برای نامگذاری برندهای جدید یا ارزیابی نام برندهای موجود، راب مِیِرسُن (Rob Meyerson) یک چارچوب خوب ارائه کرده که کمک میکنه بهتر و براساس یک چکلیست، نام انتخاب شده رو ارزیابی کنیم.

مدل رو ترجمه کردم و خیلی مختصر توضیح دادم (تصویر چکلیست در انتهای متن اومده):
هماهنگی با استراتژی برند:
نام باید بازتابدهنده ماموریت، چشمانداز، و ارزشهای برند باشد؛
ارتباط با مخاطبان هدف:
نام باید برای مشتریان و ذینفعان مورد نظر جذاب باشد؛
موقعیتیابی:
باید به برند کمک کند تا در بازار و در نقاط فروش متمایز و برجسته دیده شود؛
مقیاسپذیری و انعطافپذیری:
نام باید امکان رشد آینده، گسترش خطوط تولید، یا توسعه بازار را فراهم کند.
در یادماندن:
نام باید به راحتی به خاطر سپرده شود و قابل یادآوری باشد؛
تمایز:
باید از رقبا متمایز باشد و هویت منحصربهفردی داشته باشد؛
تأثیر احساسی:
نام باید احساسات و ارتباطات مناسبی را در ذهن مصرفکنندگان برانگیزد؛
جذابیت ظاهری:
نام باید در فرم نوشتاری زیبا به نظر برسد و در گفتار خوشآهنگ باشد.
قابلیت ثبت علامت تجاری: نام باید به اندازه کافی منحصربهفرد باشد تا قابل ثبت و محافظت قانونی باشد و از تداخلات تجاری جلوگیری کند؛
دسترسی به نام دامنه:
داشتن نام دامنه مناسب برای حضور دیجیتال ضروری است؛
ملاحظات زبانی: اگر برند قصد فعالیت بینالمللی دارد، نام باید در زبانها و فرهنگهای مختلف معنای نامناسبی نداشته باشد؛
تلفظ و املای ساده:
باید به راحتی قابل تلفظ و نوشتن باشد تا خطرات اشتباهات ارتباطی کاهش یابد؛
رعایت مقررات:
نام باید به مقررات صنعت خاص و استانداردهای نامگذاری پایبند باشد.

امیدوارم تصمیمگیری برای انتخاب یا تغییر نام برند رو براتون یه مقدار راحتتر کنه.
#Branding #BrandNaming #نام_برند #برندسازی #نامگذاری