 حافظ شیرازی
لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است
وز پی دیدن او دادن جان کار من است
شرم از آن چشم سیه بادش و مژگان دراز
هر که دل بردن او دید و در انکار من است
ساروان رخت به دروازه مبر کان سر کو
شاهراهیست که منزلگه دلدار من است
بنده طالع خویشم که در این قحط وفا
عشق آن لولی سرمست خریدار من است
طبله عطر گل و زلف عبیرافشانش
فیض یک شمه ز بوی خوش عطار من است
باغبان همچو نسیمم ز در خویش مران
کآب گلزار تو از اشک چو گلنار من است
شربت قند و گلاب از لب یارم فرمود
نرگس او که طبیب دل بیمار من است
آن که در طرز غزل نکته به حافظ آموخت
یار شیرین سخن نادره گفتار من است
تفسیر: دوستان خود را فراموش نکن. از عیب جویی بی خردان بیمی به دل راه نده. در امر ازدواج موفق و سعادتمند خواهی شد.
غزل شماره 52 حافظ شیرازی
تغییر 180 درجه ای چهره با عمل چشم گربه ای🔖50% آف هم گذاشتیم
فرصت محدود !
روزگاریست که سودای بتان دین من است
غم این کار نشاط دل غمگین من است
دیدن روی تو را دیده جان بین باید
وین کجا مرتبه چشم جهان بین من است
یار من باش که زیب فلک و زینت دهر
از مه روی تو و اشک چو پروین من است
تا مرا عشق تو تعلیم سخن گفتن کرد
خلق را ورد زبان مدحت و تحسین من است
دولت فقر خدایا به من ارزانی دار
کاین کرامت سبب حشمت و تمکین من است
واعظ شحنه شناس این عظمت گو مفروش
زان که منزلگه سلطان دل مسکین من است
یا رب این کعبه مقصود تماشاگه کیست
که مغیلان طریقش گل و نسرین من است
حافظ از حشمت پرویز دگر قصه مخوان
که لبش جرعه کش خسرو شیرین من است
تفسیر: دیگر خسته شده ای. صبرو قرار نداری از سرگردانی خسته ای و این باعث دل شکستگی تو شده است. فقر و بی پولی عذابت می دهد. مقصود و مراد تو همان ثروت است که برای رسیدن به آن خود را به هر آب و آتشی می زنی. نترس روزی خواهد رسید که همه ی مردم تو را تحسین کنند و از تو کمک می خواهند.
مطلب مشابه: گلچین بهترین اشعار و غزل عاشقانه حافظ (غزل شماره 1 تا 50) از دیوان حافظ
زیباترین گلچین اشعار و غزلیات عاشقانه حافظ (غزل شماره 51 تا 100) از دیوان حافظ
غزل شماره 53 حافظ شیرازی
منم که گوشه میخانه خانقاه من است
دعای پیر مغان ورد صبحگاه من است
گرم ترانه چنگ صبوح نیست چه باک
نوای من به سحر آه عذرخواه من است
ز پادشاه و گدا فارغم بحمدالله
گدای خاک در دوست پادشاه من است
غرض ز مسجد و میخانهام وصال شماست
جز این خیال ندارم خدا گواه من است
مگر به تیغ اجل خیمه برکنم ور نی
رمیدن از در دولت نه رسم و راه من است
از آن زمان که بر این آستان نهادم روی
فراز مسند خورشید تکیه گاه من است
گناه اگر چه نبود اختیار ما حافظ
تو در طریق ادب باش و گو گناه من است
تفسیر:
با یک عذرخواهی همه چیز درست می شود و انشاالله از بند غم رهایی خواهی یافت. خداوند از تو حرکت می خواهد و خود برکت عطا می فرماید. روی به آستان حق بیاور تا به مقام عالی برسی.